کتاب همه می میرند اثر سیمون دوبوار

82,000 تومان

ناموجود

  • نویسنده: سیمون دوبوار
  • مترجم: مهدی سحابی
  • انتشارات: نشر نو

کتاب همه می میرند نوشته ی سیمون دوبوار می باشد که مهدی سحابی آن را به فارسی برگردانده و در نشر نو به چاپ رسیده است.

دوبووار «همه می میرند» را در سال 1946 منتشر کرد. داستان ماجرای زنی است به نام روژین که حرفه اش بازیگری است. او با مردی با نام «ریموندو فوسکا» آشنا می شود. ریموند زندگی جاودانه دارد. او نمی میرد. وسوسه ی جاودانگی در زن ایجاد می شود و به فکر این می افتد تا بتواند با مرد زندگی جاودانه ای را تجربه کند. همه می میرند، داستانی درباره ی مرگ است. سیمون دوبووار به عنوان فیلسوف اگزیستانسیالیست به شدت با مفهوم مرگ و زندگی درگیر بوده است و این تفکرش در آثاری همچون «مرگ آرام»، «خون دیگران» و «همه می میرند» تبلور یافته است. بسیاری از انسان ها هستند که به جاودانگی فکر می کنند، اینکه بتوانند بر مرگ غلبه کرده و تاریخ را زندگی کنند. اما ریموندو فوسکا به نظر از این تجربه ای که نصیبش شده است چندان خرسند نیست. ریموندو فوسکا که در قرن چهاردهم میلادی بر شهر کارمونای ایتالیا فرمان می راند نیز مانند روژین فکر می کرده. او با نوشیدن معجون سبز زندگی جاودانه پیدا می کند و ماجراهای خود را از قرن 14 تا قرن حاضر توصیف کرده و به روژین می گوید که این جاوانگی برای او همچون نفرینی ابدی است. نفرینی که انسانیت را از او گرفته و او را تبدیل به سنگی متحرک کرده است. او بارها تلاش کرده جان خود را بگیرد اما این نفرین او را رها نمی کند. پس زمانی که همه به دنبال زندگی جاودانه اند، فوسکا لذت مرگ را می جوید. رمان همه می میرند، یکی از جذاب ترین آثار دبووار است که علاوه بر فلسفه و روانشناسی در خود تاریخ را نیز جای داده است.

اطلاعات بیشتر

وزن 470 g
ابعاد 21.3 × 14.3 سانتی متر
تعداد صفحات

413

قطع

رقعی

نوبت چاپ

16

نوع جلد

جلد نرم

برشی از متن کتاب

منظره کم کم به چشمم آشنا می آمد: رنگ خاک، عطر هوا و آواز پرندگان را می شناختم؛ بر اسبم مهمیز زدم. در چند فرسخی آنجا مردی بود که عاشق شهرش بود، مردی که به درختان پر گل بادام لبخند می زد، مشت های خود را می فشرد و غلیان خود را در رگ های خود حس می کرد: شتاب داشتم که خودم را به او برسانم و در او حل شوم. در حالی که بغض گلویم را می فشرد از جلگه ی پر از درختان زیتون و بادام گذشتم. و کارمونا، با هشت برج طلایی اش بر فراز کوه سنگی به چشمم آمد. درست همانی بود که مدت درازی تماشایش کردم. اسبم را نگه داشته منتظر بودم؛ منتظر بودم اما خبری نمی شد. همه ی آنچه به چشمم می آمد منظره ی آشنایی بود که انگار همان دیروز ترکش کرده بودم. در یک چشم به هم زدن، کارمونا به زمان حال من پیوسته بود؛ معمولی و بی تفاوت آنجا افتاده بود. گذشته از دسترسم بیرون می رفت.

پا به دامنه گذاشتم. با خود گفتم:«پشت دیوارها منتظرم است.» از دیوارها گذشتم. کاخ، دکان ها، میخانه ها، کلیساها، دودکش های قیف مانند، سنگفرش های صورتی و گزنه های پای دیوارها را شناختم؛ همه چیز سر جای خودش بود، و گذشته در هیچ جا دیده نمی شد. مدت درازی بی حرکت در میدان بزرگ ایستادم، روی پله های کلیسا نشستم، در گورستان پلکیدم. هیچ خبری نشد.

دستگاه های بافندگی قر و قر می کرد، مسگرها بر دیگچه های مسی چکش می زدند، بچه ها در کوچه های سربالایی بازی می کردند؛ هیچ چیز عوض نشده بود؛ هیچ خلئی در کارمونا دیده نمی شد، هیچکس به من احتیاج نداشت. هرگز هیچکس به من احتیاج نداشته بود.

نویسنده

سیمون دوبووار (1908-1986) فیلسوف، مترجم و فعال حقوق زنان فرانسوی بود. او را مادر فمینیسم بعد از 1968 می شناسند. از جمله آثار سیمون دوبووار خون دیگران، سالخوردگی و ماندران ها هستند.

ثبت دیدگاه برای “کتاب همه می میرند اثر سیمون دوبوار”

نظرات

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

این نمایشنامه را در Instagram ببینید

    اینستاگرام یک 200 بازگشت.

فهرست فروشگاه

daac

کتاب همه می میرند اثر سیمون دوبوار

82,000 تومان