کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق | آگاتا کریستی - 0
کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق | آگاتا کریستی - 1

کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق | آگاتا کریستی

5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
کتاب قتل در قطار سریع السیر شرق اثر آگاتا کریستی

کتاب قتل در قطار سریع السیر شرق اثر آگاتا کریستی

5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
وضعیت کالا :
آماده ارسالآماده ارسال
قیمت:
۳۰۰٬۰۰۰
تومان
* تنها 1 عدد در انبار باقی مانده
افزودن به سبد خرید
توضیحات محصول
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران

درباره‌ی کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق اثر آگاتا کریستی

"هرکول پوآرو" که در حال گشت و گذار در ترکیه است، با دریافت تلگرافی از لندن، ناچار می‌شود ترکیه را ترک کرده و هر چه زودتر خود را به لندن برساند. او به زحمت یک کوپه تختخواب‌دار در قطار سریع‌السیر پیدا می‌کند. "پوآرو" هنگامی که در قطار اقامت می‌کند متوجه حضور اشخاص متفاوت از طبقات مختلف اجتماعی در قطار می‌شود.

به طور تقریبی از هر طبقه ای نماینده ای در این قطار حضور دارد. اما شخصی که در میان آن مسافران بیشتر از همه خود نمایی می کند یک تاجر آمریکایی ثروتمند و نیکوکار به نام "ساموئل راچت" است. چیزی نمی گذرد که "ساموئل راچت" در یک شب به قتل می رسد. آن هم با ضربات چاقویی که به بدن او وارد شده. "هرکول پوآرو" بر آن می شود که پرده از راز این جنایت مخوف بردارد تا بفهمد که قاتل و یا قاتل ها چه کسانی هستند...

بخشی از کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق آگاتا کریستی

"پوآرو و پشت سرش دکتر کنستانتین وارد واگن بغلی و کوپه ای شدند که مقتول در آن بود. مامور قطار آمد و قفلِ در را برای آنها باز کرد. آن دو وارد کوپه شدند. پوآرو رو به همراهش کرد و پرسید: این کوپه را تا چه حد به هم ریخته اند؟ - هیچ چیز دست نخورده. موقع معاینه سعی کردم جسد تکان نخورد. پوآرو سر تکان داد و به اطرافش نگاه کرد. اولین چیزی که حواس را تحریک می کرد سرمای شدید بود. پنجره تا جایی که ممکن بود پایین کشیده شده و سایه بان بالا رفته بود. پوآرو گفت:

- بِرررر.

دیگری با تحسین لبخند زد و گفت:

- نمی خواستم آن را ببندم.

پوآرو پنجره را به دقت بررسی کرد. بعد گفت:

- حق با شماست. هیچ کس از این طرف، کوپه را ترک نکرده. احتمالاً می خواسته این طور وانمود کند، اما اگر هم چنین قصدی داشته، برف مانع از تحقق خواستۀ قاتل شده.

چارچوب پنجره را بدقت معاینه کرد. جعبۀ کوچکی را از جیبش درآورد و کمی پودر روی آن ریخت. بعد گفت:

- هیچ اثر انگشتی نیست. معنایش این است که پاک شده. خب، اگر اثر انگشت هم بود چیز زیادی به ما نمی گفت. احتمالاً اثر انگشت راچت یا خدمتکارش یا مامور قطار بود. امروز، جنایتکاران دیگر از این اشتباهات نمی کنند.

و با خوشحالی اضافه کرد:

- و در این صورت می توانیم پنجره را ببندیم. مثل سردخانه شده! کاری که گفته بود انجام داد و بعد برای اولین بار به پیکر بیجانی که روی تخت خوابیده بود توجه کرد."

کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق یکی از کتاب های مجموعه کتاب هرکول پوآرو، اثر آگاتا کریستی با ترجمه‌ی محمد گذرآبادی توسط انتشارات هرمس به چاپ رسیده است.

 

 

  • نویسنده: آگاتا کریستی
  • مترجم: محمد گذرآبادی
  • انتشارات: هرمس

 

 























نظرات کاربران درباره کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق | آگاتا کریستی