کتاب منطق الطیر عطار نیشابوری – احمدی

90,000 تومان

موجود در انبار

  • مولف: فریدالدین محمد نیشابوری
  • به تصحیح: مژگان احمدی
  • انتشارات: بهزاد

90,000 تومان

توضیحات

کتاب منطق الطیر عطار نیشابوری، با تصحیح مژگان احمدی در انتشارات بهزاد به چاپ رسیده است.

این کتاب اثری جاودانه از “عطار نیشابوری” می باشد و سرودن آن در قرن ششم هجری قمری در حالی که تعداد ابیات آن از ۴۳۰۰ بیت عبور کرده بود، به اتمام رسید. قالب شعری این اثر مثنوی می باشد و آن را در شمار مثنوی های تمثیلی عرفانی به حساب می آورند، زیرا “عطار” در این کتاب زیبا مراحل مختلفی را برای یافتن عرفان و شناختن رازهای هستی طی کرده و برای این جستجو از هفت منزل عبور می کند که این هفت منزل را هفت وادی و یا هفت شهر عشق می نامند.

این هفت وادی شامل طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر می باشد. داستان “منطق الطیر” در مورد گروهی از مرغان است که برای یافتن سیمرغ، سفری پر فراز و نشیب را آغاز می نمایند. در هر مرحله گروهی از مرغان به خاطر سختی راه از بقیه مرغان جا می مانند و گروهی دیگر به خاطر خستگی زیاد از ادامه ی راه سر باز می زنند. در نهایت از بی شمار مرغی که سفر را آغاز کرده بودند تنها سی مرغ باقی می مانند و با نگریستن به آیینه ی حق متوجه می شوند، سیمرغ واقعی در وجود خود آن هاست. “عطار” این داستان حیرت انگیز و جذاب را به زبان شعری بیان کرده و مجموعه ای ساخته که می توان از آن درس های بسیاری برای زندگی گرفت.

زندگی نامه عطار نیشابوری

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 780 g
ابعاد 240 × 160 mm
موضوع

شعر فارسی ( کهن )

تعداد صفحه

319

قطع

وزیری

نوع جلد

جلد سخت

نوبت چاپ

1

فهرست

فهرست

  • مقدمه
  • فی التوحید باری تعالی جل و علا
  • در نعت رسول (ص)
  • فی فضیله امیرالمومنین ابوبکر رضی الله عنه
  • فی فضیله امیرالمومنین عمر رضی الله عنه
  • فی فضیله امیرالمومنین عثمن رضی الله عنه
  • فی فضیله امیرالمومنین علی رضی الله عنه
  • در تعصب گوید
  • آغاز کتاب
  • حکایت سیمرغ
  • حکایت بلبل
  • حکایت طوطی
  • حکایت طاوس
  • حکایت بط
  • حکایت کبک
  • حکایت همای
  • حکایت باز
  • حکایت بوتیمار
  • حکایت کوف
  • حکایت صعوه
  • پرسش مرغان
  • جواب هدهد
  • عزم راه کردن مرغان
  • عذر آوردن مرغان
  • بیان وادی معرفت
  • بیان وادی توحید
  • بیان وادی حیرت
  • بیان وادی فقر
  • سی مرغ در پیشگاغ سیمرغ
  • فی وصف حاله

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

فی التوحید باری تعالی جل و علا

 

آفرین جان آفرین پاک را

 

آنکه جان بخشید و ایمان خاک را

 

عرش را بر آب بنیاد او نهاد

 

خاکیان را عمر بر باد او نهاد

 

آسمان را در زبردستی بداشت

 

خاک را در غایت پستی بداشت

 

آن یکی را جنبش مادام داد

 

وان دگر را دایما آرام داد

 

آسمان چون خیمهٔ برپای کرد

 

بی ستون کرد و زمینش جای کرد

 

کرد در شش روز هفت انجم پدید

 

وز دو حرف آورد نه طارم پدید

 

مهرهٔ انجم ز زرین حقه ساخت

 

با فلک در حقه هر شب مهره باخت

 

دام تن را مختلف احوال کرد

 

مرغ جان را خاک در دنبال کرد

 

بحر را بگذاشت در تسلیم خویش

 

کوه را افسرده کرد از بیم خویش

 

بحر را از تشنگی لب خشک کرد

 

سنگ را یاقوت و خون را مشک کرد

 

روح را در صورت پاک اونمود

 

این همه کار از کفی خاک او نمود

 

عقل سرکش را به شرع افکنده کرد

 

تن به جان و جان به ایمان زنده کرد

 

کوه را هم تیغ داد و هم کمر

 

تا به سرهنگی او افراخت سر

 

گاه گل در روی آتش دسته کرد

 

گاه پل بر روی دریا بسته کرد

 

نیم پشه بر سر دشمن گماشت

 

بر سر او چار صد سالش بداشت

 

عنکبوتی را به حکمت دام داد

 

صدر عالم را درو آرام داد

 

بست موری را کمر چون موی سر

 

کرد او را با سلیمان در کمر

 

خلعت اولاد عباسش بداد

 

طاء و سین بی‌زحمت طاسش بداد

 

پیشوایانی که ره بین آمدند

 

گاه و بی‌گاه از پی این آمدند

 

جان خود را عین حیرت یافتند

 

هم ره جان عجز و حسرت یافتند

 

درنگر اول که با آدم چه کرد

 

عمرها بر وی در آن ماتم چه کرد

 

بازبنگر نوح را غرقاب کار

 

تا چه برد از کافران سالی هزار

 

باز ابراهیم را بین دل شده

 

منجنیق و آتشش منزل شده

 

باز اسمعیل را بین سوگوار

 

کبش او قربان شده در کوی یار

 

باز در یعقوب سرگردان نگر

 

چشم کرده در سر کار پسر

 

باز یوسف را نگر در داوری

 

بندگی و چاه و زندان بر سری

 

باز ایوب ستمکش را نگر

 

مانده در کرمان و گرگان پیش در

 

باز یونس را نگر گم گشته راه

 

آمده از مه به ماهی چند گاه

 

باز موسی را نگر ز آغاز عهد

 

دایه فرعون و شده تابوت مهد

 

باز داود زره‌گر را نگر

 

موم کرده آهن از تف جگر

 

باز بنگر کز سلیمان خدیو

 

ملک وی بر باد چون بگرفت دیو

 

باز آن را بین که دل پر جوش شد

 

اره بر سر دم نزد خاموش شد

 

باز یحیی را نگر در پیش جمع

 

زار سر بریده در طشتی چو شمع

 

باز عیسی را نگر کز پای دار

 

شد هزیمت از جهودان چند بار

 

باز بنگر تا سر پیغامبران

 

چه جفا و رنج دید از کافران

 

تو چنان دانی که این آسان بود

 

بلکه کمتر چیز ترک جان بود

 

چند گویم چون دگر گفتم نماند

 

گر گلی کز شاخ می‌رفتم نماند

 

کشتهٔ حیرت شدم یکبارگی

 

می‌ندانم چاره جز بی‌چارگی

 

ای خرد در راه تو طفلی بشیر

 

گم شده در جست و جویت عقل پیر

 

در چنان ذاتی من آنگه کی رسم

 

از زعم من در منزه کی رسم

 

نه تو در علم آیی و نه در عیان

 

نی زیان و سودی از سود و زیان

 

نه ز موسی هرگزت سودی رسد

 

نه ز فرعونت زیان بودی رسد

 

ای خدای بی‌نهایت جز تو کیست

 

چون توئی بی‌حد و غایت جز تو چیست

 

هیچ چیز از بی‌نهایت بی‌شکی

 

چون به سر ناید کجا ماند یکی

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب منطق الطیر عطار نیشابوری – احمدی”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت