کتاب تصمیم نابخشودنی (عاشقانه رز ۲) – نشر ایران بان

(زیبای خفته در دنیای امروز)

نویسنده: آنا شی هان

مترجم: گلایول پورضیایی

انتشارات: ایران بان

قیمت برای شما: 28,000 تومان

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

نظر شما درباره ی این کتاب چیست ؟
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...

توضیحات

کتاب تصمیم نابخشودنی دومین جلد از مجموعه ی عاشقانه رز اثر آنا شی هان و ترجمه ی گلایول پورضیایی توسط انتشارات ایران بان به چاپ رسیده است.

جایی به نام ” یوروپا ” یکی از قمرهاییست که بر سایه ی سیّاره مشتری حرکت می کند و زادگاه تعدادی از قوم هاییست که پوستی آبی و خاکستری دارند و می توانند بدون صحبت کردن افکار یک دیگر را بخوانند و هیچ حسی را نمی توان از صورت هایشان خواند. حال تعدادی از افراد یوروپا به صورت آزمایشی در زمین متولد شده اند و در دانشگاهی بورسیه تحصیلی گرفته و به ” یونی پرپ ” آمده اند. یکی از آنان ” اوتو ” نام دارد و با هم اتاقی اش ” جمال ”  که صاحب یک سوم یورپاست و خواهرش ” پنی ” و برادرش ” کویین ” و دیگر افراد یوروپا در خوابگاهی زندگی می کنند. همه آن ها هفده سال سن دارند و تمامی شان خصوصیتی خاص را مدیریت می کنند. اوتو می تواند فکر همه ی افراد را بخواند و از سِر درونشان با خبر شود. همین طور می تواند فکر خود را به دیگران نیز منتقل کند و با هر کسی که بخواهد رابطه ی  ” تله پاتی ” برقرار کند و در برقراری ارتباط با دیگران نمره ی بیست دارد. برادرش کویین هم مانند اوست ولی خوب نمی تواند فکر افراد دیگر را بخواند و آن قدر هم زبانش تلخ است که هیچ کس اصراری برای صحبت کردن با او را ندارد. آخر بین همه آن ها فقط اوست که می تواند صحبت کند و صدا دارد. اوتو، پتی، ” مولی ” و ” تریستان ” و… بخاطر این که مانند نوزادان سقف دهانش نرم است نمی توانند صحبت کنند و حالا هم در حال آماده شدن برای رفتن به تولد دختری زیبا با موی طلایی و یک انسان واقعی به اسم ” رز ” هستند. رز، معشوقه ی اوتو ست و از این ماجرا هیچ کس غیر از خود اوتو خبر ندارد. رز، حدود صد ها سال سن دارد ولی به دلیل این که خانواده اش او را در حالت ساکن قرار داده بودند او حالا فقط هفده سال سن دارد و می خواهد جشن تولدی برگزار کند. اوتو خوب می داند که نباید در زمین معشوقه ای پیدا کند و اصلاً قابلیت اداره ی یک زندگی به عنوان یک مرد جزو خصوصیت های او نیست و یکی شدن و خواندن ذهن کسی که چندین سال در حالت ساکن بوده است باعث انقراض نسلش می شود. ولی همه ی این ها دلایل قانع کننده ای برای عشقِ اوتو نسبت به رز نیست. او سعی می کند با نزدیک شدن به رز هر چه بیشتر فکر رز را بخواند و او را با خود یکی کند و در دنیای رویا های رز غرق شود. با شروع شدن تولد، اوتو متوجه حضور فردی به نام ” خاویر ” می شود. خاویر پسری تمام عیار و همانند شاهزاده هاست که رقیب عشقی اوتو به حساب می آید و اوتو خوب می داند در سال های قبل از حالت ساکن، رز به او علاقه داشته است. در همین حین شرایطی خاص پیش می آید که اوتو می تواند به طور کل به دنیای افکار رز پا بگذارد و متوجه چیزی سخت و عجیب در درازای فکر رز می شود که به خاویر مربوط است. آنقدر در خواندن افکار رز غرق می شود که تشنج می کند و برای ساعت ها و روز هایی در بیهوشی به سر می برد که مسئولین اوروپا مجبور می شوند او را دوباره مورد آزمایش قرار دهند و علت این ماجرا را پیدا کنند ولی در این بین فقط کویین است که می داند چه اتفاقاتی بین افکار رز و اوتو و حتی خاویر افتاده که این گونه اوتو را به درجه ی تشنج رسانده و نشانه هایی را در خود بروز داده که مانند نشانه های دوره ی انقراضشان است. کویین خوب می داند که اوتو نباید به رز نزدیک شود. چون رز، انسان زمینی، تنها فردی است که می تواند از دی. ان. ای آزمایشی اوتو استفاده کند و حتی خود را به شکل او در آورد. مسئولین اوروپا حتی می توانند به خاطر زیاده روی در خواندن افکار اوتو را نابود کنند. برای همین هم بعد از بهوش آمدن اوتو، کویین با او دعوای شدیدی را آغاز می کند و سعی می کند اوتو را از عشق به رز منصرف کند اما چیزی از اوتو می شنود که…

کتاب تصمیم نابخشودنی دومین جلد از مجموعه ی عاشقانه رز اثر آنا شی هان و ترجمه ی گلایول پورضیایی توسط نشر ایران بان به چاپ رسیده است.

 

تامین محتوا: تحریریه فروشگاه اینترنتی کتابانه

توضیحات تکمیلی

وزن350 g
ابعاد200 × 140 mm
تعداد صفحات

338

قطع

رقعی

موضوع

رمان کودک و نوجوان

نوبت چاپ

3

نوع جلد

نرم

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب تصمیم نابخشودنی (عاشقانه رز ۲) – نشر ایران بان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برشی از متن کتاب

شرح دیوانگی کار بسیار سختی است؛ انگار شخصیتم شکاف برداشت و کنار رفت. تنها چیزهایی را می دیدم که خاویر می خواست. و هر کاری که او می خواست، انجام می دادم. اما نه، اینطور نبود. هم خودم بودم هم خاویر. همه چیز درست به نظر می رسید. ناتوان و خشمگین گریه می کردم. نمی دانم چه قدر طول کشید. ناگهان متوجه شدم سرم را بین دست هایم گرفته ام. بغضم خالی شد. اشک هایم را پاک و به دست هایم نگاه کردم. آبی بودند. دست هایم قرار نبود آبی باشد اما آبی شده بود. نه، آنها همیشه آبی بودند. این جزئیات اهمیت نداشت. آنها را نادیده گرفتم. همین که دست داشتم، کافی بود. از دام گریخته بودم. پیر مرد نتوانسته بود مرا نگه دارد. دست هایم را به هم قلاب کردم و روی لباسم گذاشتم. انگشت سبابه ام را بالا نگه داشتم که ژست مخصوص خاویر بود. و این تنها حرکتی بود که در خاطره ی رز بین او و پیر مرد مشترک بود. نمی دانستم کدام قسمت وجودم به خودم و کدام قسمت به خاویر تعلق دارد. شاید هم چیزی در من عوض شده بود. هیچ چیز با عقل جور در نمی آمد، اما اهمیت نداشت. پس به آن توجه نکردم. ایستادم و کاری را انجام دادم که خاویر انجام می داد؛ به جستجوی رز رفتم. اما او هیچ جا نبود. در آن هرج و مرج از هم جدا شده بودیم. حافظه ام در ورای آن دیوانگی رنگ می باخت. تنها به یاد آوردم که در جایی شبیه یک هتل بودیم. اما نمی دانستم کجا بود. ضربه ای ناگهانی مرا از پا انداخت و یک نفر که شنل بر تن داشت، مرا کشید و آنقدر محکم گرفت که نمی توانستم نفس بکشم. سعی کردم خود را از دستش خلاص کنم، اما خودش مرا رها کرد و فریاد زد: تو اینجا چه غلطی می کنی؟

کمی عقب رفتم و به او خیره شدم. او که بود…..؟ پوست آبی_ خاکستری، نگاهی متکبر و چشمانی زرد رنگ داشت و خیلی قوی بود. کویین بود که درست مثل پشه ای مزاحم باعث ناراحتی می شد.

برای چی اینجا نشستی؟ فکر کردم مردی؟ همه ترسیدن. خدای من، تمام هیکلت هم که خونیه.

و چنان به طرف من خیز برداشت که انگار می خواست باز هم مرا بگیرد. از جا پریدم. دلم نمی خواست لمسم کند، اما نمی دانستم چرا. دهانم را باز کردم که بگویم حالم خوب است و این فقط خون پیرمردی است که امیدوارم مرده باشد. خون همان غارتگر قدیمی است. اما تنها صدایی که از دهانم در آمد چیزی شبیه غارغار کلاغ بود. فورا دهانم را بستم.

باید می فهمیدم این بدن چطور کار می کند. مشت هایم را باز و بسته کردم تا قدرتم را ارزیابی کنم. از پیرمرد قوی تر و از خود قدیمی ام ضعیف تر بودم. پوستم آبی بود و نمی توانستم حرف بزنم. اوتو چی شده؟

اوتو. پس این بدنی که در آن بودم، اسمش اوتو بود و کویین فکر کرده بود من برادرش هستم. بهتر بود به او چیزی می گفتم، وگرنه مرا لمس می کرد و… باید می فهمیدم چطور به اینجا آمده ام.

کتابانه | ketabaneh

لذت خرید کتاب به صورت آنلاین

مردم ایران به دسترسی آسان به کالاهای مورد نیاز خود علاقه‌مند هستند؛ اما بسیاری باور دارند که خرید کتاب در برخی نقاط کشور، بسیار سخت و یا غیر ممکن است. از طرفی بسیاری از ناشران به دلیل پهناور بودن کشورمان و نیز هزینه‌های بالای بازاریابی و توزیع، به تمام بازار و موقعیت‌های فروش دسترسی ندارند؛ فضایی که چه ناشران بزرگ و مشهور و چه ناشران کوچک و کمتر شناخته‌شده، در آن گرفتار هستند. میروک با مدیریت مرتضی محرابی سعی کرده است به عنوان توزیع کننده کتاب و محصولات فرهنگی در فضای مجازی به کمتر کردن فاصله میان ناشرین و مصرف کنندگان کمک کند و مشتریان را به‌راحتی به طیف گسترده‌ای از محصولات، با استفاده از رایانه و یا تلفن همراه، در مکان و زمان دلخواه‌شان متصل کند.