کتاب آتایا – علیرضا آذر

15,000 تومان

موجود در انبار

(پازل شعر امروز)

شاعر: علیرضا آذر

انتشارات: نیماژ

15,000 تومان

توضیحات

کتاب آتایا اثر علیرضا آذر در نشر نیماژ به چاپ رسیده است.

کتاب حاضر در سال ۱۳۹۲ منتشر گردیده است. این کتاب در قالب مثنوی و غزل سروده شده است.  اشعار کتاب  فضای حماسی، تاریخی و عارفانه دارند و این شاعر معاصر در گذشته، حال و آینده سیر می کند. از سروده های وی پیداست که از اتفاقات معاصر دل خون دارد. نویسنده در این مجموعه با اشعاری از دنیا و آخرت گرفته تا نخل های سر بریده ی جنوب، مادران فلسطینی، آوارگان جنگ های جهانی، امام زمان (عج) و خداوند تبارک و تعالی آثاری پر محتوا آفریده است.

کتاب آتایا اثر علیرضا آذر در نشر نیماژ به چاپ رسیده است.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 110 g
ابعاد 200 × 145 mm
موضوع

شعر فارسی معاصر

تعداد صفحه

118

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

15

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

“میم مثل مااااااااااا در اینجا زنده می مانیم”

.

مثل هر شب دوباره دلگیرم

در خودم زنده زنده می میرم»

.

اضطرابی نگفتنی دارم

منتظر بر وقوع آوارم

.

هی به بغضی گلوم می گیرد

تا درونم پرنده می میرد

.

فکر این روز و شب مرا دارد

می برد تکه تکه بردارد

.

زندگی ها به یک تلنگر بند

اضطرابی است پشت هر لبخند

.

سقف ها زیر سر ترک دارند

مردمان درد مشترک دارند

.

خسته ام از جهانی سیمانی

اوج در آسمان سیمانی!

.

خسته از بازتاب خنجر و پشت

یک نفر باز ده نفر را کشت!

.

یک نفر پنج صبح فردا… دار…

روز و شب متن جنگ در اخبار

.

یک نفر زیر کامیون له شد

کودکی زیر اره مثله * شد

.

درد تا روح و جان مان رفته

کارد تا استخوان مان رفته

.

آیت البمب و جنگ نازل شد

سوره ی التفنگ نازل شد

.

کِشت مین در زمین مسکونی

جیغ خرچنگ های زیتونی

.

بره ها موج گرگ در راه است

انفجاری بزرگ در راه است

.

دوره ی سیب و دوره ی گندم

دوره ی نان پرستی مردم

.

بین مردم نفاق افتاده است

نهروان اتفاق افتاده است

.

دست ها مار آستین می شد

هر چه می کاشتند مین می شد!

.

خانه هایی سیاه تر اکنون

زندگی رو به راه تر اکنون

.

هر چه ریسید دستمان سست است

مطمئناً که ریسمان سست است

.

هر که هر شب به اشتباه افتاد

با همین ریسمان به چاه افتاد

.

دست مان رو به کهکشان مانده

یک وجب کو که آسمان مانده

.

بال پروازمان پلاسیده

پایمان پای نردبان مانده

.

این جهان با هنر موافق نیست

ذوق مان روی دستمان مانده

.

انفجاری نگفتنی بُم بُم

زنده در متن داستان مانده؟

.

با چنین قتل عام در قصه

خون به رگ های قهرمان مانده؟

.

خانه ها دور و سایه ها نزدیک

کودکی توی پادگان مانده

.

مادری زنده زنده ابعادش

زیر پوتین عابران مانده

.

مادرم گرچه سیب می دزدید

از ازل تا ابد خسارت دید

.

مادرم عهد جهل را دیده

زنده زنده به گور خوابیده

.

جنت زیر پا جهنم شد

وارث اتهام مریم شد

.

مادرم از همان کبوترهاست

از تبار پرنده پیکرهاست

.

مادرم در غبار می جنگد

روی حلقوم دار می جنگد

.

مادرم ارتعاش می زاید

کودکی با کلاش می زاید!

.

مادرم شکل بمب ساعتی است

شکل یک سر گذشت خط خطی است!

.

مادرم بیوه ای فلسطینی

در نگاهش طپانچه می بینی

.

چهره را پشت دست پوشیده

مادرم انتحار نوشیده

.

مادرم دختر ویتنامی ست

متهم به هزار بدنامی ست

.

جرمش این: تا که تانک را دیده

رو به آتش جنازه زاییده

.

مادرم خواب درد را دیده

حقه های نبرد را دیده

.

مادرم زیر شیروانی مرد

مادرم مرد بس که تهمت خورد

.

در بدن جای زخم های درشت

خوردن تهمت پدر با مشت!

.

«خانه از پای بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوان است»

.

ما هم از خاک و خون پرستانیم

توله گرگی دهان به پستانیم

.

توله حتماً بزرگ خواهد شد

گرگ زاییده گرگ خواهد شد

.

باز هم داس ها تکان خوردند

تا که گیلاس ها تکان خوردند

.

آب خیزی کثیف راه افتاد

ناخدا قعر اشتباه افتاد

.

تا به کی نردبان بیاموزم؟

کی کمی آسمان بیاموزم؟

.

تا به کی دست و پا بجنبانیم

چند قرن است در بیابانیم

.

این جهان طعم آب می خواهد

این کویر انقلاب می خواهد

.

پای من را دوباره پس بدهید

یک دریچه کمی نفس بدهید

.

آه از این روزگار افسرده

یک پسر بچه شوکران خورده

.

با چنین عالمی که من دارم

یک قدم تا تلف شدن دارم

.

لا به لای تمام پستی ها

من منم ها خود پرستی ها

.

یک نفر اهل سوز می خواهم

مادرم را هنوز می خواهم!

نظرات (0)

Be the first to review “کتاب آتایا – علیرضا آذر”

Reviews

There are no reviews yet.

منوی سایت