فئودور داستایوفسکی

فئودور داستایفسکی؛ پیامبر جهان ادبیات

زندگی نامه‌ی فئودور داستایفسکی

فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی در مسکو به تاریخ 11 نوامبر 1821 از پدری پزشک و مادری خانه دار متولد شد. پدرش میخائیل داستایفسکی یک جراح بازنشسته‌ی نظامی بود که به عنوان پزشک بیمارستان فقیران ماریینسکی خدمت می‌کرد. اگرچه پزشکی فداکار در امور خیریه بیمارستان بود اما سخت گیری و شکاکیت از ویژگی‌های بارز او به شمار می‌رفت. در مقابل مادر فئودور داستایفسکی، زنی مهربان و خوش رفتار بود که در خانواده‌ای بازرگان تربیت یافته بود.

فئودور داستایفسکی

تئودور در کنار 6 خواهر و برادر دیگر خود در محیطی نسبتا فقیرانه بزرگ شدند. اما پدر و مادرشان بی‌وقفه برای امرار معاش و تربیت فرزندانشان می‌کوشیدند. عصرها خانواده اغلب تاریخ دولت روسیه و شعرهای ژوکوفسکی را می‌خوانند و پرستار بچه‌ها هم داستان و افسانه‌های مردم جهان را برای آنان نقل می‌کرد. در همان زمان جرقه‌ی عشق به ادبیات در قلب فئودور زده شد.

داستایوفسکی خود بعدها اعتراف می‌کند که از والدینش برای تحصیلات و تربیت عالی، بسیار سپاس گزار است. مادر به فئودور خواندن را آموخت و برای این کار از کتاب عهد عتیق و عهد جدید استفاده می‌کرد. زمانی که داستایفسکی در کتاب برادران کارامازوف شخصیت زوسیما را خلق می‌کرد در واقع تحت تاثیر همین آموزه‌ها از عهد عتیق و جدید بوده. پدر نیز به فرزندان لاتین یاد داد و معلمی استخدام کرد تا ادبیات فرانسه و روسیه و دانش ریاضی و جغرافیا را به فرزندان بیاموزد.

فئودور داستایوفسکی ایام کودکی را از بهترین دوران زندگی خود می‌دانست. او تا سال 1833 در خانه آموزش دید و سال‌های نوجوانی را نیز به همراه برادرش به تحصیل در مدرسه شبانه روزی معتبری در مسکو پرداختند.

هنگامی که فئودور 16 سال داشت مادرش درگذشت و پدر تصمیم گرفت که فئودور و برادرش را به سن پترزبورگ و مدرسه مهندسی راهی کند. جالب این است هر دو پسر عاشق ادبیات بودند و می‌خواستند زندگی‌شان را وقف آن کنند اما پدر علاقه‌ی آن دو را جدی نگرفت و پسران نیز جرات مخالفت با او را نداشتند. فئودور آن دوران را این گونه به یاد می‌آورد:« ما فقط درمورد شعر و شاعران رویا می‌دیدیم

جوانی فئودور داستایفسکی

تحصیلات تئودور در مدرسه مهندسی ارتش، زندگی کسل کننده و روزمره‌ای را برایش به وجود آورد بنابراین برای فرار از این کسالت به دنیای ادبیات پناه آورد. او شروع به خواندن ادبیات اروپا در دوره‌های مختلف کرد؛ هومر، بالزاک، ویکتور هوگو و شکسپیر را خواند همچنین، شعرهایی از لرمونتوف و درژاوین. داستایفسکی از پیروان آثار نیکلای گوگول شد. او که از کودکی شفیته‌ی پوشکین بود بسیاری از شعرهای او را حفظ می‌کرد. در سال 1838 با دوستانش از جمله: بکتوف و ویتکوفسکی انجمن ادبی تشکیل داد و در همان زمان شروع به نگاشتن کرد، اما جرات انتشار آن به عنوان یک نویسنده را نداشت.

در سال 1839، پدرش توسط دهقانان در املاک خود به قتل رسید. این خبر داستایوفسکی جوان را شوکه کرد. او دچار بیماری صرع شد و بر سلامت روانی‌اش تاثیر گذاشت به طوری که هرگز از وحشت قتل خلاص نشد. تاثیر این ترس بعدها، خود را در آثار برادران کارامازوف و جنایت و مکافات نشان داد. پس از اتمام تحصیلات در سال 1843 سمت مهندسی ستوان دومی را از مهندسی سن پترزبورگ دریافت کرد. در سال 1844 به ناگاه تصمیم گرفت استعفا دهد و منحصرا زندگی‌اش را وقف ادبیات نماید.

اولین تجربه موفق داستایفسکی ترجمه‌ی رمان اوژنی گرانده اثر بالزاک بود که در مجله‌ای منتشر شد. اواخر ماه مه 1845، داستایفسکی اولین رمان خود به نام مردمان فقیر را به پایان رساند. استقبال نویسندگان و منتقدان از این اثر بیش از انتظار داستایفسکی بود، نکراسوف او را گوگول جدید نامید و بلینسکی نیز او را در حلقه‌ی ادبی که تورگنیف از اعضای مهم آن به شمار می‌رفت، راه داد. سال بعد انتشار کتاب همزاد با شکست روبه رو شد چرا که عموم مردم، نبوغ نهفته و زوایای پنهان رواشناختی در این اثر را درک نمی‌کردند.

ابتدای نویسندگی داستایفسکی

داستایفسکی مانند بسیاری از جوانان آن زمان به سیاست علاقه‌مند بود. پس از اختلافی که با تورگنیف پیدا کرد و از حلقه‌ی یاران بلینسکی اخراج شد، با “حلقه‌ی پتراشفسکی” که مشکلات روسیه را مورد بحث قرار می‌دادند آشنا گشت. در طول این جلسات جوانان خواستار آزادی حق چاپ، تغییرات در سیستم قضایی بودند. به موجب این جلسات داستایفسکی انجمن مخفی تشکیل داد که طرفدار کودتا در کشور بودند. او بارها نامه بلینسکی به گوگول را که ممنوع بود در این جمع می‌خواند. در آن زمان رمان شب‌های روشن را نیز منتشر ساخت اما افسوس که از شهرت شایسته‌ای برخوردار نشد، چرا که وی را همراه دیگر اعضا در این انجمن دستگیر کردند. دادگاه وی را به جرم حضور در حلقه‌ی پتراشفسکی و انتشار نامه بلینسکی، به اعدام محکوم نمود. تا قبل از اجرای حکم اعدام، داستایفسکی به مدت 8 ماه در زندان قلعه پیتر و پل سپری می‎کرد.

در روز اعدام داستایفسکی، زمانی که با مرگ روبه رو می‌شد درست در لحظات آخر، حکم اعدامش به موجب عفو امپراتوری به 8 سال کار اجباری در سیبری و تبعید به آنجا تغییر یافت. وی احساسات و تاثیرش از اعدام را بعدها در رمان ابله بازگو می‌کند. در همان زمان دوباره امپراتور نیکلاس اول مجازات او از 8 سال به 4 سال مورد عفو قرار داد.

اومسک؛ شهری که داستایفسکی به آن تبعید شد، امتحان دشواری برایش بود چرا که نه تنها از نظر جسمی و شرایط سخت کار اجباری بلکه از لحاظ روانی و اخلاقی نیز با زندانیان و محیط زندان دچار مشکلاتی بود. سال‌هایی که فئودور در زندان سپری کرد تاثیری فراموش نشدنی در او داشت. وی رنج و تنهایی بی‌پایانی را در آن مدت چشید. زندانیان رفتاری خصمانه با نویسنده‌ای نجیب زاده داشتند. مکاتبه با اقوام و یادداشت روزانه برایش غیر ممکن بود او به طور پنهانی خاطراتش را در دفترچه‌ای مکتوب نمود که بعدا در اثر خاطرات خانه اموات از آن استفاده کرد.

پس از این دوره تبعید، داستایفسکی در سال 1854 به عنوان سرباز عادی به گردان سیبری در سمی پالاتینسک اعزام شد. علی‌رغم همه سختی‌های این حکم، پذیرش او به عنوان سرباز به معنای بازگشت حقوق مدنی به داستایفسکی بود. این اولین پرونده از این دست در روسیه بود، زیرا افرادی که به کار اجباری محکوم می‌شدند، حقوق شهروندی را تا پایان عمر از دست می‌دادند اما امپراتور الکساندر اول به نویسنده جوان ترحم کرد و نمی خواست که استعداد او را از بین ببرد.

داستایفسکی در زندان

نهایتا در سال 1856 به دستور امپراتور جدید الکساندر دوم ، فیودور مورد عفو قرار گرفت و مجداد حقوق انتشار آثار به او بازگردانده شد. در این سال‌ها فئودور به یک شخصیت بالغ و کامل دست یافت چرا که سختی‌ها و تنهایی او را به سوی یافتن حقیقت و معنای زندگی سوق می‌داد و باعث شد مذهب را همواره در قلب خود تا آخر عمر نگاه دارد.

در سمی پالاتینسک فئودور با زنی به نام ماریا ایسایوا آشنا می‌شود. ماریا شوهری همواره دائم الخمر داشت که پس از مرگ شوهرش، فئودور به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد. ماریا تنها زمانی این پیشنهاد را قبول می‌کند که فئودور مورد عفو قرار می‌گیرد. آن‌ها در فوریه 1857 ازدواج کردند. خوشبختی از این زوج از همان روز اول دور گشت چرا که فئودور روز عروسی دچار حمله صرع شد و ماریا را برای همیشه نسبت به او دلسرد کرد. در سال 1859 داستایفسکی پس از کسب اجازه‌ی کناره گیری از افسری به همراه همسرش ماریا و پسر خوانده‌اش پاول، شهر سمی پالاتینسک را ترک نمودند و راهی سن پترزبورگ شدند.

سال 1861 فیودور با همکاری برادرش میخائیل مجله‌ی ادبی به نام زمان را راه اندازی کردند. مجله به موقعیت ادبی برادران داستایفسکی کمک کرد. آن‌ها آثار فئودور از جمله خاطرات خانه اموات، یادداشت های زیرزمینی، یک اتفاق مسخره را منتشر نمودند. با انتشار خاطرات خانه اموات دوباره نظرها به سوی این نویسنده جلب گشت. بسیاری از مردم با شرایط زندان و تبعیدی‌ها آشنا نبودند و رمان بیشتر زوایای محیط زندان و شکنجه‌ها را آشکار کرد، چرا که در سال‌های قبل نوشتن از این گونه مسائل ممنوع بود.

در همین سال‌ها او سفرهایی به اروپا داشت و از کشورهایی چون آلمان، ایتالیا، فرانسه، سوئیس، اتریش و انگلیس بازدید کرد. طی این سفرها به قمار اعتیاد پیدا کرد و مبالغ بسیاری را از دست داد. تجربه‌ی این دوران از زندگی را بعدها به رمان قمارباز منتقل کرد. در یکی از همین سفرها او عاشق و دلباخته‌ی آپولیناریا سوسلووا شد. که پس از مرگ همسرش در سال 1864 زمانی که از او خواستگاری کرد جواب رد شنید. داستایفسکی از شخصیت آپولیناریا در بعضی از کتاب‌هایش از جمله قمارباز و ابله استفاده کرد.

مجله به مرور با کاهش خوانندگان روبه رو شد و همین منجر به بسته شدن مجله گشت. به علت بدهی‌هایی که داستایفسکی داشت و برای رهایی از اوضاع دشوار مالی با ناشری قرارداد بست و اندکی بعد رمان جنایت و مکافات را شروع به نگاشتن کرد. رویکرد فلسفی و اجتماعی رمان در بین خوانندگان مورد محبوبیت واقع شد و باعث تجلیل از داستایفسکی شد.

انتشارات به فئودور برای زودتر به اتمام رسیدن رمان‌ها فشار می‌آورد اما داستایفسکی قدرت و وقت کافی برای اتمام آثارش را نداشت. به همین منظور دستیاری به نام آنا گریگوروونا برای تندنویسی استخدام کرد و بلافاصله رمان قمارباز را در 21 روز به اتمام رساند. فئودور و آنا به مرور دلباخته ی هم شدند و در سال 1867 ازدواج کردند. آنا همسری با وفا و دستیاری عالی و چیره دست برای فئودور بود، او دردسرهای رمان‌های داستایفسکی را به دوش می‌کشید و تمام مسائل مالی را حل می‌کرد. همچنین در این حین خاطرات خود و فئودور را نیز یادداشت می‌کرد.

آنا چهار فرزند به دنیا آورد : دختران سوفیا و لیوبوف و پسران فئودور و الکسی. سوفیا اولین فرزند آن‌ها تنها چند ماه پس از تولدش درگذشت. الکسی نیز در سه سالگی درگذشت.

فئودور داستایفسکی و همسرش آنا

کتاب عالی بعدی فئودور ابله بود. در حقیقت خود نویسنده این کتاب را سخت‌ترین اثرش نامید و شخصیت اصلی پرنس میشکین محبوب ترین شخصیت وی شد. پس از این اثر تصمیم گرفت حماسه‌ای با عنوان “الحاد” بنویسد، اما این ایده عملی نشد ولی پایه ای برای سه کتاب بعدی او شد؛ یعنی رمان‌‎های: شیاطین، جوان خام و برادران کارامازوف.

در سال 1873 سردبیری مجله شهروند را برعهده گرفت و در آنجا شروع به چاپ دفتر خاطرات یک نویسنده کرد و به آرزوی دیرینه‌‎ی خود که بحث در مورد موضوعات مختلف با خوانندگان بود رسید. در سال 1877 به عنوان عضو آکادمی علوم سن پترزبورگ انتخاب شد. در 1878 امپراتور الکساندر دوم او را به کاخ دعوت کرد و به خانوداه‌اش معرفی نمود. دو سال بعد به عضو افتخاری انجمن ادبیات بین المللی درآمد. در سال 1880 در مراسم یادبود پوشکین در مسکو سخنرانی مشهوری درباره‌ی ادبیات و زندگی بیان کرد که موجب محبوبیت بیشتر وی شد.

پس از اتمام رمان برادران کارامازوف داستایفسکی قصد نوشتن دنباله‌ی این رمان را داشت اما سرنوشت به او مهلت نداد. بیماری ریه در او تشدید شد و یک رگ در ریه‌ی او پاره شد و خون از گلو شروع به جریان کرد. از آنجا که داستایفسکی فردی همواره بیمار و ضعیف بود از برونشیت مزمن و 9 سال از آمفیزم ریوی رنج می برد نتوانست بهبود یابد و در نهایت در سن شصت سالگی  سال 1881 به تاریخ 28 ژانویه درگذشت.

در مراسم تشیع، صدها نفر برای خداحافظی از نویسنده آمده بودند و بیش از یک کیلومتر این مراسم امتداد داشت. فئودور داستایفسکی  در آخرین منزل؛  گورستان تیخوین در لاورای الکساندر نوسکی در سن پترزبورگ به خواب ابدی  و بی‌درد خود فرو رفت.

