کتاب شکار و تاریکی – ادو گاوا رانپو

10,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

نویسنده: ادو گاوا رانپو

مترجم: محمود گودرزی

انتشارات: چترنگ

10,000 تومان

توضیحات

کتاب شکار و تاریکی نوشته ادو گاوا رانپو و ترجمه محمود گودرزی توسط نشر چترنگ به چاپ رسیده است.

کتاب “شکار و تاریکی” رمانی معمایی و پلیسی می باشد که روایت هایی پر رمز و راز را برای مخاطب تشریح می کند. شخصیت اصلی داستان خود نویسنده است. “رانپو” در طول محتوای این کتاب نیز، نویسنده ی رمان های پلیسی بوده و با علاقه ای فراوان به نگارش آثار مختلف می پردازد. وی در شغل خود یعنی نویسندگی، رقیبی سرسخت و قدرتمند به نام “شوندی اوئه” دارد. روایت داستان از جایی آغاز می گردد که رانپو در حال بازدید از موزه ی امپراتوری “اوئنو” می باشد. وی در این مکان، با “شیزوکو ایامادا” برخور می کند. شیزوکو، زنی بسیار زیبا با پوستی سفید و چهره ای بیضی شکل است که همسرش، مردی تاجر و ثروتمند می باشد. رانپو در همان دیدار اول مجذوب زن مذکور گشته و ارتباطی دوستانه با او برقرار می کند. مدت ها از این ماجرا می گذرد تا این که روزی مطلع می گردد که شوهر شیزوکو به قتل رسیده و در نتیجه جهت کشف معمای این جنایت، به تحقیق و بررسی می پردازد. وی هم چون بازرسی با تجربه و آموزش دیده تمامی جوانب و اطلاعات موجود و قابل دسترس را مورد کنکاش قرار داده و به موضوعی مهم و غیر قابل باور پی می برد. موضوعی که ذهن و روح مخاطب را مغلوب روایت کتاب کرده و با اشتیاق فراوان، تا پایان قصه با خود همراه می سازد.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 100 g
ابعاد 185 × 125 mm
موضوع

داستان خارجی

تعداد صفحه

108

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

3

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

پاییز سال گذشته بود، اواسط ماه اکتبر.

هوس دیدن مجدد مجسمه های قدیمی بودا مرا به موزه ی امپراتوری اوئنو کشانده بود و من که مراقب گام هایم بودم در امتداد سالن های تاریک و خلوت آن جا قدم می زدم. حتی حواسم بود عطسه نکنم زیرا در چنین مکان های خالی و وسیعی، کوچک ترین صدا نیز منعکس می شد و دل شنونده را می فشرد. موزه ها جمعیت زیادی را به خود جلب می کند و آن روز واقعا هیچ کس نبود جز نور سرد ویترین های نمایش. کوچک ترین اثری از خاک روی کف پوش لینولئوم نبود. ساختمان با سقفی به بلندی سقف یک معبد عظیم، گویی در قعر آب ها افتاده بود. ساکت و آرام مثل یک مقبره.

تندیس چوبی و بسیار قدیمی یک کانون باعث شد بایستم. غرق نوعی خیال بافی هوس آلود بودم که صدای خش خش خفیف کیمونویی را پشت سرم شنیدم. کسی داشت نزدیک می شد.

لرزیدم و به سایه ای که در شیشه ی ویترین منعکس شده و درست روی تصویر کانون قرار گرفته بود نگاه کردم. زنی خوش اندازم بود و موهایش را به شکل شینیونی سنتی جمع کرده بود. کیمونویی از ابریشم زرد به تن داشت. کمی نزدیک تر شد. درست کنارمن، مقابل مجسمه ایستاد و با دقت مشغول تماشای آن شد.

باید اعتراف کنم در حالی که وانمود می کردم با علاقه کانون را تماشا می کنم، بی اختیار زیر چشمی او را می پاییدم. فورا شیفته اش شدم. رنگ پوستش بسیار سفید بود و من تا آن زمان نظیرش را ندیده بودم (اگر پریان دریایی قصه ها وجود داشته باشند، بی شک به او شباهت دارند.) چهره اش شکل بیضی چهره های قدیمی را داشت؛ ظرافتی نازک و شکننده تمام چین و شکن های اجزای صورتش را در بر می گرفت؛ ابروهایش، بینی اش و حتی گردن و شانه هایش… زیبایی اش از آن دسته زیبایی هایی بود که در رمان ها می گویند اگر به آن دست بزنیم ناپدید می شود. حتی امروز هم نمی توانم مژه های بلند و حالت خمار نگاهش در آن لحظه را فراموش کنم.

عجیب است، اما به یاد نمی آورم کدام مان ابتدا سر صحبت را باز کردیم؛ بی شک کمن. حتما بهانه ای پیدا کرده بودم. بعد از تبادل یکی دو ابزار عقیده درباره ی اشیایی که جلومان قرار داشت، با هم به دیدن بقیه ی موزه رفتیم و گفت و گوی بی سرو تهی را شروع کردیم که در تمام مسیر برگشت از پارک اوئنو تا حومه ی شهر ادامه داشت. وقتی حرف می زد زیباتر می شد؛ گاهی میان یک جمله با چنان وقار و ملاحتی لبخند می زد که حس می کردم مریم مقدس یکی از نقاشی های رنسانس را می بینم و در همان حال، با یادآوری راز آلود ژکوند بی اختیار دست خوش نوعی آشفتگی می شدم. حضور دو دندان گرگی سفید را در دهانش حدس زد، دهانی که کنج لب های آن کمی کشیده و به شکل دایره ای اسرار آمیز بود. خالی که در جای مناسبی سمت راست صورتش قرار گرفته بودف سفیدی پوستش را نمایان تر می کرد و جذابیت و لطافتی وصف ناپذیر به چهره اش می داد…

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب شکار و تاریکی – ادو گاوا رانپو”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت