کتاب داستان های خوب برای دختران بلندپرواز (جلد 1)

50,000 تومان

هم اکنون در انبار موجود نیست - اما میتوانید این محصول را پیش خرید کنید

نویسندگان: النا فاویلی – فرانچسکا کاوالو

مترجمان: امید سهرابی نیک – آرزو گودرزی

انتشارات: نشر نو

کتاب داستان های دختران بلند پرواز (قصه هایی درباره ی زنان استثنایی) نوشته ی النا فاویلّی و فرانچسکا کاوالّو توسط انتشارات فرهنگ نشر نو به چاپ رسیده است.

به تمام دختران بلند پرواز جهان:

رویا های بزرگ تر بپرورانید

اهداف بلندتری داشته باشید

نیرومند تر بجنگید

و هنگامی که تردید در دل دارید

بدانید که حق با شماست.

به گفته ی نویسندگان این کتاب: ” بسیار مهم است که دختر ها از موانعی که سر راهشان قرار دارد آگاهی پیدا کنند. به همان اندازه هم مهم است که درک کنند که این موانع بر طرف نشدنی نیست. باید بدانند که نه تنها می توانند راهی برای چیره شدن به موانع پیدا کنند بلکه می توانند آن موانع را برای همیشه از سر راه نسل های آینده بردارند، درست مانند کاری که این زنان بزرگ انجام داده اند. ”

این کتاب که شامل شبه زندگی نامه ای از زندگی بیش از نود بانوی بزرگ است هدفش را آشنا کردن دختران جهان با داستان های واقعی زنانی قرار داده که با تمام وجود از موانع زندگانی شان گذشتند و کار های بزرگ و حیرت انگیز انجام داده اند. این پیام که ” دختران با تکیه بر توانایی هایشان می توانند از عهده ی هر کاری بربیایند ” را می توان در تک تک داستان ها دید. هر داستان به شیوه ی نوینی تعریف شده که بسیار ساده و خودمانی نقل می شود و احساس نزدیکی بین مخاطب ( خواننده ی کتاب ) با شخصیت قهرمان داستان بر قرار می کند. در این کتاب با داستان فضانوردان، آشپزان، شناگران، بوکسورهایی که بانو، مادر، دختر هستند آشنا می شویم و می توانیم از زندگی هر یک درسی بگیریم، امید و اشتیاق خود را تقویت کنیم تا جهانی که می خواهیم برای خودمان بسازیم. کتابی با مضمونی روانشناسانه می خواهد قدمی بزرگ در زندگی بانوان بردارد و اعتماد قلبی هر بانو را بهشان یاد آور شود. در نهایت و در آخر کتاب هم قسمتی وجود دارد تا بتوانیم قصه ی زندگی خودمان را بنویسیم و تصویرگری کنیم.

 

اطلاعات بیشتر

وزن 500 g
ابعاد 233 × 160 mm
تعداد صفحات

سال انتشار

قطع

نوبت چاپ

نوع جلد

برشی از متن کتاب

مریم میرزاخانی

ریاضیدان

روزی روزگاری دختری به نام مریم در تهران زندگی می کرد. مریم خجالتی بود و دوست داشت در آینده نویسنده شود. هر نوشته ای را که به دستش می رسید می خواند. اما وقتی که وارد دبیرستان شد دید که به ریاضیات علاقه ی بیشتری دارد. او در دبیرستان در یک آزمون به نام المپیاد شرکت کرد و در کشور اول شد.

مریم در حل کردن مسائل ریاضی استعداد شگفت انگیزی داشت. اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و در چندین المپیاد جهانی نیز مدال طلا گرفت.

او به آسانی در دانشگاه صنعتی شریف که یکی از بهترین دانشگاه های ایران است قبول شد.

مریم برای ادامه ی تحصیلاتش به دانشگاهِ هاروارد در آمریکا رفت. در دانشگاه بسیار کنجکاو بود و سوال زیاد می پرسید و تند تند به زبان فارسی یادداشت بر می داشت. او عادت داشت ابتدا روی کاغذ خط خطی کند و سپس در اطراف آن فرمول های ریاضی بنویسد.

او در دوران دانشجویی در آمریکا توانست جواب یک مسأله ی ریاضی را بیابد که تا آن زمان کسی نتوانسته بود حل کند.

در سال ۲۰۰۵ از مریم به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده در آمریکا تجلیل شد. مریم همچنان به تحقیق در رشته ی ریاضی ادامه داد و در سال ۲۰۱۴ برنده ی مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. او تنها زنی است که برنده ی این مدال شده است.

مریم که نابغه ی ریاضی لقب گرفته است می گفت: ” گاهی احساس می کنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمی دانم به کجا می روم. ولی بالاخره به بالای تپه ای می رسم و می توانم همه چیز را واضح تر ببینم. آنچه آن گاه رخ می دهد، واقعاً هیجان انگیز است. ”

۳ مه ۱۹۷۷ – ۱۴ ژوییه ۲۰۱۷

( ۱۳اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶ )

ایران

« در طول مسیر خودت را شکنجه می کنی،

اما قرار هم نیست که زندگی آسان باشد. »

مریم میرزاخانی   گریس اومالی

دریانورد

روزی روزگاری در جزیره ای سر سبز و دور افتاده دختری با مو های بلند و زنجبیلی زندگی می کرد به نام گریس.

وقتی که باد زوزه می کشید و موج بر صخره ها می کوبیدند گریس روی تخته سنگی می ایستاد و رویای کشتیرانی در دریا های طوفانی را در سر می پروراند. اما پدرش به او می گفت: ” دختر ها نمی توانند دریا نوردی کنند. تو اگر بخواهی دریا نوردی کنی موهای بلندت به بادبان های کشتی گیر می کند. ”

گریس از حرف پدرش دلگیر شد و موهایش را کوتاه کرد و مانند پسر ها لباس پوشید تا به خانواده اش ثابت کند که او نیز می تواند در دریا ها زندگی کند.

سرانجام یک روز پدرش با یک شرط موافقت کرد که او را به کشتیرانی ببرد و گفت: ” اگر با کشتی دزدان دریایی رو به رو شدیم سریع به زیر عرشه برو و پنهان شو. ” اما وقتی که به آن ها حمله شد گریس از روی دکل پرید و بر پشت یکی از دزدان دریایی فرود آمد. حمله ی غافلگیرانه ی گریس موثر بود و آن ها توانستند دزدان دریایی را فراری دهند.

گریس دریا نوردی ماهر بود و می خواست کارهایی هیجان انگیز تر از ماهیگیری انجام دهد. وقتی که انگلیسی ها به قلعه ی آن ها حمله کردند او به جای تسلیم شدن، دزد دریایی شد و با آن ها مقابله کرد. و آن چنان موفق بود که به زودی صاحب یک ناوگان کشتی و چندین جزیره و قلعه در سواحل غربی ایرلند شد.

وقتی که انگلیسی ها پسران او را به اسارت گرفتند او با کشتی خود به دیدن ملکه الیزابت اول رفت تا آن ها را آزاد کند. ملکه و گریس با یکدیگر دوست شدند و این باعث تعجب همگان شد. ملکه پسران گریس و اموالش را به او بازگرداند و گریس نیز به انگلیسی ها در جنگ با اسپانیایی ها کمک کرد.

حدود ۱۵۳۰ – ۱۶۰۳

ایرلند

« من ملکه دریا ها هستم. »

گریس اومالی

Be the first to review “کتاب داستان های خوب برای دختران بلندپرواز (جلد 1)”

نظرات

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

فهرست فروشگاه

کتاب داستان های خوب برای دختران بلندپرواز (جلد 1)

50,000 تومان

افزودن به سبد