کتاب سلوک – محمود دولت آبادی (رقعی)

50,000 تومان

موجود

نویسنده: محمود دولت آبادی

انتشارات: چشمه

کتاب سلوک نوشته محمود دولت آبادی توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.

“سلوک” کتاب رمانی با محتوای عاشقانه می باشد. شخصیت اصلی داستان “قیس”، مردی شصت و پنج ساله، افسرده و غمگین است که جهت دیدار دوستش، “آصف”، به کشور دیگری سفر کرده، اما پس از رسیدن به درب منزل او، متوجه عدم حضورش در خانه می شود. از همین روی تصمیم می گیرد که در پیاده روهای شهر قدم زده و با خود خلوت کند. خاطراتش او را به یازده سال قبل و سال های آشنایی با عشق ابدی اش، “مهتاب” می برد. قیس در آن سال ها مردی میان سال است و به دختری زیبا دل داده که هفده سال با او اختلاف سنی دارد. با وجود این اختلاف سنی فاحش، مهتاب نیز به او علاقه مند می شود و علی رغم میل خانواده اش به رابطه ی با او ادامه می دهد. اما قیس همواره افکاری خودخواهانه و سنتی داشته، خود را مالک و صاحب مهتاب می داند. این رفتارهای او، دختر را به شدت آزار داده و وی را روز به روز از قیس دورتر می کند. تا این که مهتاب، در آستانه ی سی سالگی، با دل زدگی هر چه تمام تر از زندگی کنونی اش، به رابطه با قیس خاتمه می بخشد تا زندگی مناسب و قابل اطمینان تری را برای خود دست و پا کند. در نتیجه ی این جدایی، قیس ضربه ی روحی سختی خورده و زندگی مشقت باری را در پیش می گیرد.

اطلاعات بیشتر

وزن 340 g
ابعاد 21.5 × 14.5 سانتی متر
موضوع

داستان ایرانی

تعداد صفحه

212

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد سخت

نوبت چاپ

25

برشی از متن کتاب

مردی را می بیند که در سایه می رود. به درستی نمی تواند او را تشخیص بدهد. بنابراین نمی تواند بفهمد یا بداند او چگونه آدمی است. فقط احساس می کند یا درست تر این که گفته شود یک حس گنگ و ناشناخته به او می گوید آن مرد باید برایش آشنا باشد. اما هر چه به ذهن فشار می اورد نمی تواند تصویر روشنی از او برای خود بسازد، یا حتی چیزایی از او در خاطرش بازسازی کند. پس چرا احساس می کند که باید او را بشناسد، که او را می شناسد، که می شناخته است؟ و چرا ذهنش دمی از چالش باز نمی ماند؟ و این کنجکاوی … قدم تند می کند بلکه بتواند نزدیک تر بشود مگر او را به جا بیاورد، اما آن مرد بی آن که به خود زحمت بدهد به نسبت آهنگ گام های او، قدم هایش تند می شود و لاجر فاصله ی قیس با او در همان نواخت باقی می ماند. پس امیدی نمی تواند تصور کند برای همبر شدن با او، و این که احتمالا بتواند با آن مرد هم سخن بشود، که بتواند با دقت نگاهش کند و شاید در سلام و علیکی کوتاه صدایش را بشنود. نه، هیچ امیدی برایش وجود ندارد. سهل است که از همین فاصله می تواند دریابد که او اهل حرف و سخن هم نباید باشد. سر در گریبان خود دارد و از سایه می رود. فضای مه آلود و پر سایه ی یک شهر اروپایی، آن هم در فصل پاییز اصلا عجیب و غریب نیست. اما وقتی انسانی گنگ و مبهوت از کنار دیواری می گذرد که سنگ چین های قدیمی و کهنه اش در رطوبتی دام خزه بسته است، طبیعت سایهف سنگینی خاصی پیدا می کند؛ و چون به جا می آورد که آن دیوار قدیمی در مسری طولانی خیابان را از گورستان جدا می کند، جخ احساس می کند که ان مرد، سایه ی همیشه و آن آسمان ابری چه معنایی می تواند داشته باشد. پس گنگی مبهوت مردی که آرام و یکنواخت از کنار دیوار می رود، بی آن که صدای گام هایش شنیده بشود، نباید تعجب را برانگیزد. قیس هم می وشد تعجب نکند. ضمن این که یقین باطن دارد که باید بتواند او را در ذهنش بشناسد و به جا بیاورد، اگر چه این گرایش به شناخت دیگری، چیزی بیش از یک کنجکاوی عادی به شمار رود. پس، هم از آن پشت لایه ی مه و نرمه های باران، می تواند بینگارد که او باید یقه ی بارانی اش را بالا زده باشد تا گردن و پس سرش از سوز سرما محفوظ بماند. نیز باید یقه ی بارانی اش را بالا زده باشد تا بتواند آسود تر سر و گردن را میانه ی شانه های استخوانی اش فرو برد که تو چشم نزند خیره ماندنش به زمین، به نقش فرش رنگ باخته ی پیاده رو. زیرا احساس می کند که آن مرد علاقه ای به دیدن دیگری دیگران ندارد. جز این اگر می بود، در شهری چنین تماشایی و پر از انواع جاذبه ها – پیاده رو خلوت کنار گورستان را برای راه…

ثبت دیدگاه برای “کتاب سلوک – محمود دولت آبادی (رقعی)”

نظرات

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

این نمایشنامه را در Instagram ببینید

    اینستاگرام یک 200 بازگشت.

فهرست فروشگاه

کتاب سلوک - محمود دولت آبادی (رقعی)

50,000 تومان

افزودن به سبد