کتاب دادخواست

100 شعر اعتراض

با مقدمه : محمدکاظم کاظمی

به کوشش: امید مهدی نژاد- محمدمهدی سیار

انتشارات: سپیده باوران

قیمت برای شما: 12,000 تومان

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

نظر شما درباره ی این کتاب چیست ؟
Placeholder
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...

توضیحات

کتاب دادخواست اثر امیر مهدی نژاد و محمد مهدی سیار توسط نشر سپیده باوران به چاپ رسیده است.

کتاب “دادخواست” گزیده ای است از یک صد شعر اعتراضی از شاعرانی چون قیصر امین پور، بیژن ارژن، محمدرضا آقاسی، ساعد باقری، حسین اسرافیلی، محمدعلی بهمنی، مریم جعفری، عباس چشامی، سیدحسن حسینی، محسن حسن زاده، عبدالرضا رضایی نیا، قادر طهماسبی، علیرضا قزوه، محمدرضا عبدالملکیان، عبدالجبار کاکایی، یوسفعلی میرشکاک، علی معلم دامغانی و چند نفر از شاعران جوان و پیشکسوت دیگر.

سبک اشعار اعتراضی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران رواج پیدا کرد، اما به دلایل سیاسی اهمیت چندانی به این گونه از سبک داده نشد. کتاب “دادخواست”  نیز گونه ای از شعر اعتراضی است که البته کلمه ی انتقادی برای این کتاب برازنده تر است که نوعی اشعار اجتماعی محسوب می شوند و از ناهنجاری های اجتماعی سخن می گویند اما غالب این اشعار به ارزش های انقلاب کاملا متعهد هستند و اهداف آنها در راستای اصلاح است نه رویارویی. در این کتاب شعرهای بسیار جالبی از شاعران سرشناس گزینش شده است که دغدغه ی اصلی آنها موضوعات اجتماعی مانند: فقر، فحشا، اختلافات طبقاتی اقشار جامعه، فاصله گرفتن از آرمان های امام و انقلاب، مشکلات روستا نشینان، تلخی و شیرینی های جامعه، ربا خواری، رفاه زدگی، تبعیض های اقتصادی و… است که سرشارند از تلمیح به آیات قران و احادیث.

کتاب دادخواست اثر امیر مهدی نژاد و محمد مهدی سیار توسط انتشارات سپیده باوران به چاپ رسیده است.

 

تامین محتوا: تحریریه فروشگاه اینترنتی کتابانه

توضیحات تکمیلی

وزن290 g
ابعاد210 × 140 mm
موضوع

شعر فارسی ( معاصر )

تعداد صفحه

254

قطع

رقعی

نوع جلد

جلد نرم

نوع چاپ

9

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب دادخواست”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

برشی از متن کتاب

شعر «باغ کاغذی» از قیصر امین پور:

 

سیل شادی است و شادباش ها

سیل گل بریز و گل بپاش ها

باز در دلم شکوفه می کند

باغ کاغذین شادباش ها

هرچه کاشتم به باد رفت و ماند

کاش ها و کاش ها و کاش ها

دور کرد و کور کرد عشق را

دورباش ها و کورباش ها

زخم می زند به چشم آفتاب

تیغ برج آسمان خراش ها

سوخت دست و بال ما از این همه

کاسه های داغتر از آش ها

دور باطل است سعی بی صفا

رقص بسمل است این تلاش ها

 

از روزهای بی‌‌در و پیکر دلش گرفت‌‌، یک‌‌روز صبح پا شد و کفش فرار شد

 

از خانه زد به کوچه و سیگار دود کرد وقتی که در نبودِ محبّت خمار شد

 

کفتارزاده‌‌های خیابان منجلاب در جای پای او متلک جا گذاشتند

 

شب‌ها که ذهن شهر پر از جغدواره بود، در کوچه‌‌ها، ستارۀ دنباله‌‌دار شد

 

با کوله‌‌ای به وسعت کمبود عاطفه از پارک‌های الکل طبّی عبور کرد

 

گرگی سوار خودروِ ملّی نگاه داشت‌‌؛ آهو گرسنه بود و سردش‌‌، سوار شد

 

آن شب خسوف شد و کسی ماه را ندید

 

فردا ـ نمای بستۀ یک پارک ـ آه‌‌… او…

 

از  ردّ نیش گرگ دلش ضعف می‌‌رود، آهو به گرگ‌های پدرسگ دچار شد.

 

 

شعرهایم را در کوزه می گ‌گذاشتم

و آبش را با اجازه می خوردم

و امروز می خواهم شاعری باشم

با شمشیر وجدان در دست

و واژه هایم را به مواخذه بگیرم…

ما با یک سماور برقی متمدن شدیم

و یاد گرفتیم بگوییم:

– مرسی، عالیجناب!

و امسال سال قحطی عاطفه بود

سالی که آخرین بازمانده های انوری

دیوانشان را چاپ کردند

و رفوزه های هنری

با تک ماده دیپلم افتخار قبول شدند

و هیچ کس به ریش داران بی ریشه نگفت

«بالای چشمتان ابروست!»

جنگ که تمام شد

عمو جان فرانک هم از فرانسه برگشت

هنرمندان برای گاو مش حسن رمان نوشتند

و برای یه قل دو قل

آخرین فیلمشان را ساختند

و هنرمندان دلسوز

در فضای ملکوتی چوب گردو

به مصاحبه نشستند

و باز همان آش و همان کاسه…

بیا بی خیال باشیم

در روزگار چرخش های صدو هشتاد درچه

در روزگار جوک و غیبت

یادش بخیر

تلخ و شیرین

داریوش و گوگوش

نعمت نفتی

گل گفتی !

این همه خون، حجامت ملت بود

تا حاج آقا همچنان چلوکباب سلطانی کوفت کند

تا قلیان بکشد

به تسبیح شاه مقصودش بنازد

و با تلفن زیمنس معامله کند

و گاه هوس تمدن به سرش می‌زند

به فرنگ برود

و از شب نشینی هایش فیلم ویدیویی بگیرد

تا اگر نانش آجر شد

آجر را گرانتر از نان بفروشد!

راستی چرا بعضی

از سادگی انقلاب سو استفاده می کنند؟

دانشگاه به کلیله و دمنه معتاد است.

معلمها به رونویسی از تکلیف کبری اکتفا کرده اند.

و هنرمندان مرتب برای هم

جادو و جنبل می کنند

بگذار صغری سر بچه هایش را

با سیراب و شیردان گرم کند

زینب همچنان پیه آب کند

مادر سه شهید دق کند

امام خون دل بخورد

حلیمه به خاک سیاه بنشیند

و حاجی آقا صیغه‌ی چهاردههمش را بخواند

خدایا ! به ما اسلام ناب آمریکایی عطا کن

تا از هر اتهامی مبرّا باشیم

کتابانه | ketabaneh

لذت خرید کتاب به صورت آنلاین

مردم ایران به دسترسی آسان به کالاهای مورد نیاز خود علاقه‌مند هستند؛ اما بسیاری باور دارند که خرید کتاب در برخی نقاط کشور، بسیار سخت و یا غیر ممکن است. از طرفی بسیاری از ناشران به دلیل پهناور بودن کشورمان و نیز هزینه‌های بالای بازاریابی و توزیع، به تمام بازار و موقعیت‌های فروش دسترسی ندارند؛ فضایی که چه ناشران بزرگ و مشهور و چه ناشران کوچک و کمتر شناخته‌شده، در آن گرفتار هستند. میروک با مدیریت مرتضی محرابی سعی کرده است به عنوان توزیع کننده کتاب و محصولات فرهنگی در فضای مجازی به کمتر کردن فاصله میان ناشرین و مصرف کنندگان کمک کند و مشتریان را به‌راحتی به طیف گسترده‌ای از محصولات، با استفاده از رایانه و یا تلفن همراه، در مکان و زمان دلخواه‌شان متصل کند.