کتاب فقر احمق می کند – سندهیل مولاینیتن

99,000 تومان

موجود در انبار

  • نویسندگان: سندهیل مولاینیتن – الدار شفیر
  • مترجم: سید امیرحسین میرابوطالبی
  • انتشارات: ترجمان علوم انسانی

99,000 تومان

توضیحات

کتاب فقر احمق می کند به قلم سندهیل مولاینیتن و الدار شفیر با ترجمه ی سید امیرحسین میرابوطالبی در انتشارات ترجمان علوم انسانی به چاپ رسیده است.

فقر و دلایل گسترش روز افزون آن و هم چنین راه کارهای مقابله با فقر، همواره یکی از مهم ترین موضوعات مطرح در سطح جهان است و مطالعات و نظریه های بسیاری را به خود اختصاص می دهد. برخی بر این باورند که فقرِ افراد فقیر، از عدم توانایی خود شخص و بی فکری ها و بی استعدادی او نشات می گیرد؛ اما نویسندگان کتاب حاضر، مطالبی را بیان می نمایند که خلاف این ادعا را اثبات می کند. سندهیل مولاینتین، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد و الدار شفیر، استاد روان شناسی در دانشگاه پرینسون، با تکیه بر سال ها مطالعات و پژوهش و هم چنین نتایج آزمایشات محققان دانشگاه مینیسوتا به نگارش این کتاب پرداخته و نظریه ای با عنوان کمیابی را ارائه می دهند. قضیه از این قرار است که: پس از جنگ جهانی دوم، هزاران اروپایی با گرسنگی مواجه شده و در وضعیت نابسمانی به سر می بردند به حدی که استخوان های بدن شان قابل رویت بود؛ تحت این شرایط، متفقین به دنبال راهکارهایی مناسب می گشتند تا بتوانند با استفاده از شیوه های مناسب، بدون این که جان این افراد را به خطر بیندازند به آن ها غذا برسانند. در نتیجه دانشگاه مینیسوتا دست به کار شده و آزمایشات خود را بر روی عده ای داوطلب که تحت گرسنگی شدیدی قرار گرفته بودند، آغاز کرد؛ در طی این آزمایشات، محققان علاوه بر آثار فیزیکی، با آثار مخرب ذهنی موجود روی افراد نیز مواجه شدند؛ مشاهدات آن ها نشان می داد که این اشخاص، علاقه ی بسیار شدیدی به کتاب های آموزشی و آشپزی پیدا کرده بودند؛ در واقع تمام فکر و ذهن آن ها فقط به غذا محدود می شد و به چیز دیگری اهمیت نمی دادند و به بیانی ساده تر با نوعی کمیابی دست و پنجه نرم می کردند. مولفان کتاب نیز، بر همین اساس نظریه ی کمیابی ذهن را معرفی نموده و ابراز می کنند که فقر نیز همانند گرسنگی تمام افکار شخص را به سوی خود معطوف کرده و او را از پرداختن به مسائل دیگر و اتخاذ تصمیم هایی به جا و مناسب و رهایی بخش از وضعیت کنونی دور می سازد. به طور کلی، اثر پیش رو با ارائه ی اطلاعاتی مفید در این حیطه ضمن افزایش آگاهی مخاطب در رابطه با موارد مطروحه، افکار و ذهنیت او را گسترش داده و به سوی پیشرفت و هدف های بزرگ تر متمرکز می سازد.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 420 g
ابعاد 210 × 140 mm
تعداد صفحه

384

قطع

رقعی

نوع جلد

نرم

نوبت چاپ

24

سال انتشار

1399

فهرست

فهرست

بخش اول: ذهنیت کمیابی

تمرکز و تولن زنی

تنگنای پهنای باند

بخش دوم: کمیابی کمیابی به بار می آورد

چیدمان و جای خالی

تخصص

قرض گرفتن و نزدیک بینی

دام کمیابی

فقر

بخش سوم: طراحی برای کمیابی

بهبود زندگی فقرا

مدیریت کمیابی در سازمان ها

کمیابی در زندگی روزمره

نتیجه گیری

قدردانی

پی نوشت ها

واژه نامه

نمایه

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

تمرکز و تونل زنی

هابز: بالاخره ایده ای برای داستانت پیدا کردی؟

کلوین: خلاقیت مثل شیر آب نیست که هر وقت خواستی بازش کنی. باید موقعش بشه.

