کتاب مینوتوس مشاور نرون – میکا والتاری

11,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

نویسنده: میکا والتاری 

ترجمه: ابوالقاسم حالت

انتشارات: درسا

11,000 تومان

توضیحات

کتاب مینوتوس مشاور نرون نوشته میکا والتاری و ترجمه ابوالقاسم حالت در انتشارات درسا به چاپ رسیده است.

در اینجا داستانی بسیار قدیمی، مربوط به سالهای ۶۰ تا ۷۰ میلادی را می خوانیم که توسط این نویسنده مشهورفنلاندی وخالق کتاب معروف سینوهه به رشته تحریر در آمده است. این کتاب دوران روم باستان و حکمرانی کلادیوس و نرون را نشان می دهد و فضای داستان در ایتالیا و شهر روم باستان است. شخصیت اصلی داستان مینوتوس لوسوس مانیلیالوس نام دارد که در پایتخت شام، انطاکیه، به دنیا آمده است. در این کتاب ماجراجویی های مانیلیالوس و سرنوشت پر فراز و نشیب او را در سراسر اروپا می خوانیم. او مردی نجیب زاده است که در نوجوانی از انطاکیه به شهر روم می آید و  در آن جا  با فردی به نام لوسیوس دمیتیوس،‌آشنا می شود. لوسیوس، عاشق موسیقی و آواز است و با مینوتوس دوست می شود که این دوستی تمام زندگی مینوتوس را تحت تاثیر قرار می دهد. لوسیوس،‌پس از مدتی با نام نرون شناخته شده و امپراطوری را به دست می گیرد. در پی این ماجرا، مینوتوس نیز در بریتانیا به مقام بالایی از طرف دولت روم دست می یابد اما در ارمنستان ترکیه اسیر راهزنان می شود. پس از مدتی یکی از سیاستمداران متشخص رومی او را به عنوان مزدور می گیرد و در ماموریت های مخفی از او استفاده می کند. در این کتاب اروپا، در وضعیتی آشفته و پر از شرک و تباهی قرار دارد که با آمدن حضرت عیسی، نور ایمان شروع به درخشش می کند و دین مسیحیت در سراسر اروپا گسترش می یابد.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

ابعاد 250 × 180 mm
نوبت چاپ

6

تعداد صفحات

606

نوع جلد

جلد سخت (گالینگور)

قطع

وزیری

نویسنده

نویسنده

میکا والتاری،‌نویسنده فنلاندی، در سال ۱۹۰۸ در شهر هلسینکی، به دنیا آمد. در سال ۱۹۲۹ در فلسفه را تمام کرد و راهی فرانسه شد. در آنجا در مطبوعات فرانسه کار گرفت و از آن پس به نویسندگی پرداخت. سینوهه از مشهورترین آثار اوست. از دیگر آثار او می توان به سرنگونی قسطنطنیه، راز مملکت، مردی بالای صلیب، میکائیل پزشک سلطان سلیم و فرشته سیاه اشاره کرد.

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

” سابینا

تروکسوبورس، رئیس راهزن کوه نشینان، مزاحمت های بسیاری در ارمنستان ایجاد نمود که وقت لژیون های شام، صرف برطرف نمودن آنها گردید. او نیروی اعزامی کارآزموده ای هم به بخشی از زمین های نزدیک سواحل سیسیل فرستاد که از آنجا به سوی کرانه های دریا سرازیر شدند و بندها را تاراج نمودند و رفت و آمد بازرگانی دریای مدیترانه را به خطر انداختند. انتیوکوس، پادشاه پیر سیسیل، قدرت بیرون راندن این غارتگران را نداشت، چون نیروهای کمکی او در ارمنستان بودند. سرانجام کلیتورس، محاصره شهر بندری آنه موریوم را آغاز نمود. من در راه خود از افه سوس به انطاکیه یک لشکر سواره نظام شامی را دیدم که به فرمان ده ای سرلشکر کورتیوس سه وروس، شتابان عازم دفاع از آنه موریوم بودند. تحت این شرایط من وظیفه خود شمردم به آنان بپیوندم. ما در بیرون از دروازه‌های آنه موریوم شکست سختی خوردیم، چون زمین آن ناحیه برای کوه نشینان پیرو تروکسو بورس مساعدتر بود تا برای سواره نظام ما. من از پهلو و بازو زخم برداشتم. طنابی بر گردنم انداختند و دستم را از پشت بستند و مرا به کوه های غیرقابل دسترس راهزن نام برده بودند. من مدت دو سال در گروه تروکسوبورس بودم.او با ما گروگان ‌ها بلهوسانه رفتار می نمود. با ما گاهی خوب بود و گاهی بد. زخمهای من عفونت کرده بود و عذابم می داد. از آنها چرک بیرون می آمد و من می اندیشیدم که خواهم مرد. طی آن دو سال، آموختم که در کمال خواری و سختی زندگی کنم، همیشه آماده بودم یا عذاب ببینم یا بمیرم. تروکسوبورس، در روزگار موفقیت خویش مردانی گرد آورده و برای جنگجویی تربیت نموده بود. اما پس از نخستین شکست، درست همان اندازه از افراد خود را از دست داد، چون در حالی که از موفقیت خود سرمست غرور بود، مرتکب اشتباهی شد و در دشتی هموار وارد جنگ گردید و چون گروه او در این گونه جنگ‌ها تعلیم و انضباط کافی نداشت، نتوانست کاری از پیش ببرد. شاه آنتیوکوس با اسیرانی که از او گرفته بود، با مهربانی رفتار نمود. آنان را آزاد ساخت و به کوهستان فرستاد و قول داد همه کسانی که تروکسو بورس را ترک نمایند، مشمول بخشش و مرحمت قرار گیرند. بیشتر یاران تروکسو بورس حساب کردند به اندازه کافی غنیمت به دست آورده و به قدر کفایت نیز بازی را ادامه داده اند. این بود که به روستاهای خویش گریختند تا بقیه عمر خود را چون سیسیلیان ثروتمند زندگی نمایند. تروکسوبورس این فراریان را تعقیب نمود و کشت و بدین وسیله، کینه ‌توزی خونینی میان دوستان قبیله‌ای به وجود آورد. سرانجام، حتی نزدیک ترین کسان او هم از بی رحمی و بدگمانی و بلهوسی اش به جان آمدند و او را اسیر نمودند تا خود مورد مرحمت قرار گیرند. این واقعه درست به موقع اتفاق افتاد چون لشکریان آنتیوکوس نزدیک می‌شدند، بردگان مشغول فرو ریختن دیوارهای جلوی غار دزدان بودند و تیرهایی نیز برای اعدام ما در بیرون بر پا می شد. هم زنجیران من درخواست می نمودند که عوض ما،تروکسو بورس را به دار آویزند! اما شاه آنتیوکوس به زودی دستور داد گردنش را بزنند و به این پیشامد دردناک پایان بخشند.”

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب مینوتوس مشاور نرون – میکا والتاری”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت