-و-ادبیات-فارسی

ارزش و کارکرد ادبیات – کتابانه

ادبیات عرصه ی تمرین آزادی است، از آن جهت که سازنده ی جهانی است که می خواهیم اما نمی یابیم.

در یک کلام، ادبیات امکان دخل و تصرف در جهان را بیش از آن چه در توان آدمی است به وی می بخشد. ادبیات فارسی از عمری هزار ساله برخوردار است. در این هزار سال، نویسندگان و شاعران پارسی گوی، همگام با جامعه ی ایرانی فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته اند. گاهی در اوج شادکامی و کامیابی زیسته اند که موج و طنین آن را می توان با خواندن آثار هنری شان دریافت و گاهی با هجوم اقوام وحشی و غارتگر، این سرزمین پاک را جولانگاه مشتی مردم وحشی صفت دیده اند که جز قتل و ویرانی رؤیایی در سر نمی پرورانده اند. تلخی ناگوار این حوادث دردناک مجلایی جز ادبیات نیافته است. جالب است که وقتی مورخین ایرانی می خواسته اند به تحریر موضوعات تاریخی بپردازند با درایت و زیرکی درمی یافته اند که آثارشان زمانی به جاودانگی خواهد پیوست که جامه ی ادب و هنر بر تن کند؛ از این روست که بسیاری از آثار تاریخی گذشته، صبغه ای ادبی و هنری دارند و جزو ادبیات این سرزمین محسوب می شوند. ادبیات هر ملتی جلوه گاه راستین روح، سرشت، طبیعت، عادات، رسوم، آمال، آرزوها و ارزش هایی است که در طول تاریخ در بوته ی آزمون های متوالی پرورده شده و بر اریکه ی هنر تکیه زده است. روح هر ملتی با پیوستن به ادبیات از پوسیدگی و فنا و مرگ رهایی می یابد. با خواندن آثار ادبی می توان با گذشتگان دانشور و هنرمند خویش به گفت و گو نشست و از مصاحبت با آنان بهره های فراوان برد و با تکیه بر تجربه هایشان بنای آینده را استوارتر ساخت.

زبان پارسی

ادبیات یکی از اقسام هنرهای هفتگانه است که می تواند لذت آفرین باشد، از آن جهت که زیبا و والاست. لذت حاصله از زیبایی و والایی نصیب روح آدمی می شود و منفعت مادی در آن متصور نیست. ادبیات ابزار تبلیغ و اقناع است و قادر به انجام کار اخلاق و مذهب می باشد. ابزار انتقال دانش، آگاهی و تجربه است؛ حتی تجربه ی امور باطنی که قابل دیدن نیست. ابزار بیان احساسات، هیجانات و مکنونات درونی است. امکان بیان آگاهی های حاصل از لحظه های شاعرانه و شهودی و ادراکات فراتر از قلمرو عقل را فراهم می آورد. وسیله ی تزکیه و پالایش روح است. می تواند عواطف و احساسات خفته ی خوانندگان را برانگیزد، ارضا کند و روان را متعادل سازد. اگر عواطفِ ترس، خشم، عشق، نفرت، یأس، شادی و … در آدمی به طور متعادل برانگیخته نشوند، روان وی ناآرام و نامتعادل می شود. با خواندن شعر و رمان می توان به آسانی و با کمترین هزینه این احساسات و عواطف را برانگیخت.

ادبیات نشان دهنده ی حقایق اموری است که بر اثر عادت زدگی قادر به درک آن ها نیستیم. ادبیات قادر است با طرح پرسش های هوشمندانه درباره ی انسان و هستی در روند عادی زندگی درنگ ایجاد کند و ما را به تفکر و تأمل وادارد. زمینه ی همدلی و ارتباط روحی انسان ها را فراهم می سازد؛ همدلی خوانندگان با نویسنده، خوانندگان با شخصیت ها و قهرمانان قصه ها و همدلی خوانندگان با یکدیگر. از طریق رمز و استعاره و ایهام به ما امکان می دهد که واقعیت های ناگفتنی را به شیوه ی رمزی و پوشیده بیان کنیم. از طریق گزارش از درون هنرمند و اشخاص داستان به شناسایی روان پیچیده ی انسان می پردازد و با روان شناسی هم آوا می شود. می تواند به دانش های جامعه شناسی، مردم شناسی و روان شناسی خدمت کند و داده ها و اطلاعات فراوانی در اختیار این دانش ها قرار دهد. می تواند تاریخ را به شیوه ای هنری بازسازی کند و آن را زنده و مؤثر پیش روی ما بگذارد. ادبیات ارزش های انسانی اصیل، هم چون عشق و محبت را در شکل های جاودانه به تصویر می کشد. خلاصه آن که ادبیات الگوها و هنجارهای فردی و اجتماعی را می سازد؛ بازتولید می نماید و هم قادر است آن ها را تغییر دهد. ادبیات هم چون هنرهای دیگر سرشار از تمهیدات، شگردها و صناعاتی است که موجب زیبایی، برجستگی و تأثیرگذاری آن می شود. میزان آگاهی خواننده از آن صناعات و شگردها بر فهم ادبیات و التذاذ آثار ادبی می افزاید. از قدیم الایام ادبیات شناسان، به مدد دانش های مختلفی این تمهیدات و شگردها را صورت بندی و تعریف کرده اند تا برای فهم و لذت ادبی مفید باشد. دانش های ادبی با وجود قدمت و دیرینگی هنوز هم در فهم ادبیات بسیار کارآمد و راهگشایند.

متون منثور کهن فارسی

در ادبیات غنی و کهن فارسی، انواع سبک های گوناگون هم چون ادبیات حماسی، غنایی، تعلیمی، نمایشی، داستانی، عرفانی، معاصر، انتقادی، توصیفی، عامیانه و … را داریم که دانشجویان در دروس دانشگاهی خود به خوبی با انواع آن ها آشنا می گردند. ما در اینجا به توضیح مختصری پیرامون برخی از آن ها می پردازیم:

ادبیات غنایی: در شعر فارسی، ادب غنایی به صورت داستان، مرثیه، مناجات، بثّ الشکوی و گلایه و تغزل در قوالب غزل، مثنوی، رباعی، دو بیتی و حتی قصیده مطرح می شود، اما مهم ترین قالب آن غزل است. در غزل قهرمان اصلی معشوق است و قهرمان دیگر که عاشق و خود شاعر باشد، معشوق را بهانه کرده و گلایه ها و آرزوها و احساسات خود را مطرح می کند.

ادبیات تعلیمی: معادل اصطلاح انگلیسی didactic literature ، نوشته هایی که هدفشان آموزش چیزی به خواننده یا مخاطب باشد. بنا بر این تعریف، تمامی نوشته های دینی، اخلاقی، حکمی، انتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، پندنامه و حتی متونی که به آموزش شاخه ای از علوم، فنون یا مهارت ها می پردازند، ادبیات تعلیمی هستند. قدیمی ترین نوشته های ادبی تعلیمی از یونان باستان به یادگار مانده است.

ادبیات حماسی: نخستین نوعی که در ادب یونان ظهور کرده، نوع حماسه است. در ادب یونانی، حماسه خاستگاهی اشرافی دارد. این نوع شعر که موضوع آن صحنه های نبرد است، تعبیر درستی است از یک جامعه ی اقطاع دار (فئودال) که با همسایگان خود در گیر و دار نبرد است تا حوزه ی تسلط خود را گسترش دهد. در این اجتماع، فرد وجود مشخصی ندارد، فقط بعضی از سرکردگان نیرومند هستند که راهبری جنگ و جنگبارگی با ایشان است. این نوع شعر، حالت بیداری یک جامعه را در برابر حیات، تصویر می کند. در ادب ایرانی نیز چنین است با این تفاوت که درگیری های قومی در شاهنامه بنیاد تجاوزطلبی در نظام فئودالیسم ندارد و تصویر حالت سازندگی یک جامعه است.

ادبیات نمایشی: عبارت از نوعی از ادبیات است که در آن به تصویر و تجسّم حادثه ای تاریخی یا خیالی از زندگی انسان پرداخته می شود و صاحب اثر هیچ گونه دخالتی در آن حادثه ندارد. در شعر نمایشی، به هر حال انسان در پیوندی که با زندگی و طبیعت دارد، مطرح است. وظیفه ی اصلی نمایش بیان حادثه و تحلیل اشخاص است.

ادبیات داستانی: بر آثار منثوری دلالت دارد که از ماهیت تخیلی برخوردار باشد. غالباً به قصه، داستان کوتاه، داستان و رمان و انواع وابسته به آن ها اطلاق می گردد. داستان، توالی حوادث واقعی و تاریخی یا ساختگی است؛ بنابراین تسخیر عمل به وسیله ی تخیل را ارائه می دهد. خصلت بارز داستان این است که بتواند ما را وادار کند که بخواهیم بدانیم بعد چه اتفاقی می افتد؛ از این رو داستان کیفیت عامی است که بنیاد هر اثر خلاقه را می ریزد و تقریباً هم معنا و مترادف ادبیات است.

شعر

اکنون به معرفی تعدادی از کتاب های دانشگاهی مطرح در رشته ی زبان و ادبیات فارسی می پردازیم:

این مقاله توسط گروه فرهنگی کتابانه گردآوری شده است.

منبع:

ذوالفقاری،ح (1387)، فارسی عمومی (ویرایش سوم)، تهران، نشر چشمه

فتوحی، م و عباسی، ح (1384)، فارسی عمومی، تهران، انتشارات سخن

اسماعیلی، م و رزاق پور، م و مؤمن، م و گرایی، غ (1388)، این جویبار جاری، قم، نشر لامک

مقالات مرتبط:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    فهرست فروشگاه