کتاب هزار خورشید تابان | خالد حسینی؛ ترجمه مهدی غبرائی - 0
کتاب هزار خورشید تابان | خالد حسینی؛ ترجمه مهدی غبرائی - 1

کتاب هزار خورشید تابان

5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
کتاب هزار خورشید تابان | اثر خالد حسینی | مروارید - 0

کتاب هزار خورشید تابان

5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
کتاب A Thousand Splendid Svns - 0
کتاب A Thousand Splendid Svns - 1
کتاب A Thousand Splendid Svns - 2

کتاب A Thousand Splendid Svns

5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
5 / _
star offstar offstar offstar offstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
توضیحات محصول
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران

درباره کتاب هزار خورشید تابان :

کتاب "هزار خورشید تابان" روایتگر رمانی خواندنی است که به شرح زندگی زنان ستم‌دیده و مظلوم کشور افغانستان می‌پردازد.

شخصیت اصلی قصه، "مریم" نام دارد. او دختری پنج‌ساله است که همراه با مادرش، "ننه" در کلبه‌ای کوچک زندگی می‌کند؛ کلبه‌ای که از شهر "هرات" فاصله دارد. "جلیل"، پدر مریم و یکی از ثروتمندترین شهروندان هرات است که مالک یک سینما، چند قطعه زمین بزرگ، تعدادی فروشگاه فرش و لباس می‌باشد. او سه زن عقدی و نه بچه دارد. درواقع، مریم، دهمین فرزند این مرد، و حاصل رابطه‌ی نامشروع او با ننه است؛ رابطه‌ای که به اصرار و فریب جلیل با خدمتکار منزلش، یعنی ننه ایجاد می‌گردد و در نهایت موجب بی‌آبرویی و رانده شدن این زن مظلوم، از خانه‌ی مجلل او می‌شود.

جلیل، در روزهای پنج‌شنبه‌ی هر هفته، به کلبه‌ی ننه رفته و با مریم دیدار می‌کند. وی همیشه، همچون پدری مهربان و دلسوز، با فرزندش رفتار می‌نماید و به او عشق می‌ورزد. در مقابل، مریم نیز به شدت وی را دوست می‌دارد. اما ننه، در غیاب جلیل، مدام به بدگویی از او و زنان و فرزندانش می‌پردازد و سعی بر این دارد که شخصیت جلیل را در برابر دخترش، کوچک و خار کند؛ امری که هیچ‌گاه در آن موفق نمی‌شود.

 

برشی از متن کتاب هزار خورشید تابان :

مریم در روزهای اول کمتر از اتاقش بیرون می‌آمد. سپیده‌دم هر روز به صدای دور اذان برای نماز از بستر درمی‌آمد و پس از آن به رختخواب برمی‌گشت. هنوز توی رختخواب بود که می‌شنید رشید به حمام رفته است و تن می‌شوید، بعد رشید پیش از رفتن به مغازه سری به او می‌زد. مریم از پنجره او را در حیاط تماشا می‌کرد که ناهارش را روی ترک دوچرخه می‌بندد، بعد دوچرخه را از حیاط رد می‌کند و به خیابان می‌برد. تماشا می‌کرد که سوار دوچرخه می‌شود و پا می‌زند و هیکل پهن و چارشانه‌اش در خم خیابان ناپدید می‌شود.

بیشتر روزها توی رختخواب می‌ماند و خود را آواره و بی‌کس می‌دید. گاهی پایین به آشپزخانه می‌رفت، روی پیشخان که لکه‌های چرب چسبانی داشت و پرده‌ی گلدار که بوی غذاهای سوخته را می‌داد دست می‌کشید. به کشوهای نامرتب، کارد و چنگال و قاشق‌های نامتناسب، آبکش و کاردک‌های چوبی لب شکسته نگاه کرد. این ابزاری بودند که قرار بود اجزای زندگی روزمره‌ی تازه‌اش شوند، همه یادآور آواری بودند که بر سر زندگی او خراب شده و او را واداشته بود چون مزاحمی که وارد زندگی دیگری شده احساس ریشه‌کن شدن و جابه‌جایی کند.

 

خرید کتاب هزار خورشید تابان:

کتاب هزار خورشید تابان اثر خالد حسینی از اتشارات ثالث و مروارید به چاپ رسیده است. برای خرید کتاب هزار خورشید تابان به کتابانه مراجعه فرمائید. 

 























نظرات کاربران درباره کتاب هزار خورشید تابان