کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه
کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه

کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه

قصه های طنز از تهران قدیم
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
توضیحات محصول
مشخصات
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران

کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه

 

 

کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه، مجموعه‌ای از چند داستان طنز از تهران قدیم می‌باشد که قصه‌های آن به دوران میانی قاجار تا پایان دوران پهلوی باز می‌گردد. درون‌ مایه‌ی قصه‌ها ترکیبی از واقعیت و خیال نویسنده می‌باشد که باهم آمیخته شده‌اند.

نویسنده کتاب، تمام سعی خود را بر آن گذاشته است تا در روایت داستان‌ها، نمادهای فرهنگی و آیینی آن دوران، به صورت یکجا و آمیخته باهم بیان شوند. مشتی ممدلی و ماشین معروفش به نام اتول‌خان، در تمام دوره‌های تاریخی داستان‌های این مجموعه به عنوان قهرمانان اصلی حضور دارند. کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه برای گروه سنی نوجوان به تالیف رسیده است.

عروسی شاهانه جشن بزرگانه، داستان اول این کتاب در رابطه با عروسی دختر مظفرالدین شاه می‌باشد؛ مراسمی که در مدت زمان کوتاهی به خاطر وسیله‌ای به نام " هودج نقاله " که امروزه به آن تله‌کابین می‌گویند به ضرب‌المثل تبدیل شد.

داماد، پسر حاکم تهران (پسرعموی عروس) بود. عروس هم عفت خانم، دختر پادشاه خوش قدم ایران مظفرالدین شاه قاجار بود. به همین دلیل هم مراسم جهاز برون دختر شاه قاجار یک هفته به طول انجامید. اما متاسفانه روز مراسم، دعوای جانانه‌ای بین دو خانواده عروس و داماد شکل گرفت و جشن عروسی در یک نصفه روز به هم خورد.

 

برش از متن:

میرزا ابراهیم‌ همان‌طور که داشت با یکی از دوربین‌های عکاسی‌اش ور می‌رفت، گفت: شنیده‌ام یک اتول نو خریده‌اید. پیغام دادم اگر مایل باشید، برای کمک به سینماتوگرافی، مراسم عروسی شاهانه، همراه اتول‌تان در خدمت باشیم.

دل توی دل مشتی نبود. از مدت‌ها پیش خبر عروسی عفت خانم، دختر شاه مبارک قدم مظفرالدین شاه با پسرعمویش که فرزند مؤیدالدوله حاکم تهران بود، زبان به زبان چرخیده بود. یک هفته‌ای می‌شد که خیابان‌های تهران شاهد حمل جهاز عروس به خانه‌ی داماد بودند.

نظر سرکار در این مورد چیست؟

مشتی از فکر و خیال درآمد.

-باعث افتخار بنده است. امر بفرمایید در خدمت باشم. از دست من چه کاری برمی‌آید؟

میرزا ابراهیم دسته‌ی دوربین را برای چرخاندن فیلم به کار انداخت.

خدمت از ماست. قرار شده من و دستیارم دوربین را بالای سقف اتول شما کار بگذاریم از مراسم فیلم سینماتوگراف تهیه کنیم. شما در کنار مراسم اتول می‌رانید، ما هم کارمان را انجام می‌دهیم. دستمزدمان را امیر بهادر تقبل کرده‌اند. لطف می‌کنید و این برگه‌ی قرارداد را انگشت بزنید...

 

 

 

مشخصات























نظرات کاربران درباره کتاب عروسی شاهانه جشن بزرگانه