loader-img
loader-img-2
کتابانه
کتابانه

کتاب اولین روز مدرسه (خانواده خرس ها 20)

5 / -
موجود شد خبرم کن
دسته بندی :

کتاب اولین روز مدرسه بیستمین جلد از خانواده خرس ها نوشته ی استن و جن برنشتاین و ترجمه ی سعید خاکسار توسط انتشارات موزون به چاپ رسیده است.

این کتاب جلد بیستم از مجموعه ی" خانواده ی خرس ها " می باشد. با تغییر رنگ برگ درخت ها کم کم تابستان در حال تمام شدن بود و تعطیلات تابستانی هم به پایان می رسید. خرس برادر از این که قرار بود دوباره به مدرسه برود خیلی خوشحال بود اما خرس خواهر که قرار بود برای اولین بار به کودکستان برود دلشوره داشت. او از مادر می پرسد که مدرسه چه جور جایی است؟ مادر در جواب می گوید وقتی که فردا باهم به مدرسه برویم خودت از نزدیک خواهی دید ...

کودکان و نوجوانان با مطالعه متن ساده و روان به کار برده شده در زبان نوشتاری داستان می توانند برای مدتی سرگرم شده و علاوه بر آن در رابطه با اتفاقات روزمره ای که ممکن است برای آن ها پیش آید نیز آگاهانه و با دید بازتری برخورد کنند. در هر جلد از این مجموعه این خانواده با موضوع جدیدی رو به رو می شوند. اعضای اصلی این خانواده از خرس پدر، خرس مادر، خرس پسر و خرس دختر و کوچک ترین عضو خانواده خرس عسل تشکیل شده است. تصاویر زیبا به همراه رنگ آمیزی شاد به کار گرفته شده در این کتاب که بیانگر روند داستان می باشد جذابیت آن را دو چندان کرده است. با مطالعه ی داستان آموزنده و سرگرم کننده ی این جلد از خانواده ی خرس ها کودکان یاد می گیرند که رفتن به مهدکودک و مدرسه اصلا ترس ندارد و آن ها می توانند در آن جا چیزهای جدیدی را یاد بگیرند، شاد باشند و تفریح کنند.

 


برشی از متن کتاب


خانواده ی خرس ها تابستان خیلی خوبی را پشت سر گذاشته بودند. آن ها در دریاچه شنا و قایق سواری کرده بودند. در جنگل به پیک نیک رفته بودند و در جاده های آفتابی پیاده روی کرده بودند. اما حالا تابستان تقریبا تمام شده بود.هوا رو به سردی می رفت. پرنده ها به سمت جنوب پرواز می کردند و رنگ برگ های خانه ی درختی در حال تغییر بود. یک شب سر شام، خرس برادر گفت: تعطیلات تابستون دیگه داره منو خسته می کنه. فکر کنم دیگه ی آماده ی برگشتن به مدرسه شده ام! خرس بابا گفت: چه خبر خوشی دادی، چون مدرسه ها دوباره به زودی باز می شن! گوش های خرس خواهر با شنیدن کلمه ی مدرسه تیز شد. خرس مامان متوجه شد و گفت: اتفاقا من و خواهر قراره فردا بریم با معلم جدیدش آشنا بشیم. خواهر امسال باید کودکستان را شروع می کرد. اما کمی دلشوره داشت. او دوست داشت در خانه و کنار پدر و مادرش...کنار کتاب ها و اسباب بازی هایش...و کنار تمام دوستانش باشد. او موقع خواب پرسید: مامان، مدرسه چه جور جاییه؟ مامان که داشت پتو را روی خواهر می کشید و برای شب به خیر او را می بوسید، گفت: فردا خودت می بینی. روز بعد، مامان و خواهر ناهارشان را برداشتند و در جاده ی طولانی، پر پیچ و خم و خاکی به طرف مدرسه ی سرزمین خرس ها به راه افتادند. استاد گاس روی نردبان مشغول تعمیر بام بود. مامان گفت: سلام، این خرس خواهره. هفته ی دیگه میاد کودکستان. گاس گفت: از دیدنش خوشحال می شیم. اسم معلم کودکستان دوشیزه عسله. اون توی ساختمونه. دوشیزه عسل با صدای بلند و شادی گفت: سلام، بفرمایین تو نگاهی به دور و بر بندازین! خواهر احساس کرد صدای دوشیزه عسل کمی ترسناک است ولی به او اجازه داد تا دستش را بگیرد و به داخل کلاس ببرد...

  • مجموعه مهارت های زندگی و شهروندی ویژه کودکان و نوجوانان
  • نویسنده: استن وجن برنشتاین
  • مترجم: سعید خاکسار
  • انتشارات: موزون


ثبت دیدگاه


دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "کتاب اولین روز مدرسه (خانواده خرس ها 20)" می نویسد

آخرین بازدید های شما

۷ روز ضمانت بازگشت وجه ۷ روز ضمانت بازگشت وجه
ضمانت اصالت کالا ضمانت اصالت کالا
۷ روز هفته ۲۴ ساعته ۷ روز هفته ۲۴ ساعته
امکان پرداخت در محل امکان پرداخت در محل
امکان تحویل در محل امکان تحویل در محل