کتاب تام گیتس ۲ (بهانه های با حال) – نشر افق

(و ماجراهای جالب دیگر)

نویسنده: لیز پیشون

مترجم: آتوسا صالحی

انتشارات: افق

 

قیمت برای شما: 22,000 تومان

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

نظر شما درباره ی این کتاب چیست ؟
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...

توضیحات

کتاب بهانه های باحال ( و ماجراهای جالب دیگر) دومین جلد از مجموعه ی تام گیتس نوشته ی لیز پیشون و ترجمه ی آتوسا صالحی توسط انتشارات افق به چاپ رسیده است.

همه چیز را برای همه تعریف کند و این کتاب، کتابچه ی خنده دارهِ داستان زندگی اوست و همه چیز از جان آدمیزاد تا هیولاهای گنده و… درونش پیدا می شود و نقاشی تک تک آدم های درون زندگیش و همه چیز هایی که دوست دارد و یا ازشان متنفر است را برای ما کشیده است که ما، با خواندن و دیدنشان می توانیم کمی در زندگی اش سرک بکشیم و با او همراه شویم. از آن جایی که نمی دانید باید بگویم از درب ورودی مدرسه تا خانه ی تام گیتس فقط چهار دقیقه راه بیشتر نیست ولی او همیشه سعی می کند که دیر برسد. معمولاً هم دلیلش این است که با ” دِرک ” ( صمیمی ترین دوستش و هم گروهیش توی گروه موسیقی ) کلی گپ می زنند و محو تماشای آدامس های میوه ای و ویفر های کاراملی توی مغازه می شوند. یا بعضی وقت ها هم تام اول صبح شروع می کند به نواختن گیتار و خواندن کتاب هایش توی دستشویی تا دلیا را منتظر نگه دارد و کلی ذوق کند برای خودش، همیشه سعی می کند که کُفر دلیا را بالا بیاورد و یک روز خوش برایش نگذارد. عینکش را قائم می کند یا وقتی که مامان و بابا دلیا را دعوا می کنند، او بلند بلند می خندد. حالا هم دو هفته مدارس تعطیل شده است و قبل از آن آقای ” فولرمن ” معلم تام، کلی مشق و تکالیف برای بچه های کلاس در نظر گرفته است تا در این تعطیلات انجام دهند اما تام گیتس با کمی فکر و خلاقیت جوری یکی از سگ ها را دنبال خود راه انداخت تا دفتر مشقش را بدهد و او بخورد که بهانه ای داشته باشد برای ننوشت تکالیفش؛ ولی از آن جایی که مدرسه برای مامان نامه ای رسال کرد و وضعیت پیش آمده را برای مامان بازگو کرد، مامان هم عصبی شد و از تام خواست تا قبل از پایان این دوهفته از تعطیلات مشق هایش را بنویسد و بعد می تواند به خانه ی دِرک برود. این برای تام یعنی فاجعه. ولی تام عاشق نوشتن است و سعی می کند همیشه از بدترین خاطراتش بهترین چیز ها را بنویسد برای همین هم شروع کرد به نوشتن درباری گروه محبوب موسیقی اش ” ۳تاباحال ” و انشایی به اندازه ی دو خط تحویل مامان داد و خودش را از شر مشق نوشتن خلاص کرد ولی وقتی که دید مامان قانع نشده انشای بعدی اش را بدون این که مامان بفهمد از روی کتابی کپی کرد و اجازه ی رفتن به خانه دِرک را گرفت. بعد از کلی خوراکی خوردن و تمرین موسیقی و صحبت های کسل کننده با پدر درک آن ها آماده ی خواب شدند و ماجرای بدبختی تام تازه شروع شد. چون تام فردا باید به خانه عمو ” کوین ” می رفت و رفتن به خانه ی آن ها با وجود پسر عمو های خبیثش و توصیه های بابا کار بسیار دشواری بود. برای همین هم تام برای خودش لیستی از چیز هایی که او را وادار می کند برود و لیستی از دلایلی که نباید به آن جا برود را نوشت. اگر به خانه ی عمو کویت می رفت از دست دلیا خلاص می شد و می توانست آن جا کلی بیسکوییت بخورد ولی از طرفی هم اگر می رفت نباید خیلی از اسرار خانواده شان مثل اینکه بابا کلی جریمه ی رانندگی بالا آورده یا تولدش چه زمانی هست و… را می گفت که خیلی برایش سخت بود اما در نهایت تام بدونه آن که بداند چه چیز جدیدی انتظارش را می کشد به خانه آن ها رفت و…

کتاب بهانه های باحال ( و ماجراهای جالب دیگر) دومین جلد از مجموعه ی تام گیتس نوشته ی لیز پیشون و ترجمه ی آتوسا صالحی توسط نشر افق به چاپ رسیده است.

توضیحات تکمیلی

وزن 290 g
ابعاد 190 × 140 mm
موضوع

رمان کودک و نوجوان

تعداد صفحه

352

قطع

رقعی

نوع جلد

نرم

نوبت چاپ

5

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب تام گیتس ۲ (بهانه های با حال) – نشر افق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برشی از متن کتاب

سلام . آقای کی نگاهی به ام می اندازد و می گوید ام م م م، اوضاع خوب نیست مرد جوون. (انگار خودم نمی دونم.) بعد با نوک یکی از آن چیزهای احمقانه ی فلزی وحشتناک می زند به دندانم. هورا می کشم: آخ خ خ!! و می گوید درد گرفت؟ ( اه ه ه آره! خیلی! ) ظاهرا من وقتی بچه بوده ام یک بار یک دندان پزشک را گاز گرفته ام. حالا مامان فکر می کند آن ها توی پرونده ی من یک برگه ی اخطار گذاشته اند این شکلی: اخطار تام گیتس نام تام گیتس مواظب باشید این پسر گاز می گیرد به این بچه که نزدیک می شوید حواستان خیلی جمع باشد ،چون ممکن است خطرناک و رفتارهایش غیر قابل پیش بینی باشد. احتیاط کنید! آقای کی قبل اینکه کارش را بکند، همه چیز را برایم توضیح می دهد. ( برای وقتی که شرارتم گل کرد.) می گوید کلا هر وقت احساس درد کردی، دستت را بیار بالا. من هم دستم را می آورم بالا… با اینکه هنوز کارش را شروع هم نکرده. اه… حالا دیگر شروع کرده. برای اینکه آمپول ها، مته و پر کردن را تحمل کنم چشم هایم را سفت می بندم و به راه های مختلف انتقام گرفتن از دلیا فکر می کنم که مسخره ام کرده. چشم ها را که باز می کنم یک آویز عجیب و غریب می بینم که از سقف آویزان است. گمانم از دندان درست شده. واقعا از دندان درست شده. آقای کی با انگشت نشانش می دهد و می گوید مواظب دندون هات که نباشی، این می شه . واقعا غیر عادی است دیگر. وقتی آقای کی کارش را تمام می کند، خیلی راحت می شوم. صورتم بی حس است و اخر سر هم آب صورتی رنگی که آقای کی به ام می دهد تا توی دهنم بچرخانم می ریزد همه جا دور و برم. بابا می گوید من خیلی شجاعم. می گویم موافقم و پیشنهادم این است که شاید اشکالی نداشته باشد برویم یک چیز با حال کوچولویی به بدن بزنیم .آقای کی یکهو یادش می آید که به من چند تا بر چسب ویژه بدهد. (تصویر من از چیز با حال دقیقا بر چسب نیست، ولی حدسم این است که فعلا حرف چیز شیرین را نباید بزنم دیگر.) سر راه می ایستم تا قرص هایی را که من باید بخورم بگیریم (دلم نمی خواهد صورتم دوباره باد کند ). بابا از بر چسب های من خوشش آمده. به نظرش خنده دار است که اسم دندان پزشک من آقای دی. کی است… دندان پزشکی که اسمش آقای دی. کیه، خیلی با نمکه. من که هیچ تصوری ندارم چی دارد می گوید. بابا عوض خوردنی با حال برایم یک کتاب مصور می خرد. به خانه که می رسیم مامان هم با من خیلی مهربان رفتار می کند. بر عکس دلیا که فکر می کند بامزه است به من شکلات تعارف کند. بعد شکلات ها را عقب می گیرد و می گوید: وای ببخشید، یادم نبود همین الان پیش دندان پزشک بودی.ها! ها! مامان می بیند دلیا دارد من را عذاب می دهد و دعوایش می کند. ( آره دلیا، ول کن.) بعد مامان می گوید می توانم بروم شام (غیر جویدنی ) ام را روی سینی جلوی تلویزیون بخورم ، بدون اینکه دلیا اذیتم کند . خوشبختی یعنی همین. بعد شام بابا یادم می اندازد که قرصم را بخورم. نگاه میکنم به قوطی قرص ها و بالاخره شوخی بابا با اسم دندان پزشکی را می گیرم… آقای دی. کی. آقای دیکی (که به انگلیسی می شود پوسیدگی.) چه با نمک!

کتابانه

لذت خرید کتاب به صورت آنلاین

مردم ایران به دسترسی آسان به کالاهای مورد نیاز خود علاقه‌مند هستند؛ اما بسیاری باور دارند که خرید کتاب در برخی نقاط کشور، بسیار سخت و یا غیر ممکن است. از طرفی بسیاری از ناشران به دلیل پهناور بودن کشورمان و نیز هزینه‌های بالای بازاریابی و توزیع، به تمام بازار و موقعیت‌های فروش دسترسی ندارند؛ فضایی که چه ناشران بزرگ و مشهور و چه ناشران کوچک و کمتر شناخته‌شده، در آن گرفتار هستند. میروک با مدیریت مرتضی محرابی سعی کرده است به عنوان توزیع کننده کتاب و محصولات فرهنگی در فضای مجازی به کمتر کردن فاصله میان ناشرین و مصرف کنندگان کمک کند و مشتریان را به‌راحتی به طیف گسترده‌ای از محصولات، با استفاده از رایانه و یا تلفن همراه، در مکان و زمان دلخواه‌شان متصل کند.