کتاب الهی نامه (عطار نیشابوری)

115,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

شاعر: عطار نیشابوری

مقدمه، تصحیح و تعلیقات: محمدرضا شفیعی کدکنی

انتشارات: سخن

115,000 تومان

توضیحات

کتاب الهی نامه نوشته عطار نیشابوری با مقدمه و تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی توسط انتشارات سخن به چاپ رسیده است.

این کتاب کامل ترین مجموعه ی “الهی نامه” نوشته ی “عطار نیشابوری” می باشد که “محمدرضا شفیعی کدکنی” همه ی مطالب آن را در کنار هم جمع آوری کرده و با مقدمه و تصحیح خودش، منبع جامعی از این اثر را در اختیار علاقه مندان قرار داده است. “فرید الدین محمد بن ابراهیم نیشابوری” معروف به “عطار” یکی از شاعران و عارفان بزرگ ایرانی است که آثارش دنیای ادبیات را دچار دگرگونی های عظیمی نمود. وی در پایان سده ی ششم و آغاز سده ی هفتم می زیست و در عمر گران بهایش آثار زیادی را تألیف کرد که “الهی نامه” یکی از آن هاست.

“عطار” در این منظومه سعی دارد به انسان بیاموزد برای رسیدن به آرزوهای محالی که حاصل تخیل قرن های زیادی است، هر انسانی در ابتدا باید در درون خودش به دنبال حقیقت هر یک از این آرزوها بگردد. در واقع “الهی نامه” مجموعه ای از اشعار عرفانی است که در باب سیر و سلوک عرفانی و در قالب بیست و یک موضوع نگارش شده است. هم چنین این شاعر پر آوازه، در کتاب حاضر به تبیین ابعاد عرفانِ نفس شناختی نیز پرداخته است و در کنار این موضوعات، اندیشه های تصوف اسلامی را هم مورد بررسی قرار می دهد. “الهی نامه” مثنوی بی نظیری است که اگر هنوز آن را نخوانده اید، پیشنهاد می کنیم مطالعه ی آن را از دست ندهید.

زندگینامه عطار نیشابوری

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 1410 g
ابعاد 240 × 180 mm
موضوع

شعر فارسی ( کهن )

تعداد صفحه

902

قطع

وزیری

نوع جلد

جلد سخت

نوبت چاپ

8

فهرست

فهرست

  • گزارش کار
  • مقدمه
  • ساختار الهی نامه و پیام روحانی عطار
  • نظر استاد ریتر درباره طرح الهی نامه
  • نظر استاد فروزانفر درباره الهی نامه
  • جایگاه الهی نامه در نظام تاریخی آثار عطار
  • تحولات ساختاری الهی نامه
  • دیبباچه های چندگانه الهی نامه
  • مسائل اصلی در تصحیح الهی نامه
  • در تعارض نسخه شناسی و سبک
  • درباره ملحقات این چاپ
  • درباره عناوین داستان‌ها
  • مشخصات نسخه ها
  • درباره غلط های فاحش نسخه اساس
  • عطا و لقای پاکان اسفراینی
  • جدول رمز نسخه ها
  • روش ما در تصحیح الهی نامه
  • موارد عدول از نسخه اساس
  • واژه های گمشده در میان نسخه بدل ها
  • چاپ های الهی نامه
  • مشخصات چاپ ریتر
  • ملاحظات انتقادی در باب چاپ ریتر
  • نقص های فنی ضبط های ریتر
  • در مورد تصحیح های قیاسی ریتر
  • مواردی که کلمات به غلط مشکول شده است
  • اعتماد بر اقدم نسخ
  • متن الهی نامه
  • در نعت سید المرسلین صلی اللّه علیه و سلم
  • در معراج حضرت رسالت علیه الصلوه والسلام
  • حکایت
  • در فضیلت صدیق رضی الله عنه
  • در فضیلت فاروق رضی الله عنه
  • در فضیلت ذی النورین رضی الله عنه
  • در فضیلت مرتضی رضی الله عنه
  • آغاز کتاب
  • المقاله الاولی
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش بسفر رفته بود
  • المقاله الثانیه
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت آن زن که بر شهزاده عاشق شد
  • (۲) حکایت علوی وعالم ومخنّث که در روم اسیر شدند
  • (۳) حکایت سلیمان داود علیهما السلام با مور عاشق
  • (۴) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامور
  • (۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار
  • (۶) حکایت خواجۀ جندی با سگ
  • (۷) حکایت معشوق طوسی با سگ و مرد سوار
  • (۸) مناظرۀ شیخ ابوسعید با صوفی و سگ
  • (۱۰) حکایت ابوالفضل حسن و کلمات او در وقت نزع
  • المقاله الثالثه
  • جواب پدر
  • (۱) سؤال ابراهیم ادهم از مرد درویش
  • (۲) حکایت شیخ گرگانی با گربه
  • (۳) حکایت ترسا بچه
  • (۴) حکایت پیر که پسر صاحب جمال داشت
  • (۵) حکایت یعقوب و یوسف علیهما السلام
  • (۶) حکایت یوسف و ابن یامین علیهما السلام
  • (۷) حکایت جوان گناه کار و ملایکۀ عذاب که برو موکّلند
  • (۸) حکایت جوان صاحب معرفت وبهشت و لقای حق تعالی
  • (۹) سؤال کردن آن درویش از مجنون که سال عمر تو چندست
  • (۱۰) حکایت آن مجنون که تب داشت
  • المقاله الرابعه
  • (۱) حکایت سرپاتک هندی
  • (۲) حکایت وزیر که پسر صاحب جمال داشت
  • (۳) حکایت پادشاه که از سپاه بگریخت
  • (۴) حکایت شه زاده که مرد سرهنگ بر وی عاشق شد
  • (۵) حکایت پیرمرد هیزم فروش و سلطان محمود
  • المقاله الخامسه
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت شبلی با مرد نانوا
  • (۲) حکایت مرد نمازی ومسجد وسگ
  • (۳) مناظرۀ عیسی علیه السلام با دنیا
  • (۴) حکایت رهبان با شیخ ابوالقاسم همدانی
  • (۵) حکایت مرد ترسا که مسلمان شد
  • (۶) حکایت امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه
  • (۷) حکایت گبر که پُل ساخت
  • (۸) سؤال مرد درویش از جعفر صادق
  • (۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزد
  • (۱۰) حکایت دیوانه و نماز جمعه
  • المقاله السادسه
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت عزرائیل و سلیمان علیهما السلام و آن مرد
  • (۲) حکایت آن جوان که از زخم سنگ منجیق بیفتاد
  • (۳) حکایت دیوانه بشهر مصر
  • (۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان
  • (۵) حکایت حسین منصور حلاج بر سر دار
  • (۶) حکایت غلبۀ عشق مجنون بر لیلی
  • (۷) حکایت پسر ماه روی با درویش صاحب نظر
  • (۸) حکایت نابینا با شیخ نوری رحمه الله
  • (۹) حکایت شیخ ابوالقاسم همدانی
  • المقاله السّابعه
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت عیسی علیه السلام با آن مرد که اسم اعظم خواست
  • (۲) حکایت ابرهیم علیه السلام با نمرود
  • (۳) حکایت مرد ترسا و شیخ بایزید
  • (۴) حکایت دیوانه که سر بر در کعبه میزد
  • (۵) حکایت ایّوب علیه السلام
  • (۶) حکایت یوسف همدانی علیه الرحمه
  • (۷) حکایت زلیخا
  • (۸) تمثیل
  • (۹) حکایت ابوبکر سفاله
  • (۱۰) حکایت سلطان محمود با دیوانه
  • (۱۱) حکایت درخت بریده
  • (۱۲) حکایت حسن بصری و رابعه رضی الله عنهما
  • (۱۳) حکایت موسی علیه السلام
  • (۱۴) حکایت دیوانۀ خاموش
  • (۱۵) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی
  • (۱۶) حکایت مؤذّن و سؤال مرد از دیوانه
  • (۱۷) حکایت شیخ ابوسعید رحمهالله علیه
  • (۱۸) حکایت سلطان محمود با ایاز
  • المقاله الثامنه
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت بچّۀ ابلیس با آدم و حوّا علیه السلام
  • (۲) حکایت ابلیس و زاری کردن او
  • (۳) حکایت یوسف علیه السلام با ابن یامین
  • (۴) حکایت سلطان محمود با ایاز
  • (۵) حکایت پسر صاحب جمالو عاشق شوریده حال
  • (۶) حکایت سلطان محمود و ایاز در حالت وفات
  • (۷) حکایت آن دزد که دستش بریدند
  • (۸) حکایت ماه و رشک او برخورشید
  • (۹) سؤال کردن مردی از مجنون
  • (۱۰) حکایت ابلیس
  • (۱۱) حکایت سلطان محمود و آرزو خواستن بزرگان
  • (۱۲) حکایت شبلی رحمه الله علیه
  • (۱۳) حکایت موسی علیه السلام در کوه طور با ابلیس
  • المقاله التاسعه
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت سلطان محمود با پیرزن
  • (۲) حکایت بهلول و گورستان
  • (۳) حکایت پادشاه که علم نجوم دانست
  • (۴) حکایت
  • (۵) حکایت شقیق بلخی و سخن گفتن او در توکل
  • (۶) حکایت دیوانۀ که از حق کرباس میخواست
  • (۷) حکایت دیوانه که اشک میریخت
  • (۸) حکایت شیخ ابوبکر واسطی با دیوانه
  • (۹) حکایت پیر زال سوخته دل
  • (۱۰) حکایت آتش و سوخته
  • (۱۱) حکایت ابوعلی فارمدی
  • (۱۲) حکایت گناه کار روز محشر
  • (۱۳) حکایت سلطان محمود و عرض سپاه
  • المقاله العاشره
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت سلطان سنجر با عبّاسۀ طوسی
  • (۲) مناجات موسی با حق تعالی ودر خواستن او یکی از اولیا
  • (۳) حکایت درحال ارواح پیش از آفریدن اجسام
  • (۴) حکایت زنان پیغامبر
  • (۵) حکایت رابعه رحمها الله
  • (۶) حکایت بهلول
  • (۷) حکایت لیث بوسنجه
  • (۸) حکایت موسی و مرد عابد
  • (۹) حکایت پیر بخاری و مخنث
  • (۱۰) حکایت غزالی و ملحد
  • (۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه
  • (۱۲) حکایت دیوانه که میگریست
  • (۱۳) مناجاه دیوانه با حق تعالی
  • (۱۴) گفتار شیخ در درآمدن دولت
  • المقاله الحادی عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت آن مرد که در بادیه تجرید میکرد
  • (۲) حکایت آن دیوانه که تابوتی دید
  • (۳) حکایت گفتار پیغامبر در طفل نوزاد
  • (۴) حکایت حسن و حسین رضی الله عنهما
  • (۵) حکایت شبلی با سائل رحمه الله
  • (۶) حکایت سلطان محمود با ایاز در گرمابه
  • (۷) حکایت شیخ بایزید و آن قلّاش که او را حدّ میزدند
  • (۸) حکایت عبدالله مبارک با غلام
  • (۹) حکایت حبشی که پیش پیغامبر آمد
  • (۱۰) حکایت آن مرد که عروس خود را بکر نیافت
  • (۱۱) حکایت اسکندر و کلمات حکیم بر سر او
  • (۱۲) حکایت دیوانه
  • (۱۳) حکایت حسن بصری و شمعون
  • المقاله الثانی عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت کیخسرو و جام جم
  • (۲) حکایت سنگ و کلوخ
  • (۳) حکایت شبلی با آن جوان در بادیه
  • (۴) حکایت شوریده دل بر سر گور
  • (۵) حکایت دیوانه که رازی با حق گفت
  • (۶) حکایت سلطان ملکشاه با پاسبان
  • (۷) حکایت شیخ ابوسعید با معشوق خویش
  • (۸) حکایت ایاز با سلطان
  • (۹) حکایت ماه و شوق او با آفتاب
  • (۱۰) حکایت بایزید با آن مرد سائل که او را در خواب دید
  • (۱۱) سؤال آن درویش از شبلی
  • (۱۲) حکایت ابراهیم ادهم
  • المقاله الثالث عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت اسکندر رومی با مرد فرزانه
  • (۲) حکایت
  • (۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوس
  • (۴) حکایت پیمبر در شب معراج
  • (۵) حکایت مرد حریص و ملک الموت
  • (۶) حکایت کشته شدن پسر مرزبان حکیم
  • (۷) موعظه
  • (۸) حکایت بزرجمهر با انوشیروان
  • (۹) حکایت آن مرغ که در سالی چهل روز بیضه نهد
  • (۱۰) حکایت بهلول و حلوا و بریان
  • (۱۱) سؤال موسی از حق سبحانه و تعالی
  • (۱۲) پند کسری
  • (۱۳) مناجات آن بزرگ با حق تعالی
  • (۱۴) حکایت شعبی و آن مرد که صعوۀ گرفته بود
  • (۱۵) حکایت زنبور با مور
  • (۱۶) حکایت پیغامبر و کنیزک حبشی
  • (۱۷) حکایت آن مرد که پیش فضل ربیع آمد
  • (۱۸) حکایت بهلول
  • (۱۹) حکایت مرد مجنون و رعنایان
  • المقاله الرابع عشر
  • جواب پدر
  • (۱) سکندر و وفات او
  • (۲) حکایت نمرود
  • (۳) حکایت آن مرد که صدقه بدرویشان میداد
  • (۴) حکایت لقمۀ حلال
  • (۵) حکایت پیرزن با شیخ و نصیحت او
  • (۶) حکایت امیرالمؤمنین عمرخطاب رضی الله عنه با جوان عاشق
  • (۷) حکایت آن درویش که آرزوی طوفان کرد
  • (۸) حکایت پیر عاشق با جوان گازر
  • (۹) حکایت مجنون با آن سائل که سؤال کرد
  • (۱۰) حکایت روباه که در دام افتاد
  • (۱۱) حکایت سلطان محمود با ایاز
  • (۱۲) حکایت محمد عیسی با دیوانه
  • (۱۳) حکایت سلطان محمود که با دیوانه نشست
  • (۱۴) حکایت دیوانۀ که گلیم فروخت
  • (۱۵)حکایت آن زن که طواف کعبه میکرد و مردی که نظر برو کرد
  • (۱۶) حکایت مهستی دبیر با سلطان سنجر
  • (۱۷) حکایت محمود و شمار کردن پیلان
  • (۱۸) حکایت عیسی علیه السلام با جهودان
  • (۱۹) حکایت آن دزد که گرفتار شد
  • (۲۰) حکایت دیوانۀ چوب سوار
  • (۲۱) حکایت سپهدار که قلعۀ کرد با دیوانه
  • (۲۲) حکایت سلطان محمود با مظلوم
  • (۲۳) حکایت مجنون
  • (۲۴) حکایت جوان نمک فروش که بر ایاز عاشق شد
  • المقاله الخامس عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت سلطان محمود در شکار کردن
  • (۲) حکایت شیخ و مرغ همای
  • (۳) حکایت محمد غزالی با سلطان سنجر
  • (۴) حکایت سلطان محمود با آن مرد که همنام او بود
  • (۵) حکایت سلطان محمود و گازر
  • (۶) حکایت حکیم با ذوالقرنین
  • (۷) حکایت پادشاه و انگشتری
  • (۸) حکایت ابراهیم ادهم با خضر علیه السلام
  • (۹) حکایت محمود با درویش بر سر راه
  • (۱۰) حکایت سنجر که پیش رکن الدین اکّاف رفت
  • (۱۱) حکایت آن مرد که صرّۀ در میان درمنه یافت
  • (۱۲) حکایت سلطان محمود با پیرزن
  • المقاله السادس عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت پسر هارون الرشید
  • (۲) حکایت هارون با بهلول
  • (۳) حکایت سلیمان و طلب کردن کوزه
  • (۴) حکایت پادشاه که از درویش در خشم شد
  • (۵) حکایت آن جوان که زن صاحب جمال خواست و بمرد
  • المقاله السابع عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت گوسفندان و قصّاب
  • (۲) حکایت باز با مرغ خانگی
  • (۳) حکایت آن بیننده که از احوال مردگان خبر میداد
  • (۴) حکایت جواب آن شوریده حال در کار جهان
  • (۵) حکایت سؤال کردن آن مرد دیوانه از کار حق تعالی
  • (۶) حکایت جهاز فاطمه رضی الله عنها
  • (۷) حکایت آن پیر که دختر جوان خواست
  • (۸) حکایت آن درویش با ابوبکر ورّاق
  • (۹) حکایت آن پیر که خواست که او را میان دو گورستان دفن کنند
  • (۱۰) حکایت سفیان ثوری رحمه الله
  • (۱۱) حکایت مسلمان شدن یهودی وحال او
  • المقاله الثامن عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت بلُقیا و عفّان
  • (۲) حکایت سلیمان علیه السلام و شادروانش
  • (۳) حکایت مأمون خلیفه با غلام
  • (۴) حکایت اصمعی با آن مرد صاحب ضیف و زنگی حادی
  • (۵) حکایت جبریل با یوسف علیهما السلام
  • (۶) حکایت پیر خالو سرخسی
  • (۷) حکایت شیخ یحیی معاذ با بایزید رحمهما الله
  • (۸) حکایت شیخ علی رودباری
  • (۹) حکایت سلطان محمود با مرد دوالک باز
  • (۱۰) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز
  • (۱۱) حکایت مجنون و لیلی
  • المقاله التاسع عشر
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت آن حیوان که آن را هَلوع خوانند
  • (۲) حکایت عیسی علیه السلام
  • (۳) حکایت نوشروان عادل
  • (۴) حکایت در ذمّ دنیا
  • (۵) حکایت در ذمّ دنیا
  • (۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیا
  • (۷) گفتار جعفر صادق
  • (۸) حکایت یحیی معاذ رازی
  • (۹) حکایت در ذمّ دنیا
  • (۱۰) حکایت شاهزاده و عروس
  • (۱۱) حکایت ابرهیم علیه السلام
  • (۱۲) حکایت حلّاج با پسر
  • (۱۳) در معنی آن که غیبت گناهی بزرگ است
  • (۱۴) سخن گفتن آن مرد در غیبت
  • المقاله العشرون
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت شیخ با ترسا
  • (۲) گفتار بزرگی در شتاختن حق
  • (۳) حکایت مرد صوفی که بر زبیده عاشق شد
  • (۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور
  • (۵) حکایت ایاز و درد چشم او
  • (۶) حکایت جرجیس علیه السلام
  • (۷) حکایت یوسف با زلیخا علیه السلام
  • (۸) حکایت ابرهیم ادهم در بادیه
  • (۹) حکایت شعیب علیه السلام
  • (۱۰) حکایت در اهل دوزخ
  • (۱۱) حکایت سلطان محمود و ایاز
  • (۱۲) حکایت مجنون و لیلی
  • المقاله الحادی و العشرون
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او
  • المقاله الثانی و العشرون
  • جواب پدر
  • (۱) حکایت افلاطون و اسکندر
  • (۲) حکایت آن بزرگ با خواجه علی طوسی
  • (۳) حکایت آن دیوانه که ازو پرسیدند که درد چیست
  • (۴) حکایت آن طفل که با مادر ببازار آمد و گم شد
  • (۵) حکایت یوسف علیه السلام و نظر کردن اودر آینه
  • (۶) حکایت احمد غزالی
  • (۷) حکایت ابوعلی فارمدی
  • (۸) سؤال کردن سائل از مجنون
  • (۹) حکایت بایزید با مرد مسافر
  • (۱۰) حکایت محمود با شیخ خرقانی
  • (۱۱) حکایت آهو که مشک از وی حاصل میشود
  • خاتمۀ کتاب
  • (۱) حکایت آن مرد که بر مکتب گذر کرد
  • (۲) گفتار مرد خدای پرست
  • (۳) حکایت آن مرد که از اویس سؤال کرد
  • (۴) حکایت وفات اسکندر رومی
  • (۵) حکایت مرد خاک بیز
  • (۶) حکایت ایّوب پیغامبر
  • (۷) حکایت اعرابی در حضرت نبوّت
  • (۸) حکایت آن زن در حضرت رسالت
  • (۹) حکایت شبلی با ابلیس در عرفات
  • (۱۰) حکایت بایزید و زنّار بستن او
  • (۱۱) مناجات ابراهیم ادهم
  • (۱۲) حکایت رندی که ازدکانی چیزی میخواست
  • (۱۳) حکایت عبدالله بن مسعود با کنیزک
  • (۱۴) حکایت بشر حافی که نام حق تعالی بمشک بیالود
  • ملحقات
  • ملحق ۱
  • چند حکایت که در نسخه‌های اساس و کهن وجود ندارد
  • ملحق ۲
  • ملحق ۳
  • ملحق ۴
  • فی نعت سید المرسلین صلی االه علیه و سلم
  • ملحق ۵
  • گفتار اندر نعت سید المرسلین و قائد الغر المحجلین محمد رسول الله
  • نسخه بدل ها
  • تعلیقات
  • اعلام متن
  • راهنمای تعلیقات
  • کشف الابیات متن
  • کشف الالبیات محلقات
  • مشخصات مراجع

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

حکایت سلیمان علیه السلام و شادروانش

مگر یک روز می‌شد با سپاهی

 

ولی بر روی شادروان براهی

 

درآمد خاطرش از ملک ناگاه

 

که کیست امروز در عالم چو من شاه

 

فرو شد گوشه ی زان قصرِ عالی

 

سلیمان بانگ زد بر باد حالی

 

که شادروان چرا کردی چنین تو

 

کرا افکند خواهی بر زمین تو

 

نیم گفت ای سلیمان من گنه کار

 

تو زان اندیشه ی کژ دل نگه دار

 

چنین دارم من از درگاه فرمان

 

که چون دل را نگه دارد سلیمان

 

نگه می‌دار شادروان او را

 

وگرنه سر منه فرمان او را

 

بسوی ملک چون کردی دمی رای

 

ز شادروانت شد یک گوشه از جای

 

قناعت بایدت پیوسته حاصل

 

که تا بر تو نگردد ملک زایل

 

که مغز ملک و ملک استطاعت

 

نخواهد بود چیزی جز قناعت

 

ولی مغز قناعت فقر آمد

 

تو شاهی گر بفقرت فخر آمد

 

اگر خواهی تو هم ملک جهانی

 

مکن کبر و قناعت کن زمانی

 

قناعت بود آن خاتم که او داشت

 

بخاتم یافت آن عالم که او داشت

 

چنان ملکی عظیمش بود صافی

 

که قانع بود در زنبیل بافی

 

ازان خورشید سلطانی بلندست

 

که از آفاق یک قرصش پسندست

 

ازان در ملک مه را احترامست

 

که او را گرده ی ماهی تمامست

 

چو پای از دست دادی پی چه خواهی

 

ملک چون هست مُلک وی چه خواهی

 

تراگر بی مَلک ملک جهانست

 

ازاین شومیت و هردم بیم جان است

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب الهی نامه (عطار نیشابوری)”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت