کتاب سفرهای گالیور – پینه دوز

9,000 تومان

نویسنده: جاناتان سوئیفت

مترجم: مهسا طاهریان

انتشارات: پینه دوز

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

توضیحات

کتاب سفرهای گالیور نوشته ى جاناتان سوئیف، تصویرگری نیک هریس و ترجمه ى مهسا طاهریان توسط انتشارات پینه دوز به چاپ رسیده است.

” لموئل گالیور ” فیزیکدانی است که به خاطر وضعیت بد مالی اش و پس از مشورت با همسرش تصمیم می گیرد به سفر دریایی برود. در این سفر دریایی کشتی بر اثر طوفان شکست و گالیور و چند نفر دیگر با کشتی نجات به سمت جزیره ای رفتند. ولی امواج بزرگ قایق را واژگون کرده و فقط گالیور به جزیره رسید. او خوابید و وقتی بیدار شد متوجه شد انسان های کوچکی روی بدن او راه می روند و او را با طناب بسته اند. او سعی کرد طناب ها را باز کند و خودش را آزاد کند، ولی آدم کوچولوها به او تیر اندازی کردند. آدم کوچولوها او را به شهر خود بردند و به او غذا دادند و او توانست امپراطور را ببیند. او را به معبد که بزرگ ترین ساختمان شهر بود بردند و آنجا محل سکونت او شد. بلاخره امپراطور زنجیر پاهای او را باز کرد و او توانست در شهر گردش کند و شهر را ببیند. او به کاخ رفت و با همسر امپراطور ملاقات کرد و متوجه شد مردم لی لی پوت با مردم جزیره بلفوسکو بر سر خوردن تخم مرغ اختلاف دارند. آن ها می خواستند به لی لی پوت حمله کنند. گالیور قول داد به آن ها کمک کند. او …

کتاب مصور و رنگی است و تصاویر متناسب با متن طراحی شده است.

کتاب سفرهای گالیور نوشته ى جاناتان سوئیف، تصویرگری نیک هریس و ترجمه ى مهسا طاهریان توسط نشر پینه دوز به چاپ رسیده است.

 

تامین محتوا: تحریریه فروشگاه اینترنتی کتابانه

توضیحات تکمیلی

وزن 60 g
ابعاد 170 × 120 mm
موضوع

داستان کودک و نوجوان

تعداد صفحه

51

قطع

جیبی

نوع جلد

نرم

نوبت چاپ

2

سال انتشار

1395

برشی از متن کتاب

برگشت به خانه

برای همین به ساحل رفتم و یکی از کشتی های امپراطور را برداشتم و لباس هایم را در آن گذاشتم تا خیس نشود و همان طور که داشتم شنا می کردم آن ها را هم با خود به سمت بلفوسکو می کشیدم. پادشاه بلفوسکو و مردمانش از دیدن من بسیار شادمان شدند. آن ها با من مهربان بودند و من هم ان ها را دوست داشتم اما نمی خواستم که تمام عمرم را آن جا باشم.

یک روز توی دریا قایق بزرگی را دیدم که غرق شده بود. از پادشاه خواستم تا افرادش را با تعدادی کشتی در اختیار من قرار دهد تا بتوانم آن را بکشم و به ساحل بیاورم و بعد از تعمیر سوار آن شده و به خانه برگردم.

پادشاه دویست نفر را برای کمک به من فرستاد تا قایق را به ساحل بیاورم. بعد باید برای آغاز سفر طولانی ام به سوی خانه آماده می شدم. بهترین پارچه ی کتانِ آدم کوچولو ها از نازک ترین دستمال های ماهم نازک تر بود. بنابراین سیزده پارچه را پانصد کارگر به هم وصل کردند تا دو بادبان آماده شد.

من با پیچیدن ریسمان ها و طناب ها نازک و کلفت به هم، مقداری طناب آماده کردم و با کمک نجارهای امپراطور، دکل و پارو ساختم و از سنگ بزرگ و سنگینی هم که در ساحل پیدا کرده بودم، به جای لنگر استفاده کردم.

وقتی همه چیز آماده شد، آذوقه ها را روی عرشه انبار کردم. همچنین تعدادی گاو و گوسفند زنده ی کوچک برداشتم تا به خانواده ام نشان دهم. دوست داشتم چند تا از آدم کوچولو ها را هم همراهم ببرم اما امپراطور اجازه ی چنین کاری را نداد.

آماده کردن قایق نزدیک به یک ماه طول کشید. وقتی همه چیز کاملا آماده شد، من راه افتادم. دو روز بعد کشتی بزرگی را دیدم و

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب سفرهای گالیور – پینه دوز”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.