کتاب طراحی و نوشتن داستان های معمایی

11,500 تومان

در انبار موجود نمی باشد

نویسنده: پاتریشیا های اسمیت 

مترجم: شاهپور عظیمی

انتشارات: چترنگ

11,500 تومان

توضیحات

کتاب طراحی و نوشتن داستان های معمایی نوشته پاتریشیا های اسمیت با ترجمه شاهپور عظیمی توسط نشر چترنگ به چاپ رسیده است.

این کتاب راهنمایی برای نوشتن داستان های معمایی می باشد و “پاتریشا های اسمیت” نویسنده ی مطرح آمریکایی که به جهت نوشتن تریلرهای روان شناسانه اش شهرت دارد، آن را به رشته ی تحریر در آورده است. هم چنین بر اساس آثار “های اسمیت” فیلم های موفق زیادی ساخته شده و در تمام دنیا با اقبال بسیار خوبی نیز مواجه گردیده است. حالا این نویسنده، در کتاب حاضر قصد دارد شکست ها و موفقیت هایش را به مخاطب معرفی کند تا شاید بتواند کاری کند که دیگر نویسندگان جوان، دچار رنجی مشابه نشوند. او در شش سال اولیه ی نویسندگی اش، اصلاً موفق نبود اما کم کم یاد گرفت که نوشتن اصولی دارد و حتماً باید رعایت شوند. “های اسمیت” در کتاب پیش رو از اتفاق های عجیبی می گوید که موجب شد به سوی نوشتن داستان های خوب و موفق گام بر دارد؛ رویدادهای غیر منتظره ای که می توانند منبع الهامی برای نویسنده باشند. او در این کتاب و در قالب یازده فصل همه ی فوت و فن های نویسندگی اش را به مخاطب می آموزد و از پایین ترین سطح، شروع به آموزش طرح داستان های معمایی می نماید. با این کتاب کاربردی اصول نوشتن داستان های معمایی را می آموزید و برای خوب نوشتن انگیزه های بالایی پیدا می کنید، پس پیشنهاد می کنیم مطالعه ی “طراحی و نوشتن داستان های معمایی” را از دست ندهید.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 160 g
ابعاد 210 × 140 mm
موضوع

درباره ی ادبیات

تعداد صفحه

129

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

1

فهرست

فهرست

  • مقدمه مترجم
  • درآمد
  • پیشگفتار
  • فصل 1: منشاء یک ایده
  • فصل 2: بیشتر در مورد استفاده از تجارب
  • فصل 3: داستان کوتاه معمایی
  • فصل 4: پرورش
  • فصل 5: طراحی
  • فصل 6: دست نویس اول
  • فصل 7: موانع
  • فصل 8: دست نویس دوم
  • فصل 9: بازنگری ها
  • فصل 10: مورد تاریخی یک رمان: سلول شیشه ای
  • فصل 11: یادداشت‌هایی کلی درباره تعلیق و معما

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

من از کار آن هایی که دوست دارند سر و صدا راه بیندازند، سر در نمی آورم و برای همین ازشان میترسم. هنوز هم میترسم و ازشان متنفرم. زمانه بدی شده است. این بار قلبم شروع کرد به تند و تند زدن و منتظر ماندم تا ببینم آن پسرها چه وقت تصمیم می ‌گیرند از آنجا بروند. جراتش را هم نداشتم که چیزی به آنها بگویم شاید بشود اسم این اتفاق را گذاشت تجربه عاطفی.

چند ماه بعد، از این اتفاق الهام گرفتم که نتیجه اش داستان کوتاهی شد به نام بربرها. آرشیتکت جوانی که انبوهی کار بر سرش ریخته، از سر و صدای بازیکنان فوتبال که بعد از ظهر شنبه ها و یکشنبه ها در یک زمین خالی زیر پنجره خانه اش مشغول بازی می شوند، در عذاب است. از آنها درخواست می‌کند کمتر سر و صدا کنند اما در پاسخ، دستش می اندازند و به او توهین می ‌کنند. آرشیتکت جوان هم برآشفته شده و از آن بالا یک سنگ ۴ یا ۵ کیلویی را بر روی سر یکی از بازیکنان می اندازد و بر می ‌گردد سر کارش. مرد مجروح را می برند و فردایش با سر باندپیچی شده بر می گردد تا بازی کند اما از پلیس خبری نیست از آن به بعد آرشیتکت را آزار می دهند: هنگام بازگشت به خانه، می ‌بیند شیشه های پنجره ها را شکسته اند. توی  قفل در آدامس پر کرده اند و شب هنگام وقتی با چند تا از آن بازیکنان رو به ‌رو می‌شود، چند تایی مشت می‌ خورد. می ترسد از پلیس کمک بخواهد چون کاری که خودش مرتکب شده جدی ‌تر از آزار آن هاست. داستان با موقعیتی حل ناشده به پایان می‌ رسد. این داستان نظر کسی را به خودش جلب نکرد.

در ذهنم این داستان را به شکل سناریوی یک فیلم گسترش دادم که داستانش در ایتالیا اتفاق می ‌افتد و بازیکنان مجروحی به دلیل شکستگی جمجمه می میرد. به طور رسمی اعلام می شود که این یک حادثه بوده، اعلام می شود که این بازیکن به دیوار خورده استو گروه بازیکنان مایل نیستند پلیس وارد ماجرا شود و می‌خواهند خودشان آرشیتکت را مجازات کنند. او نیز می داند بازیکن مرده و می ‌ترسد پای پلیس به این ماجرا باز شود. یکی از همسایه ها شاهد پرت کردن تکه سنگ بوده و محترمانه اما کاملاً آشکار از آرشیتکت تقاضای حق السکوت می‌ کند. او نیز چاره ای ندارد جز این که به همسایه پول بدهد. پس از ازدواج، همسر آرشیتکت نیز مورد آزار قرار می گیرد. همسرش متوجه کم شدن پول خانه می ‌شود و آرشیتکت هم مجبور می ‌شود تا این ماجرای هراس آور را تعریف کند. او توصیه می ‌کند که به حق السکوت گیرنده پولی ندهد و معتقد است که نزد پلیس نخواهد رفت. آرشیتکت از پرداخت پول امتناع می‌ کند و مرد همسایه هم به طرف اداره پلیس می رود. یکی دو بازیکن فوتبال که همواره در کمین آرشیتکت هستند این صحنه را می ‌بینند و دقیقا پی می ‌برند که چه اتفاقی افتاده است. این واپسین فرصت آن هاست تا پیش از ورود پلیس به صحنه به سهم شان از این ماجرا برسند، برای همین آرشیتکت را محاصره کرده، او را به یک کوچه هل می دهند و می کشند.

صفحه 32

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب طراحی و نوشتن داستان های معمایی”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت