کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس | گوستاو فلوبر

41.000تومان

موجود

  • نویسنده: گوستاو فلوبر
  • مترجم: کتایون شهپر راد – آذین حسین زاده
  • انتشارات: نیلوفر

درباره‌ی کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس

کتاب “وسوسه آنتونیوس قدیس”، جزء بهترین کتاب‌های گوستاو فلوبر، نویسنده‌ی توانای فرانسوی است که ماجرایی خواندنی و تاثیرگذار را برای مخاطب نقل می کند. طرح نگارش این اثر، سال‌ها ذهن و روح فلوبر را به خود معطوف کرده و او را اسیر خویش ساخته بود.

تا این که سرانجام، با عزمی راسخ، دست به قلم شده، تمامی افکار و ذهنیات خود را بر روی کاغذ پیاده کرده و متن داستان مورد نظرش را به رشته ی تحریر درآورد؛ متنی که می توان آن را هم در زمره ی کتاب های رمان و هم نمایش نامه و شعر قرار داد. داستان در سرزمینی به نام “طیبه” به وقوع می پیوندد.

شخصیت اصلی قصه، “آنتونیوس”، مردی زاهد و عزلت نشین است که علی رغم مخالفت و خواهش اعضای خانواده اش، آن ها را ترک کرده و گوشه نشینی را برای خویش برگزیده تا به این واسطه ،خود را به خداوند بزرگ و متعال نزدیک تر ساخته و از ارتکاب گناه و آلوده شدن به آن جلوگیری به عمل بیاورد. اما شیطان، همواره با نیت های پلید و زشت خویش، دام های مختلفی را با ظواهر متفاوت و سیرت های زیبای دنیوی، بر سر راه او قرار داده و آنتونیوس را با مشکلات و فراز و نشیب های بسیاری مواجه می سازد.


 بخشی از کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس

در سرزمین طیبه … فراز یک کوه، بر قطعه زمینی هموار و مدور، به شکل نیم قرص ماه، که سنگ هایی درشت در میانش گرفته است.

آن عقب کلبه ی زاهد است. از گل و نی بوریا، با سقفی مسطح و بدون در. داخل کلبه کوزه ای گلی و قرصی نان سیاه به چشم می خورد؛ در وسط، بر رحلی چوبین، کتابی بزرگ؛ روی زمین، این جا و آن جا، رشته های کنف، دو سه حصیر، سبدی و چاقویی.

در ده قدمی کلبه، صلیبی بلند بر زمین نشانده اند؛ و در آن سوی تکه زمین هموار، خرمابنی کهنسال و تابیده بر پرتگاه خمیده است؛ چه، دیواره ی کوه صاف است و رود نیل گویی دریاچه ای را پای پرتگاه حفر کرده است.

حصار صخره ها از چپ و راست دید را محدود کرده است. طرف کویر، اما امواج عظیم و موازی شن پی هم ردیف شده اند؛ بور و خاکستری رنگ، پشت در پشت، هماره خمیده به بالا؛ بعد فراسوی شن ها، آن دور دست ها، رشته کوه لیبی دیواری گچی رنگ ساخته است که، در بخار نیلگون محو به نظر می رسد. پیش رو، خورشید فرو می میرد. آسمان در شمال صدفی رنگ است، و بالاسر، ابرهای ارغوانی، این جا و آن جا هم چون پرک های بالی عظیم بر گنبد کبود آرمیده اند. پرتوهای آتشین خورشید، رنگی سوخته به خود می گیرد؛ بخش های لاجوردی رنگ می بازد و صدفی می شود. اکنون دیگر بوته زارها، ریگ ها، زمین، همه و همه، چون برنز، سخت جلوه می کند. و در فضا گردی طلایی رنگ شناور است، گردی آن چنان ریز که با لرزه های نور در هم می آمیزد.

آنتونیوس قدیس که ریشی بلند و موهایی بلند دارد و ردایی از پوست بز بر تن، چهار زانو نشسته است و حصیر می بافد. خورشید که از نظر پنهان می شود، آنتونیوس آهی بلند می کشد و دیده در افق می گوید:

آنتونیوس قدیس: باز هم یک روز! یک روز دیگر هم گذشت! با این حال آن وقت ها چنین زار نبودم! شب به آخر نرسیده، مناجاتم را آغاز می کردم؛ سپس برای آوردن آب تا لب رود پایین می رفتم و سرودخوانان، مشک آب را بر گرده می گرفتم و از کوره راه ناهموار بالا می آمدم. بعد خودم را سرگرم مرتب کردن وسایل کلبه می کردم. ابزار به دست می گرفتم و می کوشیدم تا حصیرها خوب و مساوی از آب درآیند و سبدها سبک؛ کوچک ترین کارها به نظرم وظایفی می آمد بی رنج و مشقت.

سر ساعاتی معین دست از کار می کشیدم و وقتی دو بازویم را به دعا بالا می بردم، حس می کردم که گوئی چشمه ای از رحمت از فراز آسمان به سوی قلبم جاری شده است. اکنون این چشمه خشکیده است. چرا؟ …

آنتونیوس قدیس میان حصار صخره ها گام برمی دارد، به آرامی.

وقتی ترک خانه و کاشانه می کردم، همه زبان به شماتتم گشودند. مادرم در هم شکست و به حال احتضار افتاد. خواهرم از دور به من اشاره می کرد که بازگردم. آن یکی، آموناریا، او هم گریه می کرد. دختر بچه ای که هر شامگاه نزدیک آب بند می دیدمش …

کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس اثر گوستاو فلوبر با ترجمه‌ی کتایون شهپر راد و آذین حسین زاده توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسیده است.

اطلاعات بیشتر

وزن 310 g
ابعاد 22.5 × 15.5 سانتی متر
نویسنده

گوستاو فلوبر

مترجم

آذین حسین زاده, کتایون شهپر راد

انتشارات

نیلوفر

تعداد صفحه

272

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

2

سال انتشار

1398

برشی از متن کتاب

ثبت دیدگاه برای “کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس | گوستاو فلوبر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرات

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

فهرست فروشگاه

خرید کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس

کتاب وسوسه آنتونیوس قدیس | گوستاو فلوبر