کتاب ریشه های آسمان – رومن گاری

85,000 تومان

موجود در انبار

نویسنده: رومن گاری

مترجم: منوچهر عدنانی

ناشر: ثالث

85,000 تومان

توضیحات

کتاب ریشه های آسمان نوشته رومن گاری و ترجمه منوچهر عدنانی در نشر ثالث به چاپ رسیده است.

داستان این کتاب در مورد مردی به نام “مورل” می باشد که شخصیتی غمگین دارد و مدتی در اردوگاه های کار اجباری آلمان سختی های زیادی کشیده است. او حالا در آفریقا زندگی می کند و موقعیت های این رمان همگی در آفریقا شکل می گیرند. مورل در اقدامی جسورانه برای حمایت از فیل ها، دست به قیام می زند و به یک یاغی مشهور در جهان تبدیل می شود. میزان حمایت او از فیل ها به جایی می رسد که عده ای او را متهم به تنفر از انسان ها می کنند و عده ای دیگر حدس می زنند که او در تلاش برای استقلال یافتن آفریقا می باشد، اما مورل اعتراف می کند که تنها هدفش نجات فیل هاست و هیچ نقشه دیگری ندارد. به همین دلیل افراد زیادی او را باور می کنند و به قیامی که تازه جان گرفته می پیوندند. رومن گاری در ابتدا شخصیت مورل را فردی تنها و داغ دیده نشان می دهد و اوج تنهایی اش را به تصویر می کشد، اما کم کم با حضور آدم های مختلفی که دورش جمع می شوند، زوایای پنهان شخصیت آسمانی و بزرگ منش این فرد به خوبی آشکار می شوند و قهرمان داستان تبدیل به اعجوبه ای می شود که برای نجات جان حیوان ها، دست به هر کاری می زند. ریشه های آسمان به قدری دوست داشتنی نوشته شده است که رومن گاری در سال ۱۹۵۶ توانست به خاطر نگارش این اثر زیبا جایزه معتبر گنکور را دریافت کند. جایزه ای معتبر که تنها به اثری اهدا می ‌شود که در آن اصالت ادبی و تلاش‌های نوجویانه در شکل و محتوا دیده شود.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 660 g
ابعاد 215 × 145 mm
تعداد صفحات

572

قطع

رقعی

نوبت چاپ

4

نوع جلد

جلد نرم

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

جاده از سپیده دمان در میان انبوه درهم خیزان و علف که گاه اسب و سوار در آن ناپدید می ‌شدند، به سوی تپه می ‌رفت، دوباره سر مرد یسوعی در زیر کلاه لگنی سفیدش ظاهر می ‌شد، با آن بینی استخوانی بزرگ بالای لب های مردانه و ریشخند آمیز و چشمان نافذی که خیلی بیش از اوراق کتاب های دعا وسعت دامنه اطلاعات و اشتغالات ذهنی اش را منعکس می ساخت. قامت بلندش با اندازه های مرکب او، اسبی ریزنقش از نژاد «کی ردی» تناسبی نداشت.

پاهایش در رکاب هایی که برای او بسیار کوتاه بود با امتداد ردای کشیشی اش زاویه ای تند می ساخت و گاهی بر روی زین برای حفظ تعادل به نحو خطرناکی تقلا می ‌کرد و در همان حال با حرکات ناگهانی نیم رخش به ماجراجویان اسپانیایی شبیه بود، به منظره کوه های اوله می ‌نگریست، کوه هایی که نمی شد به وجود نوعی نیروی شادی آفرین در آنها اعتراف نکرد. سه روز پیش سرزمینی را ترک کرده بود که در آنجا سرپرستی حفاری‌های چند موسسه دیرینه شناسی بلژیکی فرانسوی را به عهده داشت. پس از طی قسمتی از راه به وسیله جیپ، حالا ۴۸ ساعت بود که سوار بر اسب، همراه راهنما از میان بوته زار به سوی محلی می راند که تصور می رفت سن – دنی آنجا باشد. جاده انشعابی نداشت، اما او از بامداد راهنما را ندیده بود و گاه پیشاپیش خود خش خش علف ها و صدای سم اسب او را می شنید.

گاهی چرتی می زد، حالتی که خلقش را تنگ می کرد. دوست نداشت هفتاد سالگی اش را به خاطر بیاورد، اما خستگی هفت ساعت نشستن بر زین بارها کار افکارش را به سوی خواب و خیالی سوق می ‌داد که وجدان مذهبی و تفکر علمی اش، هم ابهام وهم شیرینی آن را رد می کردند.

گاهی توقف می ‌کرد تا نوکر بومی اش به او ملحق شود، با اسبی که در جعبه آهنی کوچکی حامل قطعات جالب حفریات اخیر او و نیز دست نوشته هایی بود که هرگز از خود دور نمی ساخت. ارتفاع زیاد نبود. تپه ها شیب ملایمی داشت. گاهی دامنه آن ها زنده می شد و شروع می‌کرد به حرکت: فیل ها. آسمان مثل همیشه نفوذناپذیر، بخار آلود و روشن و اشباع از همه عرق های سرزمین آفریقا بود. به نظر می ‌رسید که حتی پرندگان نیز در آن آسمان روشن راه خود را گم کرده ‌اند. کوره راه همچنان بالا می ‌رفت و سر یک پیچ، مرد یسوعی در آن طرف تپه ها دشت اوگو را دید با بوته زار پست و در هم فشرده اش که علاقه ‌ای به آن نداشت و فکر می ‌کرد که همه این ها در قیاس با جنگل های عظیم استوایی به مثابه زمختی مشتی پشم و پیل است در برابر اصالت گیسوانی انبوه. حساب کرده بود که طرف های ظهر به مقصد می رسد اما وقتی از آن تنگنا خود را به بالای تپه رسانید، ساعت دو بعد از ظهر بود. در آنجا چادر مسئول منطقه و نوکر بومی اش را دید که در کنار بقایای آتش چمباتمه زده بود و قابلمه ها را می شست.

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب ریشه های آسمان – رومن گاری”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت