کتاب مامانم گم شده! (ماجراهای کریتر)

35,000 تومان

موجود در انبار

  • کتاب های نردبان
  • مهارت های زندگی
  • نویسنده: مرسر مایر
  • مترجم: هایده کروبی
  • انتشارات: فنی ایران

35,000 تومان

توضیحات

درباره کتاب مامانم گم شده! (ماجراهای کریتر)

کتاب مامانم گم شده یکی از جلد های مجموعه ماجراهای کریتر است و از دسته کتاب داستان های تربیتی که مناسب برای گروه سنی الف و ب تالیف شده است. کریتر کوچولو شخصیت اصلی این داستان هاست اتفاقاتی که برای او و خانواده اش رخ می دهد داستان یکی از جلد های این مجموعه را رقم می زند.

در کتاب مامانم گم شده کریتر همراه مادر خواهر و برادر کوچولویش به یک مرکز خرید می روند. کریتر دوست دارد که خودش کالسکه ی برادرش را هل بدهد ولی آنجا آنقدر شلوغ بود که امکان انجام این کار نبود به همین دلیل مامان این کار را کرد. مامان چندین بار از بچه ها خواست که از کنارش تکان نخورند چون ممکن است گم شوند. درست وسط شلوغی بود که بند کفش کریتر باز شد او خم شد تا بند کفشش را ببنند چون ممکن بود بند زیر پایش گیر کند و زمین بخورد؛ اما وقتی ایستاد نتوانست مادرش را پیدا کند حتی وقتی بالای نیمکت رفت تا بهتر دور و برش را نگاه کند هیچ اثری از مامان و بچه ها نبود و …

کتاب مامانم گم شده از مجموعه ی ماجراهای کریتر نوشته ی جینا و مرسر مایر و ترجمه ی هایده کروبی توسط انتشارات فنی ایران به چاپ رسیده است.

 

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 90 g
ابعاد 215 × 220 mm
موضوع

داستان های تربیتی

تعداد صفحه

24

قطع

خشتی

نوع جلد

نرم

نوبت چاپ

1

انتشارات

فنی ایران

مترجم

هایده کروبی

نوبت چاپ

1

نوع جلد

نرم

نویسنده

جینا مایر, مرسر مایر

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

رفتیم شه.

من و مامانم، دوتایی.

مامان به من پول داد تا بلیت قطار بخرم.

می خواستم دست مامان را بگیرم تا سوار قطار شود ولی چون پله های قطار خیلی بلند بود مامانم دست مرا گرفت تا سوار قطار شوم.

مأمور قطار آمد و بلیت خواست، اما بلیت ها گم شده بودند، برای همین مامان مجبور شد دوباره پول بلیت ها را بدهد.

خیابان های شهر غلغله بود. دست مامانم را گرفتم تا نترسد.

رفتیم موزه.

آن جا اتاق ها پر از استخوان دایناسورهای قدیمی بود.

من تخم یک دایناسور را برداشتمتا به مامان نشان بدهم.

ولی یکی دوید و آن را از دستم قاپید. من که نمی خواستم آن را بشکنم.

لباسی که برای نمایش گذاشته بودند، پوشیدم تا مامانم ببیند.

ولی کارمند موزه از کار من خوشش نیامد.

بعد وارد قسمت آکواریوم شدیم.

یک عالمه ماهی توی یک ظرف پر از آب بود.

چندتا فوک نمایش اجرا می کردند.

مامان عصبانی شد چون مرا گم کرد.

من رفته بودم جلو تا فک ها را از نزدیک ببینم. …

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب مامانم گم شده! (ماجراهای کریتر)”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت