کتاب اتاق شگفتی ها – ژولین ساندرل

25,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

  • نویسنده: ژولین ساندرل
  • مترجم: داود نوابی
  • انتشارات: نون

25,000 تومان

توضیحات

کتاب اتاق شگفتی ها نوشته ی ژولین ساندرل با ترجمه ی داود نوابی در نشر نون به چاپ رسیده است.

شخصیت اصلی رمان، “تلما”، مادری مجرد است که همراه با “لویی”، پسر سیزده ساله ی خود، در پاریس زندگی می کند. مشغله های کاری و خستگی های ناشی از فعالیت شغلی روزانه، همواره تلما را از برقراری ارتباط صمیمانه و ابراز محبت مادرانه به لوئی محروم می سازد. او سال هاست که به عنوان مدیر گروهی پانزده نفره، برای شرکت ، فعالیت می نماید. گروه تحت سرپرستی تلما، مسئولیت ساخت شامپویی را دارند که صد در صد از شوره ی سر جلوگیری نماید. بالاخره پس از مدت ها تلاش و تحقیق، تلما و گروهش موفق به ساخت این کالا شده، پاداش و اضافه حقوق قابل توجهی را نصیب خود می کنند. اصل ماجرای داستان، پس از کسب این موفقیت و در صبح روز تعطیل هفتم ژانویه ی سال ۲۰۱۷ آغاز می گردد؛ تلما سرخوش از موقعیت شغلی و اجتماعی خویش، تصمیم می گیرد همراه با لوئی، به یکی از مراکز خرید رفته، کفشی را برای حضور در یکی از جلسات کاری اش خریداری کند. بنابراین علی رغم عدم تمایل پسرش، با اصرارهای فراوان او را با خود همراه می سازد. در همین هنگام، مطابق روال همیشگی، تلما، تماسی تلفنی را از محل کارش دریافت کرده، به صحبت در رابطه با امور جلسه ی پیش روی شرکت می پردازد. لوئی به محض مشاهده ی عدم توجه مادرش به خود و ارجحیت داشتن مشغله های کاریش به زندگی شخصی شان، به شدت از مادرش عصبانی شده، با سرعت بخشیدن به تخته ی اسکیت زیر پایش، از تلما دور می شود. همین سرعت زیاد، موجب تصادف او با یک کامیون گشته، تلما را با فاجعه ای بزرگ و غیر قابل تحمل مواجه می سازد.

ویژگی‌ها

اطلاعات بیشتر

وزن 190 g
ابعاد 210 × 140 mm
تعداد صفحات

181

سال انتشار

1398

نوبت چاپ

2

نوع جلد

نرم

قطع

رقعی

برشی از متن کتاب

برشی از متن کتاب

لویی بعد از مقداری غرغر نامفهوم، تصمیم به بلند شدن گرفت. شلوار جین تنگ و کوتاهی به پا کرد، مشت آبی به سر و رویش ریخت. پنج دقیقه ی تمام ماهرانه تلاش کرد تا موهایش را به هم بریزد و با وجود یخبندان صبحگاهی، کلاه بر سر نگذاشت. طلبکارانه، کلماتی مبهم را زیر لب زمزمه کرد که می شد معنی شان را از تن صدای او حدس زد: «آخه واسه چی می خوای من همراهت بیام؟! …»

عینک آفتابی را به صورت زد، تخته ی اسکیت کثیف و مملو از برچسبی را که هر چهار روز یک بار نیاز به چرخ های جدید داشت جلوی در گذاشت. کت قرمز رنگش را پوشید، یک بسته بیسکوییت شکلاتی را چنگ زنان برداشت و چند جرعه از آب کمپوت یخ زده را مانند زمانی که پنج سال داشت، نوشید و دست آخر وارد آسانسور شد.

به ساعت نگاه کردم. ده و بیست و یک دقیقه. زمان نامعلوم بلند شدن و آماده شدن سرورم، عالی جناب لویی، را دقیق پیش بینی کرده بودم و هنوز، فرصت اجرای برنامه ی میلی متری ام را داشتم.

هوا عالی بود. آسمان آبی و بدون ابر زمستانی. همیشه پرتوهای پر رنگ را دوست داشته ام. هرگز آسمان ناب و آبی تر مسکو را که مدتی به علت انتقال شغلی در آن جا بودم فراموش نمی کنم. پایتخت روسیه برای من ملکه ی آسمان زمستانی است. پاریس هم حالتی شبیه به مسکو به خود گرفته بود و به طرز خیره کننده ای به ما چشمک می زد.

هنگامی که از آپارتمان که واقع در منطقه ی ده بود، بیرون آمدیم، لویی و من در امتداد کانال سن مارتن، به سوی ایستگاه شرق به راه افتادیم. به دقت، حرکت زیگزالی لویی سوار بر اسکیت را از میان خانواده ی جهانگردی تماشا می کردم که مجذوب تماشای قایق در حال عبور از نهربند پل اوژن – وارلن شده بودند. از تماشای این مرد کوچک که داشت مردی واقعی می شد، به خود می بالیدم و حقش بود که این را به او بگویم. این گونه احساسات لازم است که به زبان آیند، در غیر این صورت به هیچ دردی نمی خورند. اما من این کار را نکردم.

لویی اخیرا بسیار تغییر کرده و وقوع ناگهانی رشد مخصوص سن و سالش، او را از هیئت یک پسربچه ی ظریف و نحیف به قد و قامت جوانی برازنده تغییر شکل داده است. تارهای اندک ریش بر گونه های هنوز بچه گانه و بدون جوش او روییده اند و منشی زیبا و پسندیده در حال شکل گرفتن است.

تمامی این مسائل خیلی سریع پیش آمد. لحظه ای خودم را در آن زمان دیدم که در کنار رود والمی، با کالسکه ای به رنگ آبی نفتی و تلفنی در دست، در حال پرسه زدن بود. آن چه که دیدم موجب شد لبخندی بر لب هایم نقش بندد. شاید هم این تصاویر ساخته ی ذهن خودم باشد. حافظه ام مرا به اشتباه می اندازد.

بسیار دشوار است که در طول لحظاتی چنین با اهمیت، یاد خاطراتم بیفتم. اگر می توانستم فقط به چند دقیقه قبل برگردم، یقینا دقت بیش تری داشتم …

نظرات (0)

Be the first to review “کتاب اتاق شگفتی ها – ژولین ساندرل”

Reviews

There are no reviews yet.

منوی سایت