دین و نظریه ی شناخت آن – کتابانه

دین به تمام و کمال شیوه ای انسانی از احساس کردن، باور کردن و رفتارکردن است.

میان خدا و روح فردی رابطه ای وجود دارد، اما فقط سویه ای را که روح فردی آن را شکل داده به ما ارزانی شده است. دین، رابطه ای نیست که همانند یک کل و وحدتی تصور شود که عناصر را در خود محصور می کند. چه، رابطه ی قراردادی ” عهد قدیم” مورد نظر باشد و چه رابطه ی فرزندی ” عهد جدید” یا حتی آمیختگی عرفانی خدا و انسان، همیشه در این جا یک امر مرکب از دو جهت مربوط وجود دارد، حادثه ای ماورالطبیعی که به درستی می تواند دین را بنیاد نهد یا پای آن را به میان کشد، ولی با وجود این، هنوز خودِ دین نیست.

می توان گفت که راستی و درستی به منزله ی صورت کردار فردی، با حقوق به منزله ی روش اتحاد عینی میان انسان ها تطابق دارد. دین به تمام و کمال شیوه ای انسانی از احساس کردن، باور کردن و رفتارکردن است، اصطلاحی که با آن این کارکرد را به تناسب توصیف خواهیم کرد اهمیت ندارد؛ این کارکرد که انحصارا نزد انسان بسط می یابد، سهم خود را در نسبت با خدا تعیین یا ابراز می کند. تنها داده ی قطعی ما باز هم در این جا برخی حالات یا برخی حوادث در روح ماست. آن ها را، به میزانی که دین می نامیم، به منزله ی وجه درون ماندگار ما که ناشی از رابطه ای با اصل اعلی است، تعیین می کنیم.

برای دستیابی به تحلیلی علمی از ” امر واقع دینی” باید از این گزاره که واضح و در عین حال برای بسیاری از اذهان مبهم است، شروع کرد: این امر که خدایی این جهان را خلق کرده و هدایتش می کند و عدالت را به وسیله ی پاداش ها و کیفرها اعمال می کند، و رستگاری یا تقدیس از او ناشی می شود، این ها همه سازنده ی دین نیستند، هرچند که ماده باورها، احساسات و اعمال دینی ما باشند. همان طور که ما باید جهان عینی را که محتوا را می سازد، از فرایند خود اندیشنده متمایز کنیم، باید وجود و ارزش عینی محتوای دینی را نیز از دین به منزله ی کارکردی ذهنی و انسانی متمایز سازیم. این تمایز امکان می دهد که دین داری از دیدگاه معرفت شناختی کاملا قابل فهم و درک شود.

مقولات مهم زندگی درونی ما از جمله وجود و تکلیف، امکان و ضرورت، میل و ترس، رشته ای را می سازند که از خلال آن محتواهای آگاهی و تعینات امور که به طور منطقی تثبیت و درک می شوند، می گذرند. می توان این مقولات را با صورت هایی ترکیبی مقایسه کرد که یک عنصر شیمیایی واحد می تواند به خود بگیرد یا با سازهای موسیقیایی متنوع، که یک آهنگ واحد را می نوازند، اما هر بار با یک رنگ، یا با یک ویژگی موسیقیایی متفاوت. شاید این ها احساسات گوناگون متلازمی هستند، که دلالت بر محتوای واحد دارند، گاه به سان موجود، گاه به سان ناموجود، گاه به سان متعلق یک تکلیف، گاه به سان متعلق یک امید، یا دقیق تر، گاه به سان یک شی و گاه به سان شی دیگر معنا می دهد.

روح ما، بنا بر حالت کلی اش، به همان محتوای منطقی با رفتار کاملا متفاوت پاسخ می دهد، و بدین سان، بنابر بافتی که این روح در آن این محتوا را می گنجاند، معانی کاملا متفاوتی از آن بدست می آورد. حال آنکه به نظرم می رسد که دین داری به شماری از این مقولات صوری و ریشه ای تعلق دارد، و بدین سان درونمایه ی خاص خود را با برخی محتواهای بازنمایانه فراهم می آورد، به علاوه این محتواها کاربست مقولات دیگر را نیز پذیرا می شوند. همان اموری که در فوق متذکر شده ایم از جمله خدا و رابطه اش با جهان، وحی، گناه و رستگاری می توانتد مشخصا از دیدگاه بی قید و شرط وجود به منزله ی امور متافیزیکی کم و بیش اثبات پذیر مطرح شوند؛ این امور ممکن است در مقوله ی شک قرار گیرند یعنی حالت درونی خاص تزلزل آمیزی که با وجود و لاوجود صورت جدیدی از چیزها را متصور می سازند؛ برخی از این امور ممکن است در مقوله ی تکلیف قرار گیرند، به گونه ای که تقریبا به منزله ی توصیه های اخلاقی ظاهر شوند، که نظم بیرونی باید با آن ها صورت گیرد. به همین ترتیب، اکنون بدون آنکه محتوا اصلا تغییر کند، این امور می توانند واجد صورتی دینی شوند_ شاید صورتی کاملا بنیادی که “توسط ما احساس می شود” ، یک حالت بنیادی روح، که برای این محتوا، گستره و صورت خاصی از بودن و ارزش فراهم می آورد، هرچند از نظر روان شناختی فقط می توانیم آن را به منزله ی مجموعه ی پیچیده ای از احساسات اساسی متمایز توصیف کنیم.

