کتاب ادیسه | هومر

157,000 تومان

موجود در انبار

  • نویسنده: هومر
  • مترجم: میرجلال الدین کزازی
  • انتشارات: مرکز

157,000 تومان

توضیحات

کتاب ادیسه

کتاب ادیسه از نشر مرکز به بیان سرگذشت “اولیس ” که در زبان یونانی اودیسئوس نام گرفته، می‌پردازد. او که یکی از فرمانروایان زیرک و برجسته‌ی سرزمین ایتاکا است، همسرش پنه لوپ و پسرش تلماک نام دارند؛ در روزی از روزها، جنگی میان یونان و تروا آغاز می‌گردد و “اولیس ” بر خلاف میلش به ناچار رهسپار این جنگ می‌شود، و همین موضوع نقطه‌ی عطفی برای شروع ماجراهایی هیجان انگیز و پر تشویش برای او می‌گردد.

پس از کشمکش‌های فراوان سرانجام یونانیان در مقابل سپاه تروا به پیروزی دست می‌یابند؛ پس از به پایان رسیدن جنگ، در مسیر بازگشت به ایتاکا بودند که درگیر رویدادهایی غیر منتظره می‌شوند و از مسیر خانه دور می‌گردند. یونانیان بر این باور هستند که این وقایع، ناشی از نفرین خدایان طرفدار تروا بوده و عامل پیش آمدن مسائل پیچیده و سختی برای جنگجویان شده‌اند.

ادیسه با بهره‌گیری از هوش سرشار خود، تلاش‌های فراوانی برای نجات خویش و یارانش می‌کند و سرانجام با پشت سر گذاشتن مشقت های بسیار، در زمانی که مردم سرزمینش تصور می کردند که او مرده است به خانه بازگشته و در آن جا نیز با مسائل جدیدی مواجه می گردد و سپس با همراهی پسرش به جنگ با دشمنان می‌پردازند و لحظاتی سرشار از هیجان را خلق می‌کنند.

محتوای متنیِ این اثر، منظوم بوده و شامل ۲۴ سرود می‌باشد؛ حکایت‌های نقل شده در آن، چنان خواندنی و جالب است که به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار کرده و او را تا پایان کتاب با خویش همراه می‌سازد.

بخشی از کتاب ادیسه

سرود یازدهم
فراخواندن مردگان
سپس آن گاه که به کشتی و دریا فرود آمدیم، نخست کشتی را به دریای درخشان در کشیدیم و دکل و بادبان را در کشتی تیره فام برافراختیم؛ دام‌ها را برگرفتیم و به کشتی درآوردیم و ما خود نیز، اندوهناک و سیل سرشک از دیده گشای، به عرشه فرا رفتیم. پس از آن برای کمک به ما، بادی در پس کشتی که عرشه ای تیره فام داشت، وزیدن گرفت؛ بادی دم ساز که بادبان‌های ما را در می آکند و برمی آورد و یارو همراهی نیکو بود که سیرسه‌ی زیبا گیسوی برایمان فرستاده بود، آن بغبانوی هولبار که به زبان آدمیان سخن می‌گفت.

ما، پس از نهادن ساز و برگ بایسته بر کشتی، چندی در نشسته ماندیم: باد و سکانیان ما را راست به سوی آماج و مقصدمان می‌برد. سراسر روز بادبان‌های کشتی که پهنه‌ی دریا را می‌پویید و می‌پیمود، افراشته بود؛ سپس، خورشید فرو خفتو تیرگی همه‌ی راه‌ها را فرو پوشید.

کشتی به فرجام و کرانه‌ی زمین فراز می‌رسید، به گذار آب در اقیانوس ژرف. آن جا کشور و شهر سیمریان بود، پوشیده از مه و ابرهای تیره یانبوه؛ هرگز خورشید، در آن هنگام که می‌درخشد، یا در آن هنگام که به سوی آسمان پوشیده از اختران فرا می‌رود، یا در آن هنگام که از آسمان به سوی زمین باز می‌آید، با پرتوهایش آن شهر و کشور را بر نمی‌افروزد و آن را دیدار نمی‌کند؛ شبی به نفرین بر این میرایان بینوا دامان در گسترده است.