دیدگاه فئودور داستایفسکی

فئودور داستایفسکی متفکری با ظرافت است او مجموعه‌ای از مشکلات وجودی انسان را آشکار می کند و عمق پنهان دنیای درونی انسان را روشن می سازد. مضامین نوشته‌های نویسنده شامل خودکشی، فقر، اخلاق مذهبی است. عناصر داستانی گوتیک، رمانتیسم و هجو را می‎توان در نوشته‌هایش دید. داستایفسکی کاوشگر ایده‌ها بود و همچنین بسیار تحت تاثیر رویدادهای سیاسی زمانه‌ آثارش را خلق می‌کرد.

داستایفسکی ماهیت انسان را بررسی می‌کرد به گفته‌ی دوستش نیکولای استراخوف:«تمام توجه او به مردم معطوف بود و فقط به ماهیت و شخصیت آن‌ها می‌پرداخت.» براین اساس سبک خود را به سمت مسائل روانشناختی و فلسفی سوق می‌داد. او خالق یک نوع جدید از فرم و ژانر است که متن‌های مذهبی، رساله‌ی فلسفی، حکایت، گروتسک و ماجراجویی را با هم تلفیق می‌کرد.

مسئله‌ی خودکشی در چندین کتاب داستایفسکی دیده می‌شود. دهه 1860-1880 خودکشی در روسیه فراگیر شده بود و بسیاری در این باره می‌نوشتند. قاتلان و یا افرادی که در داستان‌های او خودکشی می‌کنند غالبا کافر هستند یا بی‌ایمانند و شک ‌گرا. داستایفسکی معتقد بود اعتقاد به خدا و ایمان موجب سعادت یک انسان می‌شود و به همین علت کافران در داستان‌هایش اغلب رستگار نمی‌شوند.

 

آثار فئودور داستایفسکی

سال‌های رنج و سختی و فقر و بیماری، داستایفسکی را به سوی نوشتن آثاری جاودانه و جهان شمول راهنمایی کرد. فئودورهمواره در آثارش انسان و ماهیت آن را به چالش و کاوش می کشاند. از جمله آثار او:

شب های روشن، یک اتفاق مسخره، بانوی میزبان، رنج کشیدگان و خوارشدگان، بیچارگان، مردم فقیر، یادداشت های زیرزمینی، خاطرات خانه اموات، جنایت و مکافات، شیاطین، برداران کارامازوف، ابله، جوان خام

وی در طول دوران سال‌های اول نویسندگی با الهام گرفتن از آثار نیکلای گوگول می‌نگاشت اما بعد از آن سبک خود را یافت و داستان کوتاه‌های فراوانی را نگاشت:

رویای یک آدم مضحک، آقای پروخارچین، پولزونکوف، دزد شرافتمند، درخت کریسمس و ازدواج، ماری دهقان، کروکودیل، خانم صاحبخانه، قهرمان کوچک

معروف‌ ترین آثار

پنج کتاب بزرگ معروف داستایفسکی که جزو بهترین آثار نگاشته شده در طول تاریخ هستند عبارتند از:

جنایت و مکافات

شیاطین

برداران کارامازوف

ابله

جوان خام

فئودور داستایفسکی نویسنده روسی

نظرات دیگر نویسندگان درباره‌ی فئودور داستایفسکی

این نویسنده بزرگ قرن نوزدهم روسی بسیاری از نویسندگان و حتی ژانرها و جنبش‌های فلسفی را در طول حیاتش تحت تاثیر قرار داد. در ادامه به معرفی برخی از معروف‌ترین افرادی که تحت تاثیر داستایفسکی بوده و درباره او سخن گفته‌اند می‌پردازیم:

  • فرانتس کافکا: وی ارتباط عمیقی با داستایفسکی داشت و بخش هایی از کتاب جوان خام را برای دوستش ماکس برود می خواند. فصل پنجم این کتاب تاثیر زیادی در سبک آثار کافکا گذاشت.
  • ویلیام فاکنر: این داستان نویس امریکایی از داستایفسکی به عنوان اصلی ترین منبع الهام ادبی خود یاد می‌کند، او برادران کارامازوف را که خیلی بر وی تاثیر گذاشته بود مرتبا بازخوانی می‌کرده.
  • جیمز جویس: داستایفسکی را خالق نثر مدرن می‌داند.
  • هاروکی موراکامی: با الهام گرفتن از سبک داستایفسکی و مضامین اگزیستانسیالی وی توانست راهی برای نویسندگی خود باز کند.

بسیاری از کارشناسان، برخی از آثار داستایفسکی مانند یادداشت‌های زیرزمینی را پایه گذار سبک اگزیستانسیال می‌دانند و وی همچنین تاثیر زیادی بر فیلسوفان و متفکران گذاشته است. از جمله:

  • فردریش نیچه: نیچه علاقه‌ی زیادی به ادبیات روسیه داشت. وی از داستایفسکی به‌عنوان بهترین کشفیات خود یاد می‌کند و می‌گوید: هیچکس انقدر برای من لذت نداشت او روانشناسی است که نقاط مشترک بسیاری با وی دارم.
  • ژآن پل سارتر: سارتر با جمله‌ی معروف ایوان کارامازوف” اگر خدا وجود نداشت همه چیز مجاز بود” سبک جدیدی از اگزیستانسیالیسم را به وجود آورد.
  • زیگموند فروید: روان کاو معروف اعتراف کرده برای شناخت شخصیت های آثار داستایفسکی بسیار تلاش نموده و گاه در این تلاش شکست می‌خورده.
  • اروین یالوم: وی می‌گوید از بچگی با کتاب‌های روسی بزرگ شده و علت انتخاب حرفه‌ی روانشناسی را تاثیر آثار داستایفسکی می‌داند.

 

تقویم زندگی فئودور داستایفسکی

  • 1821 11 نوامبر: تولد فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی در مسکو
  • 1837 مرگ مادر، ماریا فیودوروونا نچایف
  • 1838 ورود به مدرسه مهندسی نظامی در پترزبورگ
  • 1839 قتل پدر به دست دهقانان در ملک خصوصی‌اش در استان تولا
  • 1843 فارغ التحصیلی از آموزشگاه نظامی با درجه ستوانی و ورود به شعبه‌ی مهندسی وزرات جنگ
  • 1844 کناره گیری از ارتش- انتشار ترجمه‌ی اوژنی گرانده بالزاک
  • 1845 اتمام نخستین رمان، مردم فقیر
  • 1846 ژانویه: انتشار مردم فقیر و رمان همزاد و داستان کوتاه آقای پروخارچین
  • 1847 انتشار خانم صاحبخانه و پولزونکوف
  • 1848 انتشار نازک دل، دزد شرافتمند، شب‌های روشن و درخت کریسمس و ازدواج
  • 1849 23 آوریل: دستگیری به جرم شرکت در توطئه‌ی پتراشفسکی- انتشار رمان ناتمام نتوچکا- 22 دسامبر: لغو حکم اعدام- 24 دسامبر: تبعید به سیبری
  • 1850 2 ژانویه: ورود به ارودگاه کار اجباری اومسک
  • 1854 فوریه: آزادی از زندان و اعزام به سمی پالاتینسک به عنوان سرباز عادی
  • 1856 ارتقا به افسری
  • 1857 انتشار قهرمان کوچک که در 1849 در زندان نوشته بود- 2 فوریه: ازدواج با ماریا دمیتریونا ایسایوا
  • 1859 کسب اجازه‌ی کناره گیری از ارتش و بازگشت به روسیه. انتشار خواب عمو جان و دوست خانواده
  • 1860 انتشار فصل اول خاطرات خانه اموات
  • 1861 آغاز همکاری با برادرش و انتشار مجله‌ی زمان – انتشار رنج کشیدگان و خوارشدگان – انتشار کامل رمان خاطرات خانه اموات
  • 1862 نخستین سفر به خارج (پاریس لندن و ژنو) انتشار یک اتفاق مسخره در همان مجله
  • 1863 توقیف مجله – دومین سفر به خارج و آشنایی با آپولیناریا سوسلووا
  • 1864 انتشار یادداشت‌های زیرزمینی – مرگ همسر اول ماریا – مرگ برادرش میخائیل
  • 1866 انتشار جنایت و مکافات به صورت پاورقی – استخدام تندنویسی برای رمان قمارباز به نام آنا گریگوروونا
  • 1867 ازدواج با آنا گریگوروونا
  • 1868 انتشار رمان ابله به صورت پاورقی – تولد دخترشان به نام سوفیا- مرگ همان دختر
  • 1869 تولد دخترشان لیوبوف
  • 1870 انتشار همیشه شوهر
  • 1871 تولد پسرشان به نام فیودور- انتشار رمان شیاطین
  • 1873 سردبیری شهروند
  • 1874 انتشار کتاب ابله
  • 1875 انتشار جوان خام – تولد پسرش به نام الکسی
  • 1877 انتشار داستان کوتاه رویای آدم مزحک
  • 1878 مرگ پسرش به نام الکسی
  • 1879 انتشار رمان برادران کارامازوف به صورت پاورقی
  • 1880 ایراد خطابه سالگرد پوشکین در مسکو- انتشار متن خطابه در روزنامه‌ها
  • 1881  28 ژانویه: مرگ بر اثر عفونت ریه و تدفین در گورستان صومعه‌ی الکساندر نفسکی

خرید آثار الیف فئودور داستایفسکی

امروزه همراه با پیشرفت تکنولوژی و فضای مجازی سایت‌ها و اپلیکیشن‌های بسیاری برای کتاب‌خوا‌ن‌ها، طراحی گردیده است که به راحتی می‌توان به آن‌ها دسترسی پیدا کرد. کتابانه یکی از فروشگاه‌های اینترنتی کتاب می‌باشد که با هدف از میان برداشتن فاصله میان ناشرین و مصرف‌کنندگان فعالیت می‌کند. همچنین این سایت طی فعالیت خود کوشیده است امکان دسترسی به طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها و محصولات فرهنگی را برای مصرف‌کنندگان در هر مکان و زمانی فراهم کند. شما می‌توانید جهت خرید کتاب‌های رمان، نمایشنامه، شعر و… از طریق فروشگاه اینترنتی کتابانه اقدام کنید.

آلبوم عکس فئودور داستایفسکی

نمونه‌ای از آگهی‌های پوشش‌های زیرزمینی

نمونه‌ای از متن اعلامیه‌های  پوشش‌های زیرزمینی که  داستایفسکی در آن فعالیت داشت  

میز کار داستایفسکی

اتاق کار فئودور داستایفسکی

داستایفسکی در زندان

دورانی که داستایفسکی در زندان به‌سرمی‌برد

خانواده داستایفسکی

همسر فئودور داستایفسکی همراه پسر و دختر وی

آنا داستایوفسکی

آنا همسر دوم فئودور داستایفسکی

فرزندان داستایوفسکی

 لیوبوف و آلیوشا؛ فرزندان  داستایفسکی

یادداشت‌های داستایوفسکی

 بخشی از یادداشت‌های  داستایفسکی برای رمان برادران  کارامازوف

دوران جوانی فئودور داستایفسکی

 داستایفسکی؛ دوران حضورش در مدرسه نظامی

خانه داستایفسکی

 خانه‌ی داستایفسکی که تبدیلبه موزه شده است

تشییع داستایوفسکی

مراسم تشییع فئودور داستایفسکی

مرگ داستایفسکی

 لحظه پایانی زندگی فئودور داستایفسکی

فهرست فروشگاه