کتاب چتر نمی خواهد این هوا را؛ تو را می خواهد

10,000 تومان

موجود در انبار

(پازل شعر امروز)

شاعر: رضا کاظمی

انتشارات: نیماژ

10,000 تومان

توضیحات

کتاب چتر نمی خواهد این هوا؛ تو را می خواهد سروده رضا کاظمی

این اثر شامل ۸۲ قطعه شعر و ۹۲ صفحه می باشد. قالب اشعار سپید و محتوای آن عاشقانه می باشد. چاپ اول این کتاب در سال ۱۳۹۳ بوده است. این اثر شامل شعرهای کوتاه است. این اشعار گرچه کوتاه اما محتوایی بلند و تاثیر گذار دارد. شعرهای کوتاه این مجموعه ناجی انسان امروز است. انسانی که می خواهد کوتاه، مختصر و مفید بشنود.

کتاب چتر نمی خواهد این هوا؛ تو را می خواهد سروده رضا کاظمی توسط نشر نیماژ به چاپ رسیده است.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 90 g
ابعاد 200 × 140 mm
موضوع

شعر فارسی معاصر

تعداد صفحه

88

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

3

فهرست

فهرست

گل آفتاب گردانیم ما

تو ساعت شنی

تهران استانبول پاریس

فاجعه

این روزها غمگین ام

دل ام عجیب گرفته است

به وقت دلتنگی

چمدان ات را بی هوده نبند

تو

در من، گله ای اسب وحشی تاخت می کند

عشق

صفحه ای را ورق بزن

برای قصه گفتن

من برکه ای آرام بودم

بوی عطر آشنا

تو ماه بودی

به جای آسمان

مرگ که خواستن ندارد

اولین و آخرین ها

مثل گلوله به قصد کشت

عشق

تهران استانبول پاریس

به حرف سردسربی فکر می کنم

نه من قصه ام

برایم سیگاری آتش بزن

پله نیستم از من بالا بروی

به سقف اتاق ت

چه حس غم انگیزی دارد

موهات

درها راز کلید ها را می دانند

از هر جهت که بیایی

نامه رسان خوبی نیست باد

تنهایی

عشق

داستان بلند تو را

می آیی

شبیه تو است بهار

من اسبی وحشی

به احترام هر قطاری که از راه می رسد

قطاری که آمد

بیدارم کن

کلمات را

قایقی که از دریا برنمی گردد

چه قدر شراب ریخته ای به چشم هات مگر

بیا با هم حرف بزنیم

فراموشی گرفته است خانه

سوختم ولی چه بی هوده

بیا به هم اعتماد کنیم

دست اش را بگیر

تو

تنهایی

مرا ببوس

بی قرارم

هیچ کس از آسمان گرفته

از تو می روم

به مرگ هم نمی شود امید بست

به فتح جهان فکر می کنم

به مرگ می ماند عشق

از راه که می رسی انگار

رسیده ام

از دور زیباترند منظره ها

تنهایی

دل از ما برده ای و

تمام سرنوشتم

می گریزی از من

دیروز با مردگان زندگی کردیم

خورشید

ماندن

رسیده ام به تو

هدر نکن گلوهایت را

رها شده ام

پشت ابرها خبری نیست

سال هاست هر غروب

تو را می خواهم

آهسته می بوسمت

میان دست هام

به قبر پدرم خندیده باشم اگر

هوا سرد بود

پرنده بود زن

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

عشق

چه از در بیاید، چه از در برود

فرقی نمی کند

خانه را حتمن

بوی حادثه پر خواهد کرد

…………………

صفحه را ورق بزن!

سوزن این ترانه ی لعنتی

عدل افتاده در شیار زخمهای من

…………………

فراموشی گرفته است خانه

انگار از تمام دیوارها

نقشه یاد تو را دیده اند موریانه ‌ها

………………..

بیا باهم حرف بزنیم

مثل خورشید با گل آفتابگردان

تو بگویی و

دورت بگردم من!

……………….

عشق

چه به ناگهان بیاید، چه به آهستگی

فرقی نمی کند

تو را به تمامی در بر خواهد گرفت

مثل خیس شدن؛

چه در باران باشد، چه در مه

………………………….

به حروف سرد سربی فکر می کنم

و دست های روغنی کارگر چاپخانه

وقتی

در باغ شعر های من

بوسه های تو را می چینند!

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب چتر نمی خواهد این هوا را؛ تو را می خواهد”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت