کتاب شیرشاه – پینه دوز

7,000 تومان

نویسنده: شرکت والت دیزنی

مترجم: مهسا طاهریان

انتشارات: پینه دوز

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

توضیحات

کتاب شیرشاه نوشته ی شرکت والت دیزنی و ترجمه ی مهسا طاهریان توسط انتشارات پینه دوز به چاپ رسیده است.

در سرزمین آفریقا و درمیان حیوانات، شیری به نام موفاسا پادشاهی می کرد. روزی از روزها موفاسا و ملکه سرابی صاحب فرزند پسری شدند و نامش را سیمبا گذاشتند. همه ی اهالی جنگل از به دنیا آمدن سیمبا خوشحال شدند و به جشن و پایکوبی پرداختند. زمان سپری می شد و سیمبا بزرگ و بزرگتر می شد تا اینکه روزی شاه تصمیم گرفت سرزمینش را به فرزندش نشان دهد و به او یادآوری کند که یک شاه خوب باید به همه احترام بگذارد زیرا همه در کنار هم هستند و کسی بالاتر از دیگری نیست. عصر همان روز و بعد از گردش سیمبا عمویش اسکار را دید و به او گفت امروز قلمروی آینده اش را دیده است. اسکار که خیلی از این اتفاق خوشحال نشده بود از سیمبا پرسید؛ که آیا آنسوی مرزهای شمالی را هم دیده یا نه؟ سیمبا با ناراحتی گفت: که ندیده و پدر رفتن به آنجا را برایش ممنوع کرده است. اسکار با طعنه به سیمبا گفت: که درست می گوید آنجا فقط مکانی برای شیر های شجاع است. با این حرف سیمبا تصمیم گرفت با دوستش نالا راهی قبرستان فیل ها که محل خطرناکی است شود غافل از اینکه عمویش نقشه ای در سر دارد و …

کتاب شیرشاه نوشته ی شرکت والت دیزنی و ترجمه ی مهسا طاهریان توسط انتشارات پینه دوز به چاپ رسیده است.

توضیحات تکمیلی

وزن 30 g
ابعاد 170 × 120 mm
موضوع

داستان کودک و نوجوان

تعداد صفحه

27

قطع

جیبی

نوع جلد

نرم

نوبت چاپ

3

سال انتشار

1395

برشی از متن کتاب

سیمبا به سرعت دوید تا به سراغ دوست صمیمی اش نالا برود. سیمبا با آنکه می دانست قبرستان فیلها محل خطرناکی است و او دارد اشتباه می کند، اما باز تصمیم گرفته بود که حتما به آنجا برود.

اما نمی دانست که اسکار خائن به سه کفتار بدجنس ماموریت داده است تا آنها هم به قبرستان بروند. اسکار می خواست در اولین اقدام برای رسیدن به پادشاهی، بچه ی موفاسا را از بین ببرد.

سیمبا پیش می رفت و نالا را هم  با خود به منطقه ممنوعه و خطرناک می کشاند. آن دو بعد از طی کردن راهی زیاد، بالاخره به توده ای از استخوان رسیدند و سیمبا فهمید که راه را درست آمده اند.

نالا گفت: سیمبا ! اینجا خیلی وحشتناک است، ما کجا آمده ایم؟!

سیمبا با صدای بلند گفت: اینجا قبرستان حیوانات است او وقتی برگشت و زازو مشاور پدرش را دید نزدیک بود از ترس پایش روی یک جمجمه بگذارد.

زازو با ترس و ناراحتی رو به سیمبا کرد و اخطار داد: بچه ها! باید هر چه زودتر اینجا را ترک کنید، شما در خطر بزرگی قرار دارید.

اما انگار دیر شده بود….

 

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب شیرشاه – پینه دوز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.