شعر در خدمت قدرت – کتابانه

گرایش شدید به صنایع بی ارزش ادبی و دور شدن از تجربه های عینی شاعرانه از خصوصیات شعر دوره سلجوقی است.

با افول قدرت سلاطین غزنه سلسله نوخاسته دیگری از ترکمانان سلجوقی در خراسان بر سر کار آمد. از آن به بعد حکومت های غزنوی و سلجوقی همانند دو کفه ترازو یکی به سوی فرود و دیگری به سوی فراز در حرکت بودند. دوره سلجوقی با وجود گستردگی قلمرو حکومت سلجوقیان و جاه و جلال آنان، از دوره های تاریک فرهنگ و تمدن ماست، هم به دلیل استبداد سیاسی و تعصب مذهبی و هم به دلیل در گیری های داخلی و روی کار آمدن نالایقان.

شاعران درباری این دوره که غالبا خود جزئی از جامعه اند، بنابر مقتضیات عصر که تشرع و تدین را ولو در ظاهر لازم می داند، گاهی به پند و حکمت نیز می پردازند؛ ولی این سخنان مانعی برای عشرت طلبی های خودشان نمی شود. کم دانشی و شعر نشناسی ممدوحان که غالبا فقط اهل عشرت جویی و جنگ و سیاست اند، باعث می شود که شاعران بیش از پیش به اغراق های شدید در محتوا و نیز صنعت پردازی مفرط در صورت مدیحه هایشان بگرایند تا هم امرا را خوش آید و هم فضلای دربار را به قدرت طبع شان قانع سازد.

 طبیعتا شعر وقتی از زندگی شاعر و مخاطبان دور باشد و فقط وسیله ای برای اثبات قدرت شاعر در چشم مدعیان و تقرب او به ممدوح گردد، جز این هم انتظاری نمی رود. کم کم معیارهای جمال شناسی شعر عوض می شود. آثار این تغییر در کتاب های نقد آن روزگار پیداست و دنباله آن حتی تا برخی متون دانشگاهی و نقد ادبی امروز ما نیز کشیده شده است.

باری، گرایش شدید به صنایع بی ارزش ادبی، استفاده افراطی از علوم و مفاهیم قراردادی در شعر و دور شدن از تجربه های عینی شاعرانه از خصوصیات شعر دوره سلجوقی است. غالب شعرهای این دوره از احساسات سالم، تصویرهای عینی و بیان پاکیزه شعر دوره سامانی و اوایل غزنوی دور مانده است. چون محیط زندگی ثابت است و بعد از تصویرگران قابلی همچون منوچهری و فرخی چیز زیادی برای کشف باقی نمانده است، شاعران این دوره ناچار می شوند ماده اصلی خیال های نسل قبل را به عاریت بگیرند و آن ها را در عبارتی تازه و غالبا همراه با صنایع بدیعی در شعر خویش تکرار کنند. چنین است که بیشتر شاعران این دوران از فرخی و عنصری تتبع می کنند، به ویژه در تلفیق و بازسازی تصاویر، که شگرد خاص عنصری است و پس از او سنت رایجی در شعر ما شده است. ولی در کنار این همه تقلید، واپس گرایی و تصنع، رگه های روشنی هم در شعر این دوره و در کار کسانی همچون ناصرخسرو، سنایی، خیام و باباطاهر عریان به چشم می خورد.

منبع: منبع: کاظمی، محمدکاظم، (1397)، شعر پارسی، تهران: سپیده باوران

علاقه مندان به شعر کهن فارسی می توانند از آثار ذکر شده در این بخش بهره مند گردند:

فهرست فروشگاه