کتاب کاندید یا خوش بینی – ولتر

8,000 تومان

(ادبیات کلاسیک جهان)

نویسنده: فرانسوا ولتر

مترجم: جهانگیر افکاری

انتشارات: علمی و فرهنگی

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

توضیحات

کتاب کاندید یا خوش بینی نوشته ی فرانسوا ولتر با ترجمه ی جهانگیر افکاری توسط انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.

کتاب “کاندید یا خوش بینی” اثر “فرانسوا ولتر”، نویسنده و فیلسوف بزرگ فرانسوی است که داستانی عاشقانه، پر حادثه و زیبا را دربرمی گیرد. شخصیت اصلی قصه، “کاندید” مردی جوان، ساده و خوش قلب می باشد که از دوران کودکی، درکاخ “آقای بارون تاندرتن ترانخ” یکی از اشراف زادگان و صاحب منسبان سرزمین “وستفالی” روزگار می گذراند. آقای بارون، کاندید را همانند فرزند خویش، با مهر و محبت پرورش داده، او را صمیمانه دوست دارد و “پانگلوس” آموزگار و پیشوای کاخ را مسئول تعلیم و تربیت این جوان نیک سرشت می کند. پانگلوس، با افکار و نگرشی مثبت، به جهان می نگرد و این دیدگاهش را نیز به کاندید منتقل می کند. پسر قصه نیز با ساده دلی تمام، کلیه ی آموزه های مربی خویش را بی هیچ شک و تردیدی، با جان و دل پذیرفته و به آن ایمان می آورد. “کونه گوند” دختری زیبا، جوان و شاداب، فرزند خانم و آقای بارون، نیز در این کاخ زندگی می کند. گذشت زمان، عشقی پاک را در وجود کاندید و کونه گوند پدید آورده و آن ها را به یک دیگر دل بسته می سازد. تا این که آقای بارون متوجه این علاقه شده و با شک و بدبینی، کاندید را از کاخ خویش بیرون رانده و او را با انبوهی از حقایق و مشکلات زندگی رو به رو می کند.

توضیحات تکمیلی

وزن170 g
ابعاد200 × 130 mm
تعداد صفحات

سال انتشار

قطع

نوبت چاپ

نوع جلد

فهرست

مقدمه ی مترجم

زندگی و آثار ولتر

نکته ای چند درباره ی افکار ولتر

فصل 1: در پرورش یافتن کاندید در کاخی زیبا و بیرون رانده شدنش از آن جا

فصل 2: آن چه در میان بلغاریان بر کاندید گذشت

فصل 3: در چگونگی گریختن کاندید از میان بلغاریان و آن چه بر او گذشت

فصل 4: چگونه کاندید دکتر پانگلوس، استاد سابق فلسفه ی خود را بازیافت و آن چه روی داد

فصل 5: طوفان، غرق، زلزله، و آن چه بر دکتر پانگلوس، کاندید و ژاک منکر گذشت

فصل 6: چگونه برای جلوگیری از زلزله قربانی باشکوه برگزار شد و چگونه کاندید شلاق خورد

فصل 7: چگونه پیرزنی به پرستاری کاندید همت گماشت و چگونه کاندید معشوقه اش را بازیافت.

فصل 8: سرگذشت کونه گوند

فصل 9: آن چه بر سر کونه گوند، کاندید، امام شکنجه و یهودی آمد

فصل 10: کاندید، کونه گوند و پیرزن با چه فلاکتی با قادسیه می رسند و چگونه به کشتی می نشینند.

فصل 11: سرگذشت پیرزن

فصل 12: دنباله ی بدبختی های پیرزن

فصل 13: چگونه کاندید ناگزیر شد از کونه گوند زیبای خود و پیرزن جدا گردد

فصل 14: چگونه ژزوئیت های پاراگوئه از کاندید و کاکامبو پذیرایی کردند

فصل 15: چگونه کاندید برادر کونه گوند عزیزش را کشت

فصل 16: آن چه برای دو مسافر، دو دختر، دو میمون و و حشیانی به نام اوره یون رخ داد

فصل 17: رسیدن کاندید و نوکرش به کشور الدورادو و آن چه در آن جا دیدند

فصل 18: مشاهدات آن ها در کشور الدورادو

فصل 19: آن چه در سورینام بر سر آن ها آمد و چگونه کاندید با مراتن آشنا شد

فصل 20: آن چه در دریا برای کاندید و مارتن روی داد

فصل 21: کاندید و مارتن به کرانه های فرانسه نزدیک می شوند و بحث می کنند

فصل 22: آن چه در فرانسه برای کاندید و مارتن رخ داد

فصل 23: رسیدن کاندید و مارتن به کرانه های انگلیس و آن چه در آن جا دیدند

فصل 24: درباره ی پاکت و آقای ژیروفله

فصل 25: ملاقات کاندید و مارتن با پوکوکورانته نجیب زاده ی ونیزی

فصل 26: درباره ی شام خوردن کاندید و مارتن با شش تن بیگانه و این که آن ها که بودند

فصل 27: سفر کاندید به قسطنطنیه

فصل 28: وقایعی برای کونه گوند، کاندید، پانگلوس، مارتن و دیگران رخ داد

فصل 29: کاندید چگونه کونه گوند و پیرزن را بازیافت

فصل 30: نتیجه

برشی از متن کتاب

فصل اول

 در پرورش یافتن کاندید در کاخی زیبا و بیرون رانده شدنش از آن جا

در وستفالی در کاخ آقای بارون تاندرتن ترانخ تازه پسری می زیست که پسندیده ترین خصال را طبیعت بدو ارزانی داشته بود. چهره اش از پاکی روان سخن می گفت. نیک اندیش و بسیار پاک نهاد بود؛ تصور می کنم از همین رو کاندیدش می خواندند.

خدمتکاران قدیمی کاخ در این نکته که کاندید پسر خواهر حضرت بارون و نیک مرد محترم نجیب زاده ای باشد که در آن همسایگی بود شک و شبهه داشتند، چه آن دوشیزه هیچ گاه به عروسی با آن ها تن نداده بود، زیرا آقا فقط توانسته بود تا 71 پشتش را بشمرد و فتنه ی روزگار باقی مانده ی شجره نامه اش را از میان برده بود.

جناب آقای بارون از مقتدرترین اشراف وستفالی به شمار می آمد؛ چون کاخش دارای یک در و چندین پنجره بود. تالار بزرگ حضرتش با قالیچه ای مزین شده بود و به وقت حاجت، مهترها برایش میر شکار و جمله ی سگان سر طویله، سگ شکاری می گشتند. همه ی این ها او را حضرت اشرف خطاب می کردند و وقتی به داستان سرایی می پرداخت جملگی می خندیدند.

خانم بارون که قریب 350 لیور وزن داشت مورد توجه فراوان بود و شایستگی که در پذیرایی ها از خود نشان می داد بر احترام مردم به او می افزود. دختر هفده ساله اش کونه گوند خوش آب و رنگ، تر و تازه، فربه و دل انگیز بود. پسر بارون از هر حیث برازنده ی چنین پدری بود. پانگلوس آموزگار و پیشوای کاخ بود، کاندید کوچک با پاک دلی که اقتضای سن و سرشتش بود به درس های او گوش می داد.

پانگلوس علم متافیزیکو، تئولوگو، کوسمولو و نیگولوژی به او می آموخت. به درستی اثبات می کرد که هیچ معلولی بی علت نیست و در این جهان که از آن بهتر ممکن نمی شود قصر حضرت بارون زیباترین کاخ ها و خانم او بهترین بانوی عالم امکان است …

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب کاندید یا خوش بینی – ولتر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.