آن گاه که بدان جا رسیدیم، کشتی را ایستانیدیم؛ دام‌ها را از آن فرود آوردیم و در درازای آب در اقیانوس پیش رفتیم و خود به جایی رسیدیم که سیرسه از آن با من سخن گفته بود. پریمد و اوریلوشوس برخیان را فروگرفتند؛ من دشنه‌ی تیزم را از درازای رانم برآهیختم و با آن گودالی که یک ارش درازا و پهنا داشت، فرو کندم؛ پیرامون آن، آیین باده افشانی را برای تمامی مردگان به انجام رسانیدیم: نخستین شیر آمیخته با انگبین بود و دومین باده ی نوشین و سومین آب؛ در پی آن، آرد سپید جو را در گودال در پراکندم.

گرم و پور شور، مردگان تهی تارک را نیایش و باژ گفتم؛ به هنگام بازگشتم به ایتاک، در کاشانه ام، گاو میشی سترون را، زیبا رین آن‌ها را، برخی خواهم گردانید و هیمه‌های سوزان و فروزان را از ارمغان‌ها خواهم آکند. تنها برای تیرزیاس، بزی سراپای سیاه را، نیرومندترین بز رمه را، پی خواهم کرد. پس از آن که به لابه و پیمان و باژ با این تیره های مردگان سخن گفتم، دام ها را فرو گرفتم و گلویشان را بر فراز گودال فرو بریدم و خون تیره در گودال روان می‌شد.

روان‌های مردگان، برآیان از ژرفای ارب، گرد می‌آمدند: نو عروسان جوان، مردان جوان، پیرانی که رنج و آزمون زندگانی را برتافته بودند، دوشیزگان نغز و دلاویز که دل پاک و نا آزموده شان جز درد مرگ دردیرا برنشناخته بود، نیز شماری بسیار از…

کتاب ادیسه اثر هومر با ترجمه‌ی میر جلال‌الدین کزازی توسط نشر مرکز به چاپ رسیده است.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 650 g
ابعاد 240 × 170 mm
نویسنده

هومر

مترجم

میرجلال الدین کزازی

انتشارات

مرکز

نوبت چاپ

10

سال انتشار

1398

قطع

وزیری

نوع جلد

سخت

تعداد صفحات

456

فهرست

فهرست

کتاب ادیسه
دیباچه ی ترجمان
سرود نخستین
به یاری فراخوان بغدخت هنر – انجمن خدایان – انگیختن آتنا تلماک را – جشن و سور خواستگاران
سرود دوم
انجمن ایتاکیان – رهسپاری تلماک
سرود سوم
کاشانه جستن در پیلوس
سرود چهارم
کاشانه جستن در لاسه دمون
سرود پنجم
اشکفت کالیپسو – کلک اولیس
سرود ششم
رسیدن اولیس به نزد فئاسیان
سرود هفتم
درآمدن اولیس به کاخ آلسینوس
سرود هشتم
پذیرفتاری فئاسیان اولیس را
سرود نهم
داستان اولیس
سرود دهم
ائول – لستریگونان – سیرسه
سرود یازدهم
فرخواندن مردگان
سرود دوازدهم
زنان سیرن – سیلا – شاریبد – ماده گاوان هلیوس
سرود سیزدهم
اولیس آبخوست فئاسیان را وا می نهد – رسیدن به ایتاک
سرود چهاردهم
گفتگوی اولیس با اومه
سرود پانزدهم
رسیدن تلماک به نزد اومه
سرود شانزدهم
تلماک اولیس را باز می شناسد
سرود هفدهم
تلماک به شهر ایتاک باز می گردد
سرود هجدهم
مشتزنی اولیس و ایرون
سرود نوزدهم
گفتگوی اولیس و پنه لوپ – شستن پاها
سرود بیستم
پیش از کشتار خواستگاران
سرود بیست و یکم
کمان
سرود بیست و دوم
کشتار خواستگاران
سرود بیست و سوم
پنه لوپ اولیس را باز می شناسد
سرود بیست و چهارم
در جهان مردگان – آشتی
یادداشت ها
واژه نامه

نظرات (0)

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب ادیسه | هومر”

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

منوی سایت