کتاب دکتر ژیواگو – بوریس پاسترناک

120,000 تومان

نویسنده: بوریس پاسترناک

مترجم: علی اصغر خبره زاده

انتشارات: نگاه

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

توضیحات

کتاب دکتر ژیواگو نوشته ی بوریس پاسترناک و ترجمه ی علی اصغر خبره زاده در انتشارات نگاه به چاپ رسیده است.

دکتر ژیواگو پزشک و شاعر مشهور روس است که در نیمه اول قرن بیستم زندگی می کند. او بخاطر اشعار سیاسی اش مورد غضب سیاسیون زمان خود قرار می گیرد. موضوع اصلی داستان روایت عاشق شدن ژیواگو به دو زن است. ژیواگو ابتدا با تانیا که از کودکی باهم بزرگ شده اند ازدواج می کند.در این دوره کشور در آستانه یک انقلاب قرار دارد.تزار، تظاهراتی که انجام می شود را به خون می کشد. دختري زيبا به نام لارا به جوانی انقلابي به نام پاشا دلبسته است. با آغاز جنگ جهانی اول دکتر ژيواگو و پاشا هر دو به جبهه اعزام مي شوند.پاشا در جنگ زخمي و اسير آلمان ها مي شود.لارا برای اطلاع از سرنوشت او به جبهه مي رود و… این روایت با وقوع انقلاب اکتبر 1917 آغاز می‌شود و سال‌های درگیری جریان‌های مختلف بر سر تصاحب قدرت را روایت می‌کند. ، روایتی سیاسی – عاشقانه که زندگی اجتماعی و فردی روس‌ها در سال‌های انقلاب را پیش‌روی مخاطب می‌گذارد. شاهکار دکتر ژیواگو آنچنان مورد توجه قرار می گیرد که بوریس پاسترناک خالق خود را در سال ۱۹۵۸  برنده جایزه نوبل در ادبیات می کند. از روی این اثر چند فیلم و سریال نیز ساخته شده است.

توضیحات تکمیلی

ابعاد220 × 140 mm
تعداد صفحات

سال انتشار

قطع

نوبت چاپ

نوع جلد

برشی از متن کتاب

شب شده بود. تنها حلقه ی رو شنایی سفیدی که چراغ جیبی (دیومیتا) تا پنج قدمی آنان را روشن می کرد، از این توده ی برف به آن توده ی برف می جهید و کسانی را که به دنبال آن بودند، به جای این که جلوی پایشان را روشن کند، بیشتر سرگردانشان می کرد. همه جا تاریک بود. در پشت سر همان خانه ای قرار داشت که اشخاص بسیاری آن را می شناختند، همان جایی بود که او وقتی دخترکی بود اغلب به آنجا می رفت. جایی بود که پسر بچه ای را به نام (آنتیپوف) بزرگ کرده بود که بعد ها می بایست با (لارا) ازدواج کند.

(دیومینا) با لحنی حمایت کننده و جالب با دکتر حرف می زد:

بی چراغ؟ باز هم جلوتر می روید؟ رفیق دکتر، اگر این نبود، من مال خودم را به شما قرض می دادم. به راستی در گذشته این دختر فکرم را آشفته کرده بود. هنگامی که دخترکی بیش نبود، دیوانه وار او را دوست داشتم . من در خانه ی آنها زندگی می کردم و شاگرد بودم. امسال او را دیدم که از مسکو می گذشت.

به او گفتم: (دیوانه ی بزرگ کجا می روی؟) باید این جا بمانی. با هم زندگی می کنیم و کاری برایت پیدا می کنم. میروی که چه کنی؟ هیچ کار! او با (پاشکا)یش که با فکر و عقل او را دوست می داشت نه با دل و جان، ازدواج کرد و پس از آن کمی دیوانه شد و بالاخره رفت .

درباره ی ام ج فکر می کنید؟

دقت کنید ، این جا پایتان لیز می خورد. چند بار به آن ها گفتم آب های کثیف را جلو در خالی نکنید. مثل اینکه با دیوار حرف می زنم . چه فکر می کنم؟! چطور بگویم؟ چه فکر می کنم… فرصت نیافتم زیاد فکر کنم. می بینید؟ این جا جای زندگی است؟ به او نگفتم برادرش که نظامی بود، چنان که می گویند تیر باران شده است. مادرش که ارباب سابق من است بدون تردید سعی می کنم به کارهایش  رسیدگی کنم و به او می پردازم. خوب، من دارم می روم . به امید دیدار.

آن ها از هم جدا شدند. روشنایی چراغ ( دیومینا) روی پلکان تنگ سنگی لغزید و بعد از آنجا دوید و دیوار های کثیف را روشن کرد. دکتر در تاریکی ماند. سمت راستش خیابان ( سادووایا تریومفالنایا) و سمت چپش خیابان (سادووایاکارت نایا) بود. در دوردست در تاریکی و برف سنگین ، دیگر خیابان های معمولی نبود بلکه آبروهایی بود که بین خانه های سنگی ایجاد شده بود، مانند آبرو هایی که در قلب جنگل های نفوذ ناپذیر اورال یا سیبری دیده می شود.

(ژیواگو) در خانه اش، روشنایی و گرما را بازیافت. (آنتونینا آلکساندروونا) از او پرسید:

چرا اینقدر دیربرگشتی؟

بی آنکه مهلت جواب دادن به او بدهد، ادامه داد:

در نبود تو اتفاق جالبی افتاده است . یک اتفاق عجیب و غیر قابل توصیف . فراموش کرده بودم به تو بگویم، دیروز پاپا ساعت دیواری ات را شکست دل و دماغش سوخت و دیگر ساعتی در خانه وجود ندارد.

فهرست

بخش اول

قطار سریع السیر ساعت پنج

بخش دوم

دخترکی از محیط دیگر

بخش سوم

درخت کریسمس در خانه ی (سونتیتسکی )ها

بخش چهارم

وعده ها فرا می رسند

بخش پنجم

وداع با گذشته

بخش ششم

توقف در مسکو

بخش هفتم

سفر

بخش هشتم

ورود

بخش نهم

واریکینو

بخش دهم

در شاهراه

بخش یازدهم

چریک جنگل ها

بخش دوازدهم

درخت بادامک یخ زده

بخش سیزدهم

روبه روی مجسمه خانه

بخش چهاردهم

بازگشت به واریکینو

بخش پانزدهم

پایان

بخش شانزدهم

سرانجام

بخش هفدهم

اشعار یوری ژیواگو

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب دکتر ژیواگو – بوریس پاسترناک”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.