کتاب جین ایر ۱ (عاشقانه های کلاسیک)

170,000 تومان

موجود در انبار

نویسنده: شارلوت برونته

مترجم: نوشین ابراهیمی

انتشارات: افق

170,000 تومان

توضیحات

درباره کتاب جین ایر ۱ (عاشقانه های کلاسیک)

این اثر جلد اول از رمان بلند جین ایر است که از مجموعه ی عاشقانه های کلاسیک می باشد و داستان زندگی دختر بچه یتیمی به نام جین را از کودکی تا بزرگسالی بیان می کند. جین بعد از فوت پدر و مادرش به همراه خانواده ی دایی اش زندگی می کند. اما پس از مدتی دایی رید هم فوت می کند و جین مجبور می شود در کنار زن دایی و بچه هایش که او را دوست ندارند، به زندگی ادامه دهد. او تقریبا هر روز توسط پسر دایی اش، جان مورد اذیت و آزار قرار می گیرد و بارها از او کتک می خورد، تا این که روزی تصمیم می گیرد در برابر زورگویی های او بایستد و مشت محکمی به صورت او می زند. جین را برای تنبیه در اتاقی می گذارند که دایی اش در آن جا درگذشت و جنازه اش برای مدتی آن جا ماند، فضای اتاق برای جین کوچک وحشت آور است و به شدت از محیط اتاق می ترسد و به قدری گریه می گند که از هوش می رود. برای مداوای او، آقای لوید را که داروفروش است به خانه دعوت می کنند و او از اوضاع و احوال جین آگاه می شود و او را به آقای برکلهرست که مدیر مدرسه ای شبانه روزی است و در آن از دختران یتیم که هر دو یا یکی از والدینشان را از دست داده اند، معرفی می کند. آقای برکلهرست مقدمات رفتن جین را به مدرسه فراهم می کند و دنیای تازه و ناشناخته ای با تمام زشتی ها و زیبایی هایش در برابر جین گشوده می شود و …

خرید کتاب جین ایر ۱ (عاشقانه های کلاسیک)

کتاب جین ایر (جلد اول) از مجموعه کتاب های عاشقانه های کلاسیک، اثر شارلوت برونته و ترجمه ی نوشین ابراهیمی از نشر افق به همراه سایر کتاب های عاشقانه را از کتابانه خریداری نمایید.

 

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 340 g
ابعاد 180 × 140 mm
موضوع

رمان کودک و نوجوان

تعداد صفحات

480

سال انتشار

1398

قطع

جیبی

نوع جلد

سخت

نوبت چاپ

6

نویسنده

نویسنده

شارلوت برونته در ۲۱ آوریل ۱۸۱۶در شمال انگستان، به دنیا آمد. در سال ۱۸۲۰ افراد خانواده به هاوِرت، کوچ کردند و پدر خانواده کشیش مقیم آن ناحیه شد و تا زمان مرگ این مقام را حفظ کرد. شارلوت برونته خواهر بزرگ تر امیلی برونته و آن برونته بود که آن ها نیز امروزه از بزرگ ترین نویسندگان کلاسیک جهان به حساب می آیند. شارلوت مانند خواهرش امیلی، در کاوِن بریج به مدرسه‌ی مخصوص دختران کشیش‌ها رفت. از ۱۸۳۵ تا ۱۸۳۸ معلم مدرسه بود و بعد هم مدتی در خانه ها درس می داد. در سال ۱۸۴۲ برای یادگیری زبان فرانسه و آلمانی به بروکسل رفت و در سال ۱۸۴۳ همان ‌جا بار دیگر به تدریس پرداخت. شارلوت در سال ۱۸۴۴ به هاورت برگشت و با دو خواهرش مدرسه ا‌ی به راه انداخت اما شاگردی در مدرسه ی آن ها ثبت نام نکرد. اولین رمان شارلوت به نام پروفسور در سال ۱۸۵۷ پس از مرگش منتشر شد. شارلوت از اوت ۱۸۴۶ تا اوت ۱۸۴۷ روی رمان جین ایر کار کرد که در اکتبر ۱۸۴۷ با امضای مستعار کِرِر بِل چاپ شد. رمان شرلی در اکتبر ۱۸۴۹ و رمان ویلت در ژانویه‌ی ۱۸۵۳منتشر شد. شارلوت که به خواستگارهایش جواب منفی می داد، سرانجام در ژوئن ۱۸۵۴ ازدواج کرد، اما یک سال بعد، در ۳۱ مارس ۱۸۵۵ در حالی منتظر تولد فرزندش بود، از دنیا رفت.

