کتاب آیدا در آینه - احمد شاملو - 0
کتاب آیدا در آینه - احمد شاملو - 1
کتاب آیدا در آینه - احمد شاملو - 2

کتاب آیدا در آینه | احمد شاملو

5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
وضعیت کالا :
آماده ارسالآماده ارسال
قیمت:
۱۰۰٬۰۰۰
تومان
* تنها 2 عدد در انبار باقی مانده
افزودن به سبد خرید
توضیحات محصول
مشخصات
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران

معرفی کتاب آیدا در آینه

کتاب “آیدا در آینه" مجموعه اشعاری زیبا و خواندنی، با قالب شعر سپید است، اگرچه دارای وزن و قافیه نیست اما در سطح بالایی آهنگین، وزین و قوی ست و دربردارنده­ی موضوعاتی از قبیل مسائل سیاسی، اجتماعی و عاشقانه­های "شاملو" در وصف معشوق ابدی خود "آیدا" می­باشد. نحوه­ی عبارت پردازی، ترکیب­های بی­نظیر و ماهرانه­ی موجود در شعرها بر زیبایی هر چه بیش­تر آن­ها افزوده است. قلم جادویی شاعر بر ژرفای روح شما نفوذ کرده و لذتی وصف ناشدنی را برایتان پدیدار می­سازد؛ توصیف­های خیال انگیز و تسلط استادانه­­­ی او بر گنجینه­ی واژگان شاعرانه­ی ادبی نو و کهن، موجب شده که همانند یک ساحره روح و قلبتان را مغلوب و تسخیر خویش سازد و آن چه در افکار دارد را به زیبایی برایتان تداعی کند؛ شاعر چنان دل­نشین، واژه­ها را در کنار یک­دیگر به نمایش گذاشته که تمام ذهنتان را با خود همراه کرده و شما را به وجد می­آورد؛ به عبارتی ساده­تر "آیدا در آینه" از آن دسته کتاب هایی ست که به هنگام خواندنش متوجه گذر زمان نشده و از به پایان رسیدنش افسوس می­خورید و بارها و بارها با لذت هر چه تمام­تر مطالعه­اش می­کنید. این کتاب احمد شاملو یکی از برترین اشعار شعر سپید است که لازم است هر کسی حداقل یک بار در زندگیش آن را بخواند.

 

برشی از متن کتاب آیدا در آینه


از مرگ...

 

هرگز از مرگ نهراسیده ام اگر چه دستانش از ابتذال شکننده­تر بود هراس من –باری- همه از مردن در سرزمینی ست که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد. جستن یافتن و آن گاه به اختیار برگزیدن و از خویشتن خویش بارویی پی افکندن – اگر مرگ رااز این همه ارزشی بیش­تر باشد حاشا که هرگز از مرگ نمی­هراسم.   آیدا در آینه لبانت به ظرافت شعر شهوانی­ترین بوسه­ها را به شرمی چنان مبدل می­کند که جاندار غارنشین از آن سود می­جوید تا به صورت انسان درآید. و گونه هایت با دو شیار مورب، که غرور تو را هدایت می­کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده­ام بی آنکه به انتظار صبح مسلح بوده باشم، و بکارتی سربلند را از روسبی خانه­های داد و ستد سر به مهر باز آورده­ام. هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم! و چشمانت راز آتش است. و عشقت پیروزی آدمی ست هنگامی که به جنگ تقدیر می­شتابد. و آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مردن و گریز از شهر که با هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می­کنند. کوه با نخستین سنگ­ها آغاز می­شود و انسان با نخستین درد. در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی­کرد- من با نخستین نگاه تو آغاز شدم. توفان ها در رقص عظیم تو به شکوهمندی نی لبکی می­ نوازد، و ترانه­ی رگ­هایت آفتاب همیشه را طالع می­کند. بگذار چنان از خواب برآیم که کوچه های شهر حضور مرا دریابند. دستانت آشتی است و دوستانی که یاری می­دهند تا دشمنی از یاد برده شود. پیشانی­ات آینه­یی بلند است تابناک و بلند، که ((خواهران هفت گانه)) در آن می­نگرند تا به زیبایی خویش دست یابند. دو پرنده­ی بی طاقت در سینه­ات آواز می­خوانند. تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید تا عطش، آب­ها را گواراتر کند؟ تا در آیینه پدیدار آیی عمری دراز در آن نگریستم من برکه­ها و دریاها را گریستم ای پری­وار در قالب آدمی که پیکرت جز در خلواره­ی ناراستی نمی­سوزد! – حضورت بهشتی ست که گریز از جهنم را توجیه می­کند، دریایی که مرا در خود غرق می­کند تا از همه گناهان و دروغ شسته شوم. و سپیده دم با دست­هایت بیدار می­شود.   من و تو،درخت و بارون... من باهارم تو زمین من زمینم تو درخت من درختم تو باهار ناز انگشتای بارون تو باغم می­کنه میون جنگلا تاقم می­کنه. تو بزرگی مث شب، اگه مهتاب باشه یا نه تو بزرگی مث شب. خود مهتابی تو اصلا، خود مهتابی تو. تازه، وقتی بره مهتاب و هنوز شب تنها باید راه دوری رو بره تا دم دروازه­ی روز – مث شب گودو بزرگی مث شب. تازه، روزم که بیاد تو تمیزی مث شبنم مث صبح. تو مث مخمل ابری مث بوی علفی مث اون ململ مه نازکی: اون ململ مه که رو عطر علفا، مثل بلاتکلیفی هاج و واج مونده مردد میون موندن و رفتن میون مرگ و حیات. مث برفایی تو تازه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه مث اون قله­ی مغرور بلندی که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می­خندی.

فهرست


آغازشبانهمن و تو، درخت و بارونمن و تواز مرگخفته گانتکرارسرود آن کس که از کوچه به خانه باز می­گرددچهار سرود برای آیداسرود پنجمآیدا در آینهمیعادجاده­ی آن سوی پل

شاعر: احمد شاملوانتشارات: نگاه

مشخصات

  • نویسنده: احمد شاملو
  • نوع جلد: جلد نرم
  • قطع: رقعی
  • نوبت چاپ: 9
  • سال انتشار: 1403
  • تعداد صفحه: 86
  • انتشارات: نگاه






















نظرات کاربران درباره کتاب آیدا در آینه | احمد شاملو