کتاب دیوان عطار نیشابوری

90,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

(متن انتقادی براساس نسخه های خطی کهن)

به سعی و تصحیح مهدی مداینی – مهران افشاری

با همکاری و نظارت: علیرضا امامی

ناشر: چرخ

90,000 تومان

توضیحات

کتاب دیوان عطار نیشابوری به سعی و تصحیح مهدی مداینی و مهران افشاری با همکاری و نظارت علی رضا امامی توسط نشر چرخ به چاپ رسیده است.

این کتاب مجموعه کاملی از اشعار “عطار نیشابوری” را در بر دارد و حاصل زحمات شبانه روزی “مهدی مداینی” و “مهران افشاری” می باشد که بیست و اندی سال از عمرشان را صرف تصحیح این دیوان باشکوه کرده اند. علاوه بر اثر حاضر، دو کتاب تصحیحی دیگر از آثار عطار در بازار کتاب موجود است که با وجود زحمت های فراوان، در صحت اشعار آن ها اطمینان کافی وجود ندارد. اما این کتاب، با بررسی های متون اصلی که همان نسخه های خطی کهن هستند، تالیف شده است و کامل ترین مجموعه از اشعار این شاعر بزرگ را در بر دارد.

“عطار نیشابوری” یکی از عارفان و شاعران ایرانیِ پر آوازه ی ادبیات فارسی می باشد که در پایان سده ی ششم و آغاز سده ی هفتم می زیست و در سال ۶۱۸ هجری در حمله مغولان به قتل رسید. شعرهای عطار که در دو قالب شعری غزل و قصیده سروده شده اند، از بهترین اشعار دنیای ادبیات فارسی به حساب می آیند که هنوز هم بعد از گذشت قرن ها طرفداران بی شماری دارند و در بسیاری از محافل ادبی خوانده می شوند. کتاب حاضر، اشعار این شاعر توانای ایرانی را به صورت یک منبع جامع و موثق در اختیار علاقه مندان قرار داده است، پس پیشنهاد می کنیم مطالعه آن را از دست ندهید.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 1280 g
ابعاد 240 × 173 mm
موضوع

متون نظم کهن

تعداد صفحه

976

قطع

وزیری

نوع جلد

جلد سخت

نوبت چاپ

2

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

غزل شماره ۱

چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما را

سجاده زاهدان را درد و قمار ما را

جایی که جان مردان باشد چو گوی گردان

آن نیست جای رندان با آن چکار ما را

گر ساقیان معنی با زاهدان نشینند

می زاهدان ره را درد و خمار ما ر

درمانش مخلصان را دردش شکستگان را

شادیش مصلحان را غم یادگار ما را

ای مدعی کجایی تا ملک ما ببینی

کز هرچه بود در ما برداشت یار ما را

آمد خطاب ذوقی از هاتف حقیقت

کای خسته چون بیابی اندوه زار ما را

عطار اندرین ره اندوهگین فروشد

زیرا که او تمام است انده گسار ما را

*

قصیده شماره ۶

ندارد درد من درمان دریغا

بماندم بی سر و سامان دریغا

درین حیرت فلک ها نیز دیر است

که می‌گردند سرگردان دریغا

درین دشواری ره جان من شد

که راهی نیست بس آسان دریغا

فرو ماندم درین راه خطرناک

چنین واله چنین حیران دریغا

رهی بس دور می‌بینم من این راه

نه سر پیدا و نه پایان دریغا

ز رنج تشنگی مردم به زاری

جهان پر چشمه حیوان دریغا

چو نه جانان بخواهد ماند نه جان

ز جان دردا و از جانان دریغا

اگر سنگی نه ای بنیوش آخر

ز یک‌یک سنگ گورستان دریغا

عزیزان جهان را بین به یک راه

همه با خاک ره یکسان دریغا

ببین تا بر سر خاک عزیزان

چگونه ابر شد گریان دریغا

مگر جان‌های ایشان ابر بوده است

که می‌بارند چون باران دریغا

بیا تا در وفای دوستداران

فرو باریم صد طوفان دریغا

همه یاران به زیر خاک رفتند

تو خواهی رفت چون ایشان دریغا

رخی کامد ز پیدایی چو خورشید

کنون در خاک شد پنهان دریغا

از آن لب‌های چون عناب دردا

وزان خط های چون ریحان دریغا

به یک تیغ اجل درج دهان را

نه پسته ماند و نه مرجان دریغا

بتان ماه‌روی خوش‌سخن را

کجا شد آن لب و دندان دریغا

زنخدان‌ها چو بر خواهند بستن

زنخدان را ز نخ می‌دان دریغا

بسا شخصا که از تب ریخت در خاک

شد از تبریز با کرمان دریغا

بسا ایوان که بر کیوانش بردند

کجا شد آنهمه ایوان دریغا

بسا قصرا که چون فردوس کردند

کنون شد کلبه احزان دریغا

درین غم‌خانه هر یوسف که دیدی

لحد بر جمله شد زندان دریغا

چو یکسان است آنجا ترک و تاجیک

هم از ایران هم از توران دریغا

تو خواه از روم باش و خواه از چین

نه قیصر ماند و نه خاقان دریغا

ز افریدون و از جمشید دردا

ز کیخسرو ز نوشروان دریغا

هزاران گونه دستان داشت بلبل

نبودش سود یک دستان دریغا

پس از وصلی که همچون باد بگذشت

درآمد این غم هجران دریغا

ز مال و ملک این عالم تمام است

تو را یک لقمه چون لقمان دریغا

برای نان چه ریزی آب رویت

که آتش بهتر از این نان دریغا

تو را تا جان بود نان کم نیاید

چه باید کند چندین جان دریغا

خداوندا همه عمر عزیزم

به جهل آورده‌ام به زیان دریغا

اگرچه بس سپیدم می‌شود موی

سیه می‌گرددم دیوان دریغا

چو دوران جوانی رفت چون باد

بسی گفتم درین دوران دریغا

نشد معلوم من جز آخر عمر

که کردم عمر خود تاوان دریغا

مرا گر عمر بایستی خریدن

تلف کی کردمی زین‌سان دریغا

بسی عطار را درد و دریغ است

که او را هست جای آن دریغا

خدایا چون گناهم کرد ناقص

نهادم روی در نقصان دریغا

اگر کرد این گدا بر جهل کاری

از آن غم کرد صدچندان دریغا

تو عفوش کن که گر عفوت نباشد

فرو ماند به صد خذلان دریغا

 

 

 

 

فهرست

فهرست

  • دیباجه
  • مقدمه
  • غزل ها
  • قصیده ها
  • ملحقات
  • غزل ها
  • قصیده ها
  • ترکیب بند
  • فهرست ها
  • واژه نامه: فهرست برخی از لغات و ترکیبات و مصطلحات
  • فهرست اعلام: کسان، جایها، آثار
  • کشف الابیات: فهرست مصراع های نخستین ابیات

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب دیوان عطار نیشابوری”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت