کتاب ستاره های دوست داشتنی (امام حسین)

12,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

نویسنده: محسن هجری

تصویرگر: میترا عبداللهی

انتشارات: شهرقلم

 

12,000 تومان

توضیحات

کتاب ستاره های دوست داشتنی (امام حسین) نوشته ی محسن هجری توسط انتشارات شهر قلم به چاپ رسیده است.

این کتاب سعی دارد در قالب داستانی دل نشین و روان با تصویرگری های زیبا و کودکانه به بخشی از زندگی امام حسین ( ع ) بپردازد و مقام معنوی، افکار، شیوه ی زندگی، اندیشه ها و احادیث این امام معصوم و والا مقام را متناسب برای مخاطب کودک و نوجوان معرفی کند. همچین این کتاب سرشار از مهربانی هاست و با کلام ساده ای که دارد، آیینه ای است که خوبی های آن امام را بازتاب می کند تا کودکان با خواندش لذت برده و زیبا زیستن مانند ایشان را بیاموزند. داستان این کتاب این گونه آغاز می شود که پسری کوچک، مهربان و خوش قلب با ماه صحبت می کند و ماه هم او را به سفری جادویی دعوت می کند تا یکی از ستاره های آسمانی را ملاقات کند و او را از نزدیک ببیند. پسر هم دعوتش را قبول می کند همراه ماه به سوی آسمان می رود که ناگهان خودش را در سرزمینی جدید میابد. در آن جا که سرزمینی زیبا بود، مردی را دید و به گفته ی ماه رفت تا سراغی از ستاره بگیرد. آن مرد خودش را ” کُمیل”، برادر ” سلمان فارسی ” معرفی کرد و فهمید که برای دیدن ستاره ای به نام امام حسین ( ع ) آمده است و…

 

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 110 g
ابعاد 230 × 230 mm
موضوع

داستان پیامبران و امامان

تعداد صفحه

24

قطع

خشتی

نوع جلد

جلد نرم

نوبت چاپ

1

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

کمیل در حالی که غم چهره اش را پوشانده بود، گفت: « افسوس بر مردمی که قدر و قیمت شما را نمی فهمند. » ستاره آهی کشید و گفت: « باید این آزمایش ها باشد تا آدمی بفهمد که چه کسانی دوست حقیقی او هستند. من چهار گروه را دیده ام که رفتارشان با دوستان، هر کدام به شکلی بوده است: گروه اول فقط در حرف اظهار دوستی می کنند، اما در عمل فقط به فکر سود و منفعت خویش اند و حتی اگر بتوانند، از زیان رساندن به آدم دریغ نمی کنند. این ها دشمنی در لباس دوستند. گروه دوم نه سودی می رسانند و نه ضرری دارند که ترک دوستی با آن ها بهتر است. گروه سوم هم به فکر خودشان هستند و هم به فکر شما، و طوری عمل می کنند که رشته ی دوستی پاره نشود. گروه چهارم کسانی هستند که در دوستی هیچ گونه طمعی ندارند، فداکار و از خود گذشته هستند. این ها بهترین دوستانند. » کمیل آهی کشید و گفت: « و گویا بهترین دوستان، تعدادشان اندک است. » ستاره پاسخ داد: « تعدادشان اندک است اما با همان تعداد اندک کار های بزرگی می شود کرد؛ مانند دوستانی که در این سفر پر خطر با من همراه شده اند، کسانی که به داشتن آن ها می بالم. » در همین وقت کمیل چشمانش پر از اشک شد و گفت: « فراموش نمی کنم حرفی را که از زبان پدرتان شنیدم؛ او می گفت زمانی که کودک خردساای بیش نبودید، ستاره ی محبت وقتی نام شما را بر زبان می آورد، چشمانش از شادی برق می زد و حالا زمانه ای شده که نوه ی عزیز، جایی برای ماندن ندارد. » ستاره لبخند تلخی زد و گفت: « کسانی که بر ما سخت گرفته اند، فراموش کرده اند پیش از آن ها پادشاهان و حاکمان بسیاری بودند که آمده اند و رفته اند! باید از خود بپرسند قدرتمندانی که سرزمین ها را فتح می کردند، اکنون کجا هستند؟ آیا از یاد برده اند آنان که شهر ها را ساختند و بنا را بنا کردند، مجبور شدند از تمام داشته ها و دارایی های خود جدا شوند و آن ها را برای دیگران بگذراند؟ ما هم روزی همه چیز را برای دیگران می گذاریم و می رویم. آنچه بر جای می ماند، کارها و اعمال ماست که باید نزد خداوند، پاسخگوی آن ها باشیم. » بعد به طرف من برگشت و گفت: « کسانی هستند که جز خداوند کسی را ندارند که پشتیبان آن ها باشد. مبادا به چنین کسانی ستم کنید که بدترین گناهان است. » وقتی این حرف ها را از زبان ستاره شنیدم، به یاد حرف پدر بزرگم افتادم که می گفت: « مراقب برخی دوستانتان باشید؛ آن هایی که ضعیف تر از شما هستند، آن هایی که پدر خود را از دست داده اند و یتیم هستند یا آن هایی که نقض عضو دارند…

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب ستاره های دوست داشتنی (امام حسین)”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت