کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور - 0
کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور - 1
کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور - 2
کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور - 3
کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور - 4

کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور

5 / 4.2
star onstar onstar onstar onstar off
5 / 4.2
star onstar onstar onstar onstar off
comment
like
share
bookmark
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن
توضیحات محصول
مشخصات
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران

درباره‌ی کتاب یاسمین اثر مرتضی مودب پور

کتاب یاسمین یکی از بهترین آثار مرتضی مودب پور می‌باشد. موضوع این رمان ایرانی عاشقانه و غمگین است اما دیالوگ‌های ما بین بهزاد و کاوه طنز می‌باشد که باعث خنده و گریه خواننده می‌شود. این کتاب بسیار تاثیرگذار است و خواننده را به خود جذب می‌کند. داستان روایت عاشقانه‌ای از زندگی یک جوان فقیر به نام بهزاد است که در نوجوانی پدر و مادر خود را از دست داده است و به سختی امرار معاش می‌کند.

او عاشق دختری ثروتمند و زیبا رو در دانشکده پزشکی می شود که برای رسیدن به او  راه درازی در پیش دارد زیرا پسر خاله فرنوش خواستگار اوست. فرنوش عاشق بهزاد است اما مخالفت های مادرش و پسر خاله اش بزرگترین  مانع برای ازدواج آنهاست. در این بین بهزاد با پیرمردی ثروتمند (آقای هدایت) آشنا می شود که نوازنده و آهنگسازی معروف است که زندگی خود را از کودکی تا حال برای او بازگو میکند.

آقای هدایت از کودکی در یتیم خانه  بزرگ شده است، در آنجا با مردی  دیوانه آشنا می شود که به او نواختن ویالون را آموزش میدهد و کمک میکند تا از آنجا فرار کند. دیگر شخصیت مهم داستان کاوه بهترین و صمیمی ترین دوست بهزاد است که از نظر شخصیتی هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند اما دوستی بینشان بسیار عمیق است. داستان حول محور روایت زندگی بهزاد و آقای هدایت می چرخد.


بخشی از کتاب یاسمین

《فرنوش نگاهی به من کرد که آتیشم زد و تسلیم شدم. بعد گفت :》

فرنوش-بهزاد ، خواهش میکنم ،اگه واقعا دوستم داری ،تنهام نذار . با من بیا . این چیزایی که گفتی نباید دیواری بین ما بشه .مطمئن باش من و تو کنار هم‌خوشبخت می شیم .

بهزاد-شما نمیترسی؟

فرنوش-این قدر نگو شما ،شما !

《خندیدم و گفتم :》

بهزاد-تو نمیترسی؟

《فرنوشم خندید و گفت :》-آهان !بالاخره طلسم شکست! نه ،نمی ترسم .توام نترس .

بهزاد -اونقدر توی این زندگی تو سری خوردم که از سایه خودمم می ترسم !

فرنوش -بهت نمی آد که ترسو باشی. شاید ترست از منه .

بهزاد-می ترسم‌نتونی تا آخر این راه رو بیای .

فرنوش -می آم

بهزاد -اگه زندگی بهت سخت گرفت چی ؟ فرنوش-سرت داد می زنم.

بهزاد -اگه یه روزی غم در خونمون رو زد چی ؟

فرنوش -در رو روش باز نمیکنیم .

بهزاد-اگه غم‌تو چشمامون نشست ؟

فرنوش-دو تایی با هم گریه میکنیم تا غم از چشامون  شسته شه و بره بیرون

کتاب یاسمین به قلم مرتضی مودب پور توسط نشر نیریز به چاپ رسیده است.

 

 

  • نویسنده: مرتضی مودب پور
  • انتشارات: نیریز

 

 

مشخصات























نظرات کاربران درباره کتاب یاسمین | مرتضی مودب پور