در تعدادی ادامه تعدادی کتاب مفید معرفی می کنیم که می توانید این کتابها را از کتابانه خرید کنید:

روانکاوی و دین اثر اریک فروم

موضوع اثر حاضر همانطور که از عنوانش بر می آید، علم روانکاوی و دین و روابط این دو با یکدیگر در زندگی پیچیده عصر ماست. فروم از جمله روانشناسانی است که به آدمی و اهمیت آن توجه داشته و انسان را محور اصلی قرار می دهد بنابراین در این اثر نیز پیشوایان دینی و روانکاوان را به مقابله با چالش تباهی و فساد روحی نظام “ماشین سالاری” دعوت می کند.

وجدان بیدار اثر اشتفان تسوایگ

وجدان بیدار درباره سرگذشت یکی از مردان گرانمایه قرن شانزدهم میلادی که ارج و منزلتش حتی تا به امروز نشناخته مانده، نگاشته شده است. نام این مرد «سباستین کاستلیو» می باشد، کار بزرگی که وی انجام داد برخاستن در عصر ظلمت و بحبوحه جنبش اصلاح دینی، علیه دنیا پرستی پاپها و سلطنت ظالمانه شان و فریاد زدن و خواستار اجرای تعالیم واقعی مسیح شدن، و همچنین دفاع از ارزش های جاودانه الاهی می باشد.

الاهیات مسیحی در قرن بیستم اثر استنلی گرنز و راجر اولسن

این اثر، کتابی در حوزه ی باورهای دینی و الهی می باشد. مبحث الهیات و چگونگی وجود ذات و حضور خداوند در عالم هستی یکی از مهم ترین مسائلی است که ذهن بشریت را همواره به خود معطوف کرده و عقاید و نظریات بسیار متفاوتی را به دنبال می آورد. در اواسط قرن بیستم، با شروع کشمکش ها و جنگ و نزاع در امریکا، الهیات تحت تاثیر نگرش اروپایی ها، تغییرات بزرگی یافت. در همین راستا، مولف جهت تعیین چگونگی و میزان تغییرات صورت گرفته، الهیات قرن نوزدهم را با الهیات قرن بیستم مقایسه نموده.

رازدانی روشنفکری و دینداری، اثر عبدالکریم سروش

“رازدانی و روشنفکری و دینداری” کتابی در حوزه ی فلسفه می باشد که مطالبی پرمحتوا را به مخاطب ارائه می کند. نویسنده در طول محتوای اثر حاضر که پنج مقاله ی ارزشمند و خواندنی را در برمی گیرد، سه مقوله ی رازدانی، دینداری و روشنفکری را به طور مفصل مورد بحث قرار می دهد.

بازی در نقش خدا؟ اثر تد پیترز

در این کتاب جالب و قابل توجه تد پیترز به کاوش در مطالب دروغین و اشتباهات «افسانه ژن» پرداخته است و مجموعه ای چشمگیر از بحث ها و استدلالات علیه این نوع از ایجاب گرای فراگیر و همه شمول ژنتیک را عرضه می دارد. از جنبه  علمی، وی به درستی اشاره می کند که تاثیرات ژنتیک بر رفتار انسانی در بیش تر موارد بالنسبه جزئی و اندک اند. نویسنده  به این نتیجه می رسد که ذات انسانیت حاصل تعامل متقابل سه چیز است – نه یکی، نه دو تا، بلکه سه چیز: وراثت و ژنتیک، محیط، و اختیار و آزادی اراده.

منبع: زیمل، گئورک،1397، کتاب دین، ترجمه امیر رضایی، تهران: نشر نی

دیدگاهتان را بنویسید

فهرست فروشگاه