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

۱

آن روز نمی شد پیاده روی کرد. هر چند صبح، یک ساعت در بوته زار عریان پرسه زده بودیم، اما از وقت ناهار (خانم رید وقتی تنها بود زود ناهار می خورد) باد سرد زمستانی ابرهای تیره را با خود آورد و چنان بارانی شروع شد که دیگر نمی شد از خانه بیرون رفت.

من از این موضوع خوشحال بدم، چون از پیاده روی طولانی در بعدازظهرهای سرد خوشم نمی آمد. دوست نداشتم دم غروب با انگشتان کرخت به خانه برگردم. سکوفت های بسی، پرستار بچه ها آزارم می داد. من از الیزا، جان و جورجیانا رید ضعیف تر بودم و برای همین احساس حقارت می کردم.

حالا الیزا، جان و جورجیا در اتاق مهمانخانه، دور مادرشان جمع شده بودند. خانم رید روی کاناپه ای کناربخاری لم داده بودو از اینکه عزیزانش کنارش بودند خوشحال به نظر مر رسید (فعلا از جیغ و داد و دعوا خبری نبود). من اجازه نداشتم پیش آن ها باشم. می گفتم متأسفانه مجبور است مر از خودشان دو نگاه داد. اما تا وقتی از بسی نشنود و به چشم خودش نبیند که نهایت سعی ام را می کنم که بچه ی خوب تر و خونگرم تری باشم حق ندارم پیش آن ها بروم. باید رفتارم را بهتر می کردم و جذاب تر و دلنشین تر می شدم. حتما منظورش پر رو تر و بی قیدتر بود و گرنه ناچار بود مرا از نعمت هایی که کوچولوهای شاد و راضی دارند محروم کند.

پرسیدم: «مگر بسی درباره ی من چیزی گفته؟»

-جین، من بچه های ایرادگیر و کنجکاو را دوست ندارم، تازه، خیلی بد است که بچه بزرگترهایش را سوال پیچ کند. برو یک گوشه بنشین و تا وقتی یاد نگرفته ای درست حرف بزنی، ساکت باش.

یک اتاق کوچک صبحانه کنار مهمانخانه بود؛ بی سرو صدا به آنجا رفتم. اتاق کتابخانه ای هم داشت . یکی از کتاب هایی را که می دانستم پر از تصویر است برداشتم و از سکوی کنار پنجره بالا رفتم. بعد مثل ترک ها چهارزانو نشستم، پرده ضخیم قرمز را کاملا کشیدم و خودم را در فضای کوچک کنار پنجره پنهان کردم.

چین های پرده ی قرمز جلوی دیدم را می گرفت و نمی توانستم طرف راست را ببینم، طرف چپم شیشه ی شفاف پنجره بود. شیشه مرا از سرمای آن روز نوامبر حفظ می کرد، اما مانع تماشای بیرون نبود. مشغول ورق زدن کتاب شدم، گاهی نیز سرم را بلند می کردم و منظره ی بعدازظهر زمستانی را تماشا می کردم. در دوردست هوا مه آلود و ابری بود و نزدیک تر چمن زار خیس و بوته های بی برگ دیده می شدند. باران یک ریز می بارید و زمین را می شست. معلوم بود طوفانی طولانی و کسل کننده در پیش است …..

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب جین ایر ۱ (عاشقانه های کلاسیک)”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت