کتاب تهوع – ژان پل سارتر

63,000 تومان

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

نویسنده: ژان پل سارتر

مترجم: محمدرضا پارسایار

انتشارات: کتاب پارسه

کتاب تهوع نوشته ی ژان پل سارتر می باشد که محمدرضا پارسایار آن را به فارسی برگردانده و توسط نشر کتاب پارسه به چاپ رسیده است.

تهوع اثری شخصی و در عین حال فلسفی است. این کتاب تجربه ی سفر آنتوان روکانتن به وجود و هستی خود است. او با آفرینش هنری آسودگی می جوید و از تهوع خلاص می شود. آفرینش هنری زمانی است که او در قید و بند نبوده و آزاد است. سارتر معتقد است روکانتن خود او است که در پی فهم سرشت تجربه ی آغازینش است. بیش تر کتاب تهوع به گزارش رویدادهای هر روزه ی نویسنده می گذرد. عمق این اثر فلسفی به حدی است که شاید باورمان نشود این اولین رمان ژان پل سارتر است. سارتر در این رمان به دنبال یافتن پاسخی برای این سوال است که چرا ما وجود داریم؟ اولین تهوع زمانی به شخصیت اول داستان دست می دهد که در حال قدم زدن در کنار دریا است و با دیدن تکه سنگی احساس تهوع می کند. ما در این داستان با فردی از خود بیگانه مواجهیم. کسی که نسبت به خودش و دنیای اطرافش احساس بیگانگی می کند. اما چه زمان حال روکانتن خوب است؟ هنگامی که موسیقی می شنود یا می نویسد. هنر برای این نویسنده ی اگزیستانسیالیست حکایت از تخیل دارد و تخیل ما همه ی آن چیزی است که از آن ما است، پس با آن احساس بیگانگی نداریم، همچنین ما در تخیل آزاد و رها هستیم. بدون قید و بند. تخیل از آن ما است. ما به مرور متوجه می شویم که علت تهوع چیست. روکانتن مانند سنگ ریزه ی کنار دریا، بودن و نبودنش برای این دنیا فرقی ندارد. او چرا زنده است؟ روکانتن به مرور متوجه می شود که «تهوع بیماری او نیست، بلکه خود اوست.»

اطلاعات بیشتر

وزن 350 g
ابعاد 210 × 140 mm
موضوع

داستان غیرفارسی

تعداد صفحه

312

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

7

برشی از متن کتاب

پیپ من با لعابی طلایی اندوده شده است که ابتدا نگاه را با ظاهر شادش به خود می کشد: نگاهش که می کنید، لعاب ذوب می شود و تنها باریکه ی بزرگ بی رنگی روی یک تکه چوب می ماند. و همه چیز همین طور است، همه چیز، حتی دست های من. وقتی خورشید این جور بتابد، بهترین کار خوابیدن است. منتها دیشب آن قدر خوابیده ام که حالا هیچ خوابم نمی آید.

آسمان دیروز را خیلی دوست داشتم، آسمانی تنگ، تیره از باران، که خود را مانند چهره ای مضحک و گیرا به شیشه های پنجره می فشرد. این خورشید مضحک نیست، کاملا به عکس. روی هرچه که من خوشم می آید، روی زنگار کارگاه ساختمان، روی تیرهای پوسیده ی نرده، نوری خسیس و معقول می افتد، شبیه نگاهی است که آدم پس از یک شب بی خوابی به تصمیم هایی که شب پیش مشتاقانه گرفته است، یا روی صفحاتی که یک بند و بدون خط خوردگی نوشته است، می اندازد. چهار کافه ی بولوار ویکتور نوار که شب ها پهلوی هم می درخشند و چیزی بسیار بیش تر از کافه اند -چون آکواریوم ها، کشتی ها، ستاره ها، یا چشم های درشت سفید-جذابیت مبهم شان را گم کرده اند.

یک روز کامل برای تامل در احوال خود: این پرتوهای سرد که خورشید مانند داور بی گذشتی روی همه ی آفریدگان می اندازد، از راه چشم من وارد می شود؛ درونم از نوری بی رمق کننده روشن شده است. حتم دارم یک ربع ساعت کافی باشد تا به غایت بیزاری از خودم برسم. خیلی متشکرم، نمی خواهمش. مطالبی را هم که دیروز راجع به اقامت رولبون در سن پطرزبورگ نوشتم از نو نخواهم خواند.

نویسنده

ژان پل سارتر به سال 1905 در پاریس زاده شد. پدرش که افسر نیروی دریایی فرانسه بود دو سال پس از تولد کودک در هند و چین (ویتنام) درگذشت. مادر به خانه پدری بازگشت و ژان پل به سرپرستی پدربزرگِ مادری که معلم زبان فرانسه بود بزرگ شد.

کودک نزد پدربزرگ، تنها مرد خانه، بسیار عزیز بود. مادر همسر دیگری نگرفت جز هنگامی که پسرش به سن دوازده رسید. ژان پل در این محیط، هم در میان کتاب و هم در میان زندگی بورژوایی، بزرگ شد. تأثیر این دوران و این شیوه زندگی در اندیشه او بسیار است: (من هیچ گاه احساس مالکیت نکردم، زیرا یا در خانه پدربزرگ بودم یا در خانه ناپدری، هیچ گاه در خانه خودم نبودم. نیازهای زندگی ام را دیگران رفع می کردند.) بعدها در سراسر زندگی خود، چه هنگام تهی دستی چه هنگامی که از بابت کتاب های خود حق تالیف کلان می گرفت، هرگز درصدد اندوختن پول برنیامد: (هیچ وقت هیچ چیز نداشتم، ولی از ناداری رنج نبرده ام.) در دامان این زندگی با شیوه زندگانی بورژوایی، (بورژوای مطمئن از امنیت و تکلیف ها و به ویژه از حقوق خود)، آشنایی کامل یافت. انتقاد تند از این نحوه زندگی را، تا آن جا که مربوط به دوره کودکی است، در داستان (کودکی کارفرما) (ما در مجموعه داستان های دیوار) می بینیم و دنباله آن را در رمان تهوع و زندگی نامه کودکی ژان پل را در کتاب واژه ها.

از هشت سالگی چیزهایی شبیه رمان می نوشت و پیش از آن قصه هایی به تقلید از لافونتن مشق می کرد. در هفده سالگی با دوستش پل نیزان مجله ای به راه انداخت به نام مجله کوچک بی عنوان. سپس وارد دانش سرای عالی پاریس شد که گذراندن امتحان آن سخت دشوار است. در آن جا فلسفه خواند و با سیمون دوبووار آشنا شد. در سال 1925 با خواندن کاپیتال و ایدئولوژی آلمانی با اندیشه مارکس آشنایی یافت. به سال 1929، پس از پایان تحصیلات، در شهر لهاور معلم فلسفه شد. در این زمان بیشتر آثار کافکا و رمان های آمریکایی و حتی داستان های پلیسی می خواند. از سال 1931 زندگی ادبی و فلسفی اش تکوین یافت. زیاد می خواند و زیاد می نوشت. در بندر لهاور طرح رمان تهوع را ریخت، اما پیش از نوشتن آن رمانی به نام شکست و چند اثر تحقیقی نوشت و به ناشران داد که هیچ کدام را قابل چاپ ندانستند. نخستین نمایشنامه او نیز به نام باریونا هیچ گاه چاپ نشد.

در سال های 1933 و 1934 در برلین به مطالعه فلسفه هوسرل و هایدگر پرداخت. پدیدارشناسی هوسرل توجهش را جلب کرد و بر اساس آن درصدد برآمد تا به دنبال روان شناسی فروید و برای اصلاح آن (روانشناسی ترکیبی) را بنیاد نهد. معتقد بود که اندیشه بورژوایی و روان شناسی فروید (تحلیلی) و (تفردی) است، یعنی به موجب آن (فرد آدمی، این جزء جامد و تجزیه ناپذیرِ حاملِ طبیعت بشری، چون یک نخود در کیسه نخود قرار دارد: محدود، در بسته و ارتباط ناپذیر… بنابراین اصل، بشر بشر است، همچنان که دایره دایره است: یک بار برای همیشه. بر طبق این نظر فرد آدمی، چه بر تخت شاهی چه بر روی خاک، فطرتاً همان است که هست.)

Be the first to review “کتاب تهوع – ژان پل سارتر”

نظرات

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

فهرست فروشگاه