کتاب راورندوم – پرتقال

14,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

(برنده ی جایزه)

نویسنده: جی.آر.آر.تالکین

مترجم: مسعود ملک یاری

انتشارات: پرتقال

14,000 تومان

توضیحات

کتاب راورندوم نوشته ی جی. آر. آر. تالکین و ترجمه ی مسعود ملک یاری توسط انتشارات پرتقال به چاپ رسیده است.

راور، سگی شاد و پُر انرژی است که جثه ی بسیار ریزه و کوچکی دارد او در باغ بزرگی زندگی می کند و معمولا در تمام طول روز با توپی زرد رنگ بازی می کند. در اطراف این باغ چند پیرمرد زندگی می کنند که یکی از آنها باغبان است بقیه هم  در آن جا برای خود کسب و کاری راه انداخته اند؛ البته چند پیرمرد جادوگر هم در اطراف این باغ سکونت دارند. راور مثل همیشه مشغول بازی با توپِ محبوبش می باشد که یکی از همین جادوگرها از کنارش می گذرد و همین که چشمش به توپ می افتد آن را برمی دارد تا به یک پرتقال یا چیز دیگری تبدیل کند. راور از این کار او عصبانی می شود و پاچه ی پیرمرد را گاز می گیرد تا توپش را زمین بگذارد. جادوگر از این رفتار سگ به شدت عصبانی می شود و با خواندن وردی این کار او را تلافی می کند. ناگهان سگ کوچولو متوجه می شود چمن ها در نظرش بزرگ و بزرگ تر می شوند و توپش هم حالا به چند برابر اندازه ی قبلی خود تبدیل شده است. پس از گذشت دقایقی راور به اصل موضوع پی می برد؛ جادوگر او را به یک اسباب بازی کوچک تبدیل کرده که فقط شب ها می تواند تکان بخورد. سگ بیچاره از رفتار خود پشیمان می شود ولی دیگر فایده ای ندارد؛ اکنون او پشت ویترین مغازه ای زیر آفتاب سوزان به انتظار کسی نشسته است که او را از این جا نجات دهد. راور می خواهد در اولین فرصتی به دست می آورد از آن جا فرار کند و به خانه اَش باز گردد تا شاید بتواند با به دست آوردن دل جادوگر از شرِّ این طلسم رهایی پیدا کند…

 

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 100 g
ابعاد 190 × 130 mm
موضوع

رمان کودک و نوجوان

تعداد صفحه

103

قطع

رقعی

نوع جلد

نرم

نوبت چاپ

1

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

وقتی پیرمرد ایستاد، خم شد و توپ را برداشت – آخر در این فکر بود آن را برای راور به یک پرتقال یا استخوان یا تکه ای گوشت تبدیل کند – راور غرغری کرد و با تشر گفت: بذارش زمین! و حتی یک لطفا ناقابل هم نگفت. خوب جادوگر هم چون جادوگر بود، کاملا قضیه را جدی گرفت و او هم بدون لطفا پاسخ داد: صداتو ببُر ابله! جادوگرکه می خواست سر به سر راور بگذارد توپ را در جیبش گذاشت و به او پشت کرد. متاسفم که این را می گویم ولی از بخت بد، راور پرید و پاچه ی جادوگر را گرفت و یک تکه از شلوارش را پاره کرد. شاید پای جادوگر را هم گاز گرفت. جادوگربا اوقات تلخی برگشت و در حالی که خونخونش را می خورد فریاد زد: احمق! تورو به اسباب بازی تبدیل می کنم! این جا بود که اتفاقات عجیب و غربی افتاد. راور به خودی خود ریزه میزه بود، ولی ناگهان احساس کرد که کم کم از قبل هم کوچک تر می شود. علف ها به گیاهانی غول آسا تبدیل شدند و مثل موج عظیمی بالای سرش تکان خوردند. خورشید که انگار از میان شاخ و برگ درختان جنگل می تابد، در دور دست و از لا به لای علف ها دیده می شد. راور توپ بسیار بزرگ زرد رنگی را هم درست همان جا دید که جادوگر رهایش کرده و رفته بود. صدای در را شنید ولی نمی توانست پیرمرد را ببیند. سعی کرد واق واق کند ولی فقط جیغ نازک و ضعیفی از گلویش بیرون آمد؛ آن قدر ضعیف که به گوش آدم معمولی نمی رسید. راستش گمان نمی کنم حتی سگ ها هم صدای او را می شنیدند. راور آن قدر کوچک شده بود که شک ندارم اگر همان موقع سر و کله ی گربه ای پیدا می شد او را با موش اشتباه می گرفت و یک لقمه چپش می کرد. شاید اصلا همین تینکر خودمان. تینکر گربه ی سیاهی بود که در همان جا زندگی می کرد. راور از فکر این ماجرا هم به خود می لرزید ولی فکر گربه خیلی زود از سرش پرید؛ چون یک دفعه باغ ناپدید شد و راور احساس کرد سر از جای ناشناسی در آورده است. کمی که گذشت و خودش را پیدا کرد فهمید که روی چیزهای خیلی سفتی دراز کشیده است. او را مدتی طولانی در جعبه ای تنگ و تاریک و آزار دهنده گذاشته بودند و در رنج و عذاب بود. نه چیزی برای خوردن داشت و نه نوشیدن؛ ولی بدتر از همه این بود که نمی توانست تکان بخورد ولی کم کم شستش خبردار شد که در طول روز مثل مجسمه است و فقط زمانی که کسی دیده نمی شود، می تواند تکان بخورد. شب از نیمه که می گذشت تازه می توانست راه برود، دم تکان دهد و کمی آن را بالا بیاورد. راور به یک اسباب بازی تبدیل شده بود وچون یک لطفا ناقابل به جادوگر نگفته بود، باید تمام طو ل روز یک جا می ماند و گریه و زاری می کرد؛ سرنوشتش این طور رقم خورده بود. بعد از آن چه به نظر دورانی تاریک و طولانی می آمد، راور تلاش کرد بلند واق واق کند بلکه کسی صدایش را بشنود…

 

 

 

نظرات (0)

Be the first to review “کتاب راورندوم – پرتقال”

Reviews

There are no reviews yet.

منوی سایت