هابز: موقعش کِیه؟

کلوین: وقتی اون هول و ولای لحظه آخری سراغت می آد.

– کلوین و هابز نوشته ی بیل واترسون

 

چند وقت پیش بود که برای عصرانه به یک رستوران گیاهی به نام «درت کندی» رفتیم، نام این رستوران برآمده از باور صاحب آن، امندا کوهن، است. به نظر او سبزیجات «نقل و نبات هایی» هستند که از زمین می رویند. این رستوران بیش از همه به یک غذای خاص مشهور بود: توفوی برشته و بروکلی با سس پرتقال. همه غذا نویسان از آن تعریف می کردند.واقعا هم تعریفی بود. غذا بسیار خوشمزه و محبوب همه مشتریان بود.

رفتن مان به این رستوران خوش موقع بود. روز بعد متوجه شدیم که قرار است برنامه «آیرن شف» با حضور امندا کوهن پخش شود، برنامه ی تلویزیونی محبوبی که سرآشپزان در آن با طبخ یک وعده ی سه بخشی در زمان بسیار کوتاه با هم رقابت می کنند. در ابتدای برنامه، یک ماده غذایی غافل گیرکننده به آن ها معرفی می شود، ماده ای که باید در همه سه بخش غذا از آن استفاده شود. پس از آن سرآشپزها چند ساعت وقت دارند تا غذاهای شان را طراحی و طبخ کنند. این برنامه بین کسانی که سودای آشپزشدن دارند، غذاشناس ها، و حتی افرادی که فقط دوست دارند به غذا نگاه کنند محبوب است.

وقتی برنامه شروع شد و مواد اولیه را توضیح دادند، با خودمان گفتیم که کوهن عجب آدم خوش شانسی است. ماده ی غذایی غافل گیرکننده ای که برای او در نظر گرفته بودند بروکلی بود، و طبیعتً او هم غذای معروفش را درست کرد، همان که ما روز قبل خورده بودیم، و داوران هم کاملا از آن راضی بودند. اما کوهن آن طور که ما تصور کرده بودیم خوش شانسی نیاورده بود. این طور نبود که او با آن ماده ی غذایی غافل گیرکننده، یعنی بروکلی، غذایی را درست کند که قبلا تجربه طبخش را داشته باشد. کاملاً برعکس. قسمت های آن برنامه یک سال قبل ضبط شده بود. در حقیقت آن طور که خود او می گوید: «توفوی برشته که الان توی منو هست برای اولین بار در آیرن شف درست شد». او غذای معروفش را همان شب درست کرده بود. این نوع «شانس»، اگر بتوان نامش را شانس گذاشت، جالب توجه تر است. در حقیقت در این جا با متخصصی روبه رو بودیم که سال ها مشغول کامل کردن مهارتش بوده، و با این وجود یکی از بهترین غذاهایش را زمانی درست کرده که زیر فشار شدید بوده و تنها چند ساعت وقت داشته است.

البته که این غذا به یک باره و از هیچ درست نشد. جرقه های خلاقانه مانند این بر پایه ماه ها و سال ها کار سخت و مداوم به وجود می آیند. فشار زمانی ذهن را متمرکز کرده و ما را بر آن می دارد که تلاش های گذشته را تجمیع کرده و یک خروجی فوری ارائه دهیم. تصور کنید دارید روی ارائه ای کار می کنید که باید آن را به یک جلسه برسانید. در روزهای منتهی به آن جلسه سخت کار می کنید ولی هم چنان دو دل هستید. ایده های خوبی دارید ولی برای کنار هم قرار دادن شان باید تصمیماتی دشوار بگیرید. با این حال زمانی که ضرب الاجل سر برسد، دیگر وقتی برای این پا و آن پا کردن وجود نخواهد داشت…

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب فقر احمق می کند – سندهیل مولاینیتن”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت