کتاب جشن شکلات

مدرسه پرماجرا 2
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
1دیدگاه
/
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
کتاب آقای ناوال مدیر با حال (مدرسه ی عجیب و غریب 2) - 0
کتاب آقای ناوال مدیر با حال (مدرسه ی عجیب و غریب 2) - 1
کتاب آقای ناوال مدیر با حال (مدرسه ی عجیب و غریب 2) - 2
کتاب آقای ناوال مدیر با حال (مدرسه ی عجیب و غریب 2) - 3

کتاب آقای ناوال مدیر با حال

مدرسه ی عجیب و غریب 2
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
توضیحات محصول
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران

درباره کتاب جشن شکلات :

در کتاب جشن شکلات از دسته کتاب‌های داستان کودک و نوجوان یکی از جلدهای مدرسه پرماجرا می‌باشد که راجع به ای. جی که در کلاس دوم درس می‌خواند و به خاطر تنبلی بیشتر اوقات تکالیفش را انجام نمی‌دهد.

ای. جی در کلاس دوم دبستان درس می‌خواند و غالبا در انجام تکالیف مدرسه خود کوتاهی می‌کند؛ یک روز وقتی معلمش، خانم دیزی متوجه می‌شود که ای. جی برای سومین بار متوالی دیکته خود را ننوشته او را به دفتر مدیر مدرسه، پیش آقای کلاتز می‌فرستد؛ ای. جی که تاکنون به دفتر مدیر نرفته فکر می‌کند مدیر یک سیاهچال در زیرزمین مدرسه دارد و بچه‌هایی که تکالیف خود را انجام نمی‌دهند و کارهای بد می‌کنند به آنجا می‌برد و شکنجه می‌کند.

وقتی ای . جی به دفتر آقای کلاتز مراجعه می‌کند متوجه می‌شود که آقای مدیر عصبانی به نظر نمی‌رسد و قصد تنبیه او را ندارد. آقای کلاتز هم راجع به وقتی که یک پسربچه بود و مدام برای خود و سایرین دردسر ایجاد می‌کرد برای ای. جی صحبت می‌کند؛ او می‌گوید که بیشتر اوقات انگیزه‌ای برای انجام تکالیف مدرسه نداشته و تنها مواقعی که مادرش برای انجام دادن تکالیفش یک شکلات به عنوان جایزه در نظر می‌گرفت تکالیفش را انجام می‌داد. آقای مدیر یک شکلات به ای . جی می‌دهد تا انگیزه‌ای برای نوشتن دیکته در او ایجاد کند و از او می‌خواهد که در این مورد به دوستانش حرفی نزند.

بخشی از کتاب جشن شکلات :

وقتی به کلاس برگشتم، همه به من خیره شدند. احتمالا می خواستند ببینند گریه کرده ام، یا زخمی شده ام یا چیزهایی مثل این. وقتی روی صندلی نشستم، رایان یواشکی پرسید: "تو را برد زیرزمین و شکنجه ات داد؟" گفتم: "نه، به من جایزه داد." "چه جور جایزه ای؟" "نمی توانم بگویم." "اوه، زود باش دیگر." "قول داده ام نگویم." "اگر بگویی من حاضرم بهترین دوستت بشوم."

"خیلی خب، وقت ناهار نشانت می دهم."وقت ناهار، من به همراه بهترین دوستم، رایان، و مایکل و آندرای خودشیرین و امیلی همیشه گریان (حتی وقتی اتفاق بدی هم نیفتاده است) سر یک میز نشستیم. باید آنجا بودید و می دیدید که وقتی شکلات را از کیفم درآوردم، قیافه هایشان چه جوری شده بود.مایکل گفت: "از کجا آوردیش؟ مادرت معمولا تکه های هویج برای دسرت می گذاشت." گفتم: "آقای کلاتز به من داد. او توی کشوی میزش، یک عالمه شکلات دارد."

فهرست کتاب جشن :

  • مدیر پرنده
  • دردسر بزرگ
  • مدیر مدرسه دوست شماست
  • جایزه
  • دهن گشاد من
  • جشن شکلات
  • معلم جانشین
  • ابروهای آقای کلاتز در هم می رود
  • آقای کلاتز سرود ملی می خواند
  • آقای کلاتز عجیب تر می شود
  • دیگر کارد به استخوانم رسیده
  • قرارداد سخت
  • بیچاره آقای کلاتز

خرید کتاب جشن شکلات:

برای خرید کتاب جشن شکلات اثر دن گاتمن به کتابانه مراجعه فرمائید.

 























نظرات کاربران درباره کتاب جشن شکلات