loader-img
loader-img-2
کتابانه
کتابانه

کتاب گورخر گلادیاتور 1 (مبارزه با رومی ها)

5 / -
وضعیت کالا : آماده ارسال
قیمت :
195,000 تومان
* تنها 1 عدد در انبار باقی مانده
افزودن به سبد خرید

معرفی کتاب گورخر گلادیاتور 1 (مبارزه با رومی ها)

کتاب فوق داستان طنزآلودی از زندگی یک گورخر را در قالب کمیک استریپ برای نوجوانان و جوانان روایت می کند. ژولیوس، گورخر بسیار بامزه ایست که همراه برادرش براتوس و مادرش در یکی از دشت های آفریقا زندگی می کنند. هر چهارشنبه مادر، ژولیوس و براتوس را به دریاچه ای می برد تا علاوه بر بازی، کمی با خطرات احتمالی موجود در دریاچه ها مثل تمساح های گرسنه آشنا شوند و نحوه ی فرار را بیاموزند. اما ژولیوس از رفتن به دریاچه متنفر است. او بر خلاف برادرش فکر می کند که آب دریاچه بوی گند می دهد و اصلا بازی کردن در آن لذت بخش نیست، ولی از طرفی اصلا جرات مخالفت کردن با مادرش را ندارد. بلاخره یک روز که طبق معمول همیشه ژولیوس به زور و اصرار مادر به دریاچه می رود، تصمیم می گیرد که تنها به خانه برگردد. مادر سعی می کند او را از این کار منصرف کند، اما هیچ فایده ای ندارد. ژولیوس در راه با گرازی آشنا شده و سرگرم صحبت با او می شود. در همین بین شیری درنده به آن ها حمله می کند، ژولیوس و گراز پا به فرار می گذارند و در این تعقیب و گریز گورخر، گراز و شیر داخل گودالی عمیق می افتند! ژولیوس با خودش فکر می کند که شیر حتما آن ها را می خورد و با وجود سن کمی که دارد باید با زندگی خداحافظی کند. اما در همین لحظه شوالیه ای از راه می رسد و هر سه ی آن ها را داخل تور انداخته و شکار می کند. ژولیوس از این که از دست شیر رها شده و جانش در امان است خوشحال می شود اما نمی داند که شوالیه قرار است او را به کجا ببرد و چه سرنوشت هولناکی در انتظارش است ...

برشی از متن کتاب

ژولیوس همان طور که ته گودال تاریک می لرزید و به صدای وحشتناکی که از بالا می آمد گوش می کرد، احساسات جورواجوری ته دلش می جوشید. او ترسیده بود، عصبانی بود و حسابی گیج شده بود. فکر کرد: «اولا هیچ وقت به یه گورخر نگو اسب راه راه، گورخرها هیچ ربطی به اسب ها ندارن!» هیچ چیزشان شبیه به هم نیست. او گیج شده بود: «دوما داستان این یار و با اون پرنده ی مرده روی کله ش چیه؟ چرا این قدر برق می زنه؟» قبل از اینکه ژولیوس بتواند سوالی بپرسد، دو تا مرد هیکلی یک تور را روی هر سه حیوان انداختند و با یک نیزه ی بزرگ آن ها را از گودال بیرون کشیدند. مردی که کلاه پرنده ی مرده داشت، همان طور که با چوبش به صف چرخ دستی هایی که دورتر ایستاده بودند، اشاره می کرد، داد می زد: «اون ها رو بذارین توی آخرین جعبه!» آن مردها تور قلمبه را که پیچ و تاب می خورد، تا کاروان کشیدند و حیوان ها را مثل خرده های نان روی ملافه پشت یکی از گاری ها تکاندند. ژولیوس و گراز برای فرار از چنگ شیر، با ناامیدی خودشان را از دیواره های جعبه بالا کشیدند، ولی عجیب بود که شیر هیچ علاقه ای به آن ها نشان نداد و خسته، کف واگن چنبره زد. ژولیوس بیچاره باور نمی کرد این قدر بدشانس باشد، وقتی داشت از آزادی اش لذت می برد، فکرش را هم نمی کرد که کمی بعد با یک شیر و یک گراز توی قفس گیر بیفتد! گراز گفت: «نگران نباش دوست من. اون ها مارو هر جا که ببرن، من یک عالمه داستان و ماجرای واقعی دارم که توی راه سرگرممون می کنه.» «دوباره شروع کرد! وای لطفا نجاتم بدین!!!!» ولی مردی که کلاه پرنده ی مرده به سر داشت، توجهی به خواهش ژولیوس نکرد. چهار نعل به طرف کاروان واگن ها تاخت و فریاد زد: «این حیوون ها رو بندازین! اگه از قایق جا بمونیم، همه تون رو پرت می کنم توی میدون نبرد!» ژولیوس سرش را از پنجره تو کشید و همان طور که آه می کشید به کف واگن خیره شد. «من نمی دونم بعدش قراره چی بشه. قایق ها. میدون های نبرد، به یاروی براق که یه پرنده ی مرده روی سرش چسبیده! همه دیوونه شدن!» گراز برای این که کمکی کرده باشد گفت: «خبریال برای شروع، اون مرد با پرهای پرنده ی روی کلاهش یک سرباز رومیه. احتمالا سپه سالاره.» ژولیوس گیج و ویج نگاهش کرد: «سپه ... سار ... آل؟ سپه ... چی چی؟» گراز پوزخند زد: «خب، خیلی خوشحالم که پرسیدی! بر اساس چیزهایی که من شنیدم این رومی ها از یه سرزمین دور دست عجیب برای اشغال سرزمین های عجیب دیگه می آن. این کار رو هم بیشتر با کتک زدن این و اون انجام می دن! سپه سالار که سردسته شونه اون کلاه پردار رو سرش می ذاره که قدش از بقیه بلندتر به نظر بیاد و اون چوب بزرگ نشون می ده رئیس کیه! ولی نگاهش کن، اگه ازش خوشت نیاد، حسابی حالت رو جا می آره.»    


گری نورتفیلد


ثبت دیدگاه


دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "کتاب گورخر گلادیاتور 1 (مبارزه با رومی ها)" می نویسد

آخرین بازدید های شما

۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل