کتاب فارنهایت 451 – ری بردبری

37,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

نویسنده: ری بردبری

مترجم: علی شیعه علی

انتشارات: سبزان

کتاب فارنهایت 451 نوشته ی ری بردبری با ترجمه ی علی شیعه علی در انتشارات سبزان به چاپ رسیده است.

کتاب “فارنهایت 451″، رمانی علمی و تخیلی می باشد، همچنین عنوان داستان اشاره به میزان دمایی دارد که جهت سوزاندن یک کاغذ، نیاز می باشد. شخصیت اصلی قصه، “گای مونتاگ”، مردی متاهل است که در کنار “میلدرد”، همسر روان پریش و افسرده ی اش زندگی می کند. وی در طی بیست سال گذشته ی عمر خویش، به عنوان مامور آتش نشانی، در جامعه ای  خدمت می کند که قوانین خاص و قابل توجهی در آن وجود دارد؛ قوانینی که مطابق با آن، داشتن کتاب و مطالعه، جرمی بزرگ تلقی گشته، افرادی که از آن تخطی کنند، مجرم شناخته شده، مورد مجازات قرار می گیرند. تفکر در این جامعه و انجام هر عملی که منجر به اندیشیدن گردد، ممنوع می باشد؛ اعمالی هم چون پیاده روی و رانندگی با سرعت پایین، زیرا که فرصت توجه کردن به محیط اطراف و تفکر را در اختیار افراد قرار می دهد. تمامی خانه ها در این جامعه ضد آتش ساخته شده اند و تنها وظیفه ی آتش نشان ها، برافروختن آتش در جهت سوزاندن انواع کتاب ها و نسخه های تالیفی است. تحت این شرایط و علی رغم تمامی محدودیت های وضع شده توسط دولت، مونتاگ، از شغل و زندگی خویش رضایتی کامل دارد تا این که با دختری هفده ساله به نام “کلاریس مک کللان” آشنا می شود؛ دختری که به تازگی، همراه با خانواده اش، در همسایگی منزل مرد قصه ساکن شده است و به واسطه ی مطرح کردن پرسش ها و نظراتی متفاوت و تاثیرگذار، نوع نگرش مونتاگ نسبت به باورهای رایج در جامعه اش را تغییر داده، مسبب خلق ماجراهایی خواندنی می شود.

اطلاعات بیشتر

وزن 240 g
ابعاد 210 × 140 mm
تعداد صفحات

190

نوع جلد

نرم

قطع

رقعی

نوبت چاپ

6

سال انتشار

1398

برشی از متن کتاب

چراغ ها یکی یکی روشن و در خانه های خیابان همه باز شدند تا ساکنان شان جشن به راه افتاده را تماشا کنند. مونتاگ و بیتی – یکی با رضایت خشک و سرد و یکی با بی اعتقادی به خانه ی پیش روی شان و زنگ در که تا چند تا لحظه دیگر طعمه آتش می شد خیره شده بودند.

بیتی گفت: «خب، انجامش دادی. مونتاگ پیر می خواست تا خورشید پرواز کنه و حالا که بالای لعنتیش سوخته، سر عقل اومده. وقتی سگ میکانیکی رو فرستادم خونه ت به اندازه ی کافی سر و صدا نکردم؟»

صورت مونتاگ کاملا بی حس و بی روح بود؛ حس کرد سرش مثل حکاکی سنگی فضای تاریک کنار خانه اش شده است – با حاشیه گل دارش.

بیتی غرید: «اه، نه! تو که گول این چیزای کوچیک احمقانه رو نخوردی، نه؟ گلا، پروانه ها، برگا، غروب آفتاب، اه، لعنتی! تمامش تو پرونده دختره اس. مثل فحش می مونه. گیر همین چیزا بودی، نه؟ زدم وسط خال. کاش قیافه ی داغون تو می دیدی. انگار یه تریلی از روش رد شده باشه. داغون داغون. تا حالا چه کار خوبی واست کرده؟»

مونتاگ روی گل گیر سرد اژدها نشسته بود و سرش را نیم اینچ به چپ و نیم اینچ به راست تکان می داد، چپ، راست، چپ، راست، چپ …

«همه چی رو می دید، کاری برای هیچ کس نکرد. فقط همه رو تنها می کرد.

تنها، لعتنی! مدام دور و برت می پلکید، نه؟ یکی از اون انقلابی های احمق و خوش بین  خوش خیالی که می خوان تموم مشکلات دنیا رو یه تنه حل کنن. با اون سکوت حق به جانب شون فقط به بقیه احساس گناه می دن. لعنتی! مثل خورشید می آن تو آسمون تا عرق تو در بیارن!»

در ورودی خانه باز شد؛ میلدرد از پله ها دوان دوان با چمدانی در مشت گره کرده اش پایین آمد.

«میلدرد!»

با بدن شق و رقش، صورت پودر زده و لبان بدون ماتیکش می دوید.

«میلدرد، تو که علامت هشدار نفرستادی!»

میلدرد چمدان را داخل ماشین شان انداخت، سوار شد و من من کنان نشست. «خونواده بی چاره، خونواده ی بی چاره، اه همه چی از دست رفته، همه چی، حالا همه چی از دست رفته …»

بیتی شانه ی مونتاگ را در همان حال که ماشین دور زد و با سرعت هفتاد مایل در ساعت به راه افتاد و خیابان را ترک کرد، گرفته بود.

صدای خرد شدن چیزی شنیده شد – مثل خرد شدن شیشه ای، آینه ای و یا منشوری کریستالی-، انگار که چیزی در اعماق رویایش می شکند. مونتاگ طوری خودش را جمع کرده بود که انگار توفانی آمده و وادارش کرده است تا تبرهای استون من و بلک که شیشه های پنجره را می شکنند تا خودشان را به دریچه تهویه برسانند را چهارچشمی تماشا کند.

وزوز بال های حشره ای نیمه جان به گوش رسید. «مونتاگ، فابر هستم. صدامو می شنوی؟ چه اتفاقی داره می افته؟»

مونتاگ گفت: «داره سر خودم هم می آد.»

بیتی گفت: «چه غافل گیری وحشتناکی. این روزا همه فکر می کنن امکان نداره که این اتفاق براشون بیفته. مرگ مال همسیه اس! …

فهرست

مقدمه ی مترجم

بخش اول: چه لذتی است سوزاندن

بخش دوم: الک و ماسه

بخش یوم: سوختن درخشان

مصاحبه با ری بردبری

حواشی

Be the first to review “کتاب فارنهایت 451 – ری بردبری”

نظرات

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

فهرست فروشگاه

37,000